پراکنده گویی های پایان هفته۲۳۲
پیشکش به کسانیکه در کمک به دیگران در حد توان خود بدون انتظار پاداشی ذره ای تردید نمی کنند.
۱- آزادی هر جامعه منوط به شیوه اندیشیدن اعضای آن جامعه است.
۲- آزادی یک مایده آسمانی و یک هدیه«الهی» نیست بلکه یک حق بنیادی هر انسانی است.
۳- آزادی زمانی در جامعه نهادینه می شود که هیچیک از آزادی های هیچ عضو جامعه از سوی هیچ فرد و یا نهادی نقض نشود.
۴- آزادی بدون پذیرش مسیولیت از اعضای جامعه برای پاسداری از آزادی و رعایت آزادی هر عضو جامعه در هیچ جامعه ای تحقق پذیر نیست.
۵- آزادی رشد جامعه را در همه ابعاد امکان پذیر می کند، و استعدادها را شکوفا.
۶- فقدان ازادی در هر جامعه ای زمینه ساز کسب قدرت سیاسی از سوی خودکامگان است.
۷- برخی بین آزادی و امنیت یکی را بر دیگری ترجیح می دهند، ولی بنظرم آزادی و امنیت از هم جداناپذیر و در واقع هر کدام محافظ آن دیگری است.
۸- یکی از عوامل شکاف بین حکومتها و ملت ها نبود آزادی، مهار آزادی، و نقض آزادی از سوی حکومت هاست.
۹- جوامعی که با فقدان آزادی روبرو هستند اعضای شان امکان انتقال مسالمت امیز قدرت سیاسی را غیر ممکن می بینند، و برای انتقال قدرت معمولا به خشونت چون انقلاب، ترور سیاسی، کودتای خونین،… متوسل می شوند که در اکثر مواقع حکومت تازه برخاسته از خشونت ذره ای برای آزادی ارزش قایل نیست.
۱۰- آگاهی عمومی/جمعی امکان انتقال یک جامعه بدون ازادی را به یک جامعه آزاد فراهم می کند.
۱۱- مردمی که آگاهانه با هدف کسب آزادی، قربانیان جنایات خودکامگان می شوند در تاریخ جایگاه ویژه ای کسب می کنند و الهام بخش بازماندگان برای ادامه مبارزه در مسیر آزادی هستند.
۱۲- آزادی به نهادینه شدن مرام انسانیت منجر می شود که هر جامعه ای امروز در جهان به آن شدیدا نیازمند است.
۱۳- ازادی ضد هرج و مرج است. ازادی دشمن استبداد است. ازادی بخشی از فطرت انسان است که نیاز به پرورش دارد.
۱۴- نقض، مهار، محروم، محدود،… کردن آزادی هر فردی از سوی هر نهاد، مقام، فرد،… باید به عنوان یک جرم در قوانین کیفری هر کشوری در هر جهان منظور شود.
۱۵- هر فردی از اعضای جامعه مسیولیت ترویج فرهنگ آزادی را دارد، و این مسیولیت در رابطه با موقعیت، توان، بینش، و دیگر ویژگیهای افراد متفاوت خواهد بود.
۱۶- هیچ عضو جامعه حق ندارد آگاهانه خود را از آزادی محروم کند.
۱۷- همه حکومتها باید فصلی را به قوانین اساسی خود درباره ازادی های مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن اختصاص دهند و خود را ملزم به اجرا و رعایت آنها کنند، و در همان قانون اساسی باید نوشته شود اگر حکومتها از اجرا و رعایت آن تخطی کنند و طفره روند یا داوطلبانه و بطور مسالمت امیز از قدرت کنار روند و یا شهروندان حق دارند به هر شیوه و با هر ابزاری آنها را از اریکه قدرت به زیر کشند.
۱۸- ترکیب دین و قدرت سیاسی در هر جامعه ای
یعنی نابودی ازادی! حکومتی که شالوده آن مذهب و ایدیولوژی است با آزادی در تضاد است.
۱۹- سو استفاده از آزادی نه تنها غیر اخلاقی است بلکه حتی ممکنست به نتایج زیانبار، منفی و خطرناک نیز منجر شود، و شاهد شکل گیری جامعه یی فاقد اخلاق و جنایات فراگیر باشیم.
۲۰- فقدان آزادی در هر جامعه ای به معنای توهین به شعور اعضای آن جامعه است.
سیمین بهبهانی:
از کسانی که همه چیز را در ترازوی دین وزن می کنند دور باش زیرا اگر وزنت به دلخواهشان نباشد با سنگ های ترازو سنگسارت می کنند.
هفته ی دلپذیر و خاطره انگیزی را برای شما و عزیزان تان خواهانم.
ایران هرگز نخواهد مرد!
در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.
دکتر ابراهیم بی پروا



















