پراکنده گویی های پایان هفته۲۳۱

پیشکش به کسانیکه پس از افتادن، در برخاستن ذره ای تردید نمی کنند.

۱- برخی اوقات هزینه سکوت قابل شمارش نیست، نجومی است. آسیب های سکوت جبران ناپذیر و تاثیرات منفی و ویرانگر آن نه تنها بر نسل کنونی بلکه بر نسلهای آینده هم باور نکردنی و غیرقابل تصور است.

۲- کسانیکه بنام تاریخدان چهره های ادبی، ملی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی،… را نبش قبر می کنند و عملکرد آنها را با معیارهای امروز می سنجند و حکم مجازات برایشان صادر می کنند تحریف کنندگان تاریخ اند و نه تاریخدان! 

۳- شهروندان هیچ وظیفه و مسیولیتی در پیروی از قوانین و مقررات حکومتی که ناتوان از فراهم کردن امکانات مشارکت سیاسی فعال، سازنده و معنادار شهروندان است را ندارند. بعکس، حق اساسی شهروندان است که به هر وسیله ممکن به ادامه چنین حکومتی پایان دهند.

۴- زندگی در مبارزه معنا می یابد. کسانی که از مبارزه گریزانند در واقع مردگانی هستند که اکسیژن مصرف می کنند و راه می روند.

۵- عربده کشی، فریاد کشیدن، لفاظی، … به رهبران ناتوان و بی کفایت توهم قدرت می دهد.

۶- رهبری واقعی، سالم، سازنده، موفق و لایق یک جاده دوطرفه است و نه یکطرفه، این رهبران بیش از انچه از دیگران انتظار دارند خود باید برای دیگران انجام دهند. اگر برای کسب قدرت، حفظ قدرت و افزایش قدرت از مردم انتظار دارند خون دهند، جان دهند،… خود نیز باید پیش از آنها آماده خون دادن، جان دادن،… باشند.

۷- رهبران معمولا زمانی که تصمیمی می گیرند فوری به این باور می رسند که حق با آنهاست؛ اگر کسی بخواهد تصمیمات اشتباه آنها را به آنها بگوید سریعا حالت دفاعی می گیرند و به نتایج خطرناک تصمیمات شان توجه نمی کنند.

۸- کنجکاوی همیشه بر تصورات ذهنی درخشان منجمد برتری دارد، اولی ما را به پیش می برد، به آینده نگاه می کند، دنبال چاره و رهگشایی است، در حالیکه دومی ما را اگر به عقب نکشاند در حالت ایستایی نگه می دارد و راهها را می بندد.

۹- یکی از ویژگی های رهبران تاثیرگذار در دنیای آشفته و پر آشوب کنونی ایستکه آگاهانه می دانند انچه دیروز موثر بود لزوما فردا کارایی نخواهد داشت.

۱۰- وقتی جامعه ای با بحران‌های مزمن درگیر است، نشانه ناتوانی رهبری در آن جامعه است.

۱۱- به افرادی که در شروع آتش افروزی نقش داشته اند و حالا در خاموش کردن آن هم می خواهند نقش داشته باشند نه اعتماد کنید و نه تشویق کنید و پاداش دهید.

۱۲- فریب واقعیت ساختگی را نخورید. تغییر نام اعتماد ایجاد نمی کند.

۱۳- مردمی که در برابر چالشهای واقعی قرار می گیرند و تعهد می کنند که بر آن چالشها غلبه یابند، از تلاش‌های آنها حمایت کنید و به پیشرفتهایی که می کنند احترام بگذارید، و نه اینکه تعهدات و تلاش‌های آنها را با تحقیر و تمسخر و تخریب و توهین بی ارزش جلوه دهید و با توطیه خنثی کنید.

۱۴- رفتار خود را با هدف به حد اکثر رساندن خدمات خود به دیگران و جامعه تطبیق دهیم، و رویکرد دگر گرا را بر گزینیم و هر روز از خود بپرسیم آیا افکار و گفتار و رفتار من برای خواسته ها و نیازهای دیگران سودآور است و یا زیانبار؟

۱۵- بدون یادگیری قوانین بازی، تلاش در تغییر آنها نه تنها ره بجایی نخواهد برد بلکه امکان دارد حتی زیان‌های جبران ناپذیری به تلاش کننده وارد شود.

۱۶- آسیب رساندن به دیگران برای تامین منافع شخصی خود هیچ توجیه اخلاقی ندارد.

۱۷- رعایت قوانین بازی به نشانه تمایل شخص به همکاری و درنهایت پیروزی است.

۱۸- علاوه بر خوردن و اشامیدن، لازمست برای گفتن نیز دهان باز ‌کنیم اما نه برای هر انچه که بخواهیم بگوییم! بلکه برای بهتر کردن، بهبودی بخشیدن، آفرینش و تغییرات مثبت، راه چاره ارایه دادن، یاد دادن، … نه برای دروغگویی، اهانت، فحاشی، غیبت، خوار کردن دیگران، تفرقه افکنی، شایعه پراکنی، چاپلوسی، مطرح کردن خود،…هدف از گفتن باید برای سازندگی باشد و نه ویرانی!

۱۹- استقامت نشانه قدرت است، استقامت در افزایش استعداد نقش عمده ای دارد، استقامت پلی است بین خواسته ها و دستاوردها، استقامت مسیر پیشرفت و پیروزی را هموار می کند،… اما استقامت نسنجیده فاجعه بار خواهد بود.

۲۰- وقتی نجات جان انسان جرم محسوب می شود و نجات دهنده اعدام می شود، بخشی از جامعه هم تماشاگر صحنه اعدام! چنان جامعه ای به انحطاط کامل اخلاقی رسیده است.

آرامش دوستدار:

* او در کتاب معروف خود، «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»، استدلال می‌کند که وقتی تفکر دینی (به‌ویژه اسلام) در یک فرهنگ حاکم شود، تفکر فلسفی و پرسشگرانه ناممکن می‌شود.

* دوستدار اسلام را صرفاً یک اعتقاد قلبی نمی‌دانست، بلکه آن را یک فرهنگِ مسلط و «ناپرسا» (عدم پرسشگری) می‌دید که جایگزین خرد انتقادی شده است.

* در نظریات او، شیعیگری به دلیل تأکید بر احساسات، تعزیت، و سنت‌های مرثیه‌ای، شکلی تشدید شده از دین‌خویی است که فرد را از واقعیت و تفکر عقلانی دور می‌کند.

* او معتقد بود که فلسفه در فرهنگ اسلامی حقیقتاً «فلسفه» نیست و در نهایت در خدمت کلام و الهیات قرار می‌گیرد

هفته ی دلپذیر و خاطره انگیزی را برای شما و عزیزان تان خواهانم.

ایران هرگز نخواهد مرد!

در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.

دکتر ابراهیم بی پروا

مطالب مرتبط