پراکندهگوییهای پایان هفته ۲۲۸
پیشکش به کسانی که خواهان ایرانی هستند که در آن حقوق هیچ فردی پایمال نشود، تبعیضی علیه کسی صورت نگیرد، هیچکس تحقیر نشود و همه در برابر قانون برابر بوده و از فرصتهای برابر برخوردار باشند، و برای ساختن چنین ایرانی مبارزهای مستمر میکنند.
۱- روشنفکرانی که به پدیدههای اجتماعی-سیاسی ریشهای و عقلانی برخورد نمیکنند و نگرشی احساسی، عاطفی و هیجانی دارند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۲- روشنفکرانی که در موارد متعدد تاریخی مواضعی اتخاذ کردهاند که بعدها مخرب، پوچ و منفی بودن آنها در برابر واقعیتها عریان شده است، ولی از پذیرش آن سرباز زده و میزنند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۳- کسانی که ردای روشنفکری بر تن دارند، اما مشکلات جامعه را میبینند و سکوت میکنند یا همپیمان عاملان مشکلات میشوند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۴- کسانی که لباس روشنفکری بر تن دارند و ایراد میگیرند و انتقاد میکنند، ولی از ارائه راهحلهای عملی طفره میروند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۵- کسانی که مدعی روشنفکری هستند، اما آگاهانه یا ناآگاهانه توده را به کژراهه میکشانند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۶- کسانی که عینک روشنفکری بر چشم و سبیل بر لب دارند، اما مذهب را راهحل مشکلات میدانند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۷- کسانی که عبای روشنفکری بر دوش دارند، اما دنبالهرو توده میشوند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۸- مدعیان روشنفکری که روشنفکران دگراندیش را تخطئه میکنند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۹- مدعیان روشنفکری که با غم جامعه بیگانهاند و خود را در کتابخانهها محبوس کرده و از همنشینی با تودهها گریزانند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۱۰- مدعیان روشنفکری که در خدمت رژیمهای خودکامه قرار میگیرند تا جنایات آنها را توجیه کنند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۱۱- مدعیان روشنفکری که هویتشان به منقل و وافور گره خورده است، الگوهای خطرناکی برای جامعه، بهویژه جوانان و نوجوانان، هستند و نهتنها روشنفکر نیستند، بلکه تاریکاندیشانیاند که خود به درمان نیاز دارند.
۱۲- مدعیان روشنفکری که تحصیلات و مدارک دانشگاهی را شرط لازم روشنفکری میدانند، در چاله تاریکاندیشی غوطهورند.
۱۳- مدعیان روشنفکری که از درک زبان تودهها ناتواناند، تاریکاندیشانی بیش نیستند.
۱۴- یکی از مشکلات اساسی امروز بسیاری از جوامع، فقدان روشنفکر واقعی است. در تعریف روشنفکر آمده است که: «روشنفکر کسی است که مشکلات را درک کند، بررسی کند و راهحل ارائه دهد.» چند درصد از مدعیان روشنفکری را میشناسید که در این تعریف بگنجند؟ بنابراین، اگر بگوییم اکثریت مدعیان روشنفکری تاریکاندیشان هستند، سخن گزافی نگفتهایم.
۱۵- مدعیان روشنفکری که در کنار و همراه با رژیم اسلامی در پی تخریب و حذف مخالفان آن قرار گرفتهاند، از تاریکاندیشان ایرانستیز هستند.
۱۶- کسی که مدعی روشنفکری است، اما تاریخ و فرهنگ خود را به سخره میگیرد (البته نقد تاریخ و فرهنگ کاملاً لازم است، اما نقد و سخره دو مقوله کاملاً جدا هستند)، هم تاریکاندیش است و هم مروج تاریکاندیشی.
۱۷- کسی که عنوان روشنفکری را یدک میکشد، اگر مشاهیر علمی، تاریخی، فرهنگی، هنری، ادبی و سیاسی را در ظرف زمان و مکان ارزیابی نکند، دچار بیماری تاریکاندیشی است.
۱۸- کسی که مدعی روشنفکری است، اما در هر جایی که باید موضع بگیرد یا توده را هدایت کند، همرنگ جماعت شود، تاریکاندیشی بیش نیست.
۱۹- مدعی روشنفکری اگر به مسئولیت خطیر خود آشنا نباشد یا در انجام آن هرگونه کوتاهی کند، از بیماری تاریکاندیشی رنج میبرد.
۲۰- بیماری خطرناک و مهلک تاریکاندیشیِ مدعیان روشنفکری میتواند جامعهای را در تمام ابعاد، با همه اعضایش، به نابودی بکشاند. گریز از این مدعیان و هشدار دادن به دیگران درباره این بیماران، یک رسالت ملی و انسانی است.
عبید زاکانی، کلیات، رساله «صد پند» از لطایف عبید:
«سخن شیخان باور مکنید تا گمراه نشوید…» و «از همسایگی زاهدان دوری جویید تا به کام دل توانید زیست.»
هفتهای دلپذیر و خاطرهانگیز برای شما و عزیزانتان آرزو دارم.
ایران هرگز نخواهد مرد!
در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.
دکتر ابراهیم بی پروا


















