بیانیه به مناسبت سالگرد ترور دکتر عبدالرحمن برومند

از سوی نهضت مقاومت ملی ایران

در آستانه سالگرد ترور ناجوانمردانه زنده‌یاد دکتر عبدالرحمن برومند در 29 فروردین 1370، حقوقدان برجسته، مبارز راه آزادی و از یاران وفادار دکتر شاپور بختیار، نهضت مقاومت ملی ایران با گرامیداشت یاد و نام او، بر ضرورت بازخوانی اندیشه‌ها، روش و میراث سیاسی وی در شرایط حساس کنونی کشور تأکید می‌ورزد.

عبدالرحمن برومند از نسل سیاست‌ورزانی بود که سیاست را نه عرصه قدرت‌طلبی، بلکه میدان تعهد به قانون، آزادی و کرامت انسانی می‌دانستند. او در تداوم مکتب فکری دکتر محمد مصدق، به حاکمیت ملی، استقلال کشور و استقرار دموکراسی مبتنی بر قانون باور داشت. این باور، نه شعاری زودگذر، بلکه دکترین سیاسی روشنی بود که تمام زندگی و کنش سیاسی او را شکل داد.

در اوانی که ایران میان دو شکل از استبداد، استبداد سلطنتی و استبداد دینی، در نوسان بود، برومند با صراحت و شجاعت، هر دو را نقد کرد. او از جمله معدود چهره‌هایی بود که توانست هم‌زمان، هم وفادار به آرمان‌های ملی‌گرایی مصدقی بماند و هم ضرورت تحول دموکراتیک را درک و پیگیری کند. اندیشه او را می‌توان بر سه پایه اصلی استوار دانست.

نخست، حاکمیت قانون؛ برومند معتقد بود هیچ نظام سیاسی، فارغ از نام و شکل آن، بدون التزام به قانون و پاسخگویی در برابر مردم، مشروعیت ندارد. او قانون را نه ابزار قدرت، بلکه ضامن آزادی می‌دانست.

دوم، لائیسیته؛ وی بر جدایی نهاد دین از حکومت تأکید داشت و بر این باور بود که آمیختگی این دو، هم به تضعیف دین می‌انجامد و هم به فساد قدرت. تجربه پس از انقلاب، به‌روشنی درستی این نگرش را نشان داد.

سوم، مبارزه مدنی و پرهیز از خشونت؛ برومند راه تغییر را در آگاهی، سازماندهی و مقاومت مدنی می‌دید، نه در خشونت و افراط‌گرایی. این رویکرد، او را از بسیاری جریان‌های رادیکال زمانه‌اش متمایز می‌کرد.

همراهی او با دکتر شاپور بختیار، نقطه عطفی در کارنامه سیاسی‌اش بود. در هنگامه‌ای که بسیاری از نیروهای سیاسی دچار خطای محاسبه یا هیجان انقلابی شده بودند، برومند در کنار بختیار، از آخرین تلاش‌ها برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی حمایت کرد. این انتخاب، اگرچه در آن زمان با هزینه‌های سنگین سیاسی و شخصی همراه بود، اما امروز بیش از هر زمان دیگری، عمق دوراندیشی آن آشکار شده است.

در همین چارچوب، یادآوری یک نکته بنیادین ضروری است: دکتر شاپور بختیار با تأکید بر یک پادشاهی پارلمانی (مشروطه) در چارچوب یک ساختار سیاسی دموکراتیک، و عبدالرحمن برومند با گرایش به جمهوری مبتنی بر حاکمیت ملی، در عین تفاوت در شکل نظام، بر یک اصل مشترک پای می‌فشردند؛ و آن، تقدم ساختار دموکراتیک و حاکمیت ملی بر شکل ظاهری نظام سیاسی بود. این هم‌گرایی نشان می‌داد که در صورت استقرار یک نظام مبتنی بر قانون، آزادی و اراده مردم، هم جمهوری و هم پادشاهی مشروطه می‌توانند صورت‌های قابل تحقق باشند. از این منظر، آنچه تعیین‌کننده است، نه عنوان نظام، بلکه بنیان‌های دموکراتیک آن است.

همراهی این دو در یک تشکل سیاسی، در واقع تلاشی آگاهانه برای عبور از دوگانه‌های فرساینده و تمرکز بر جوهر دموکراسی بود؛ تلاشی که می‌توانست نقطه عطفی در تعیین سرنوشت ایران باشد. با این حال، این درک عمیق از اولویت ساختار بر شکل، تا امروز نیز از سوی بسیاری از نیروهای سیاسی به‌درستی فهم و هضم نشده و همچنان یکی از گره‌های فکری در مسیر همگرایی ملی به‌شمار می‌رود.

پس از استقرار جمهوری اسلامی، برومند همچون بسیاری از آزادی‌خواهان، ناگزیر به تبعید شد. اما تبعید برای او به معنای سکوت نبود. او در خارج از کشور، در چارچوب نهضت مقاومت ملی ایران، به مبارزه سیاسی ادامه داد و کوشید صدای سرکوب‌شدگان داخل کشور را به گوش جهان برساند. فعالیت‌های او در این دوره، بیش از پیش رنگ و بوی حقوق بشری به خود گرفت و بر افشای نقض گسترده حقوق شهروندان در ایران متمرکز شد.

ترور او در پاریس در سال ۱۳۷۰، نه یک حادثه منفرد، بلکه بخشی از روندی هدفمند در حذف فیزیکی مخالفان سیاسی در خارج از کشور بود. این جنایت، بار دیگر نشان داد که استبداد، حتی در بیرون از مرزهای خود نیز از تحمل صدای مخالف ناتوان است. با این حال، آنچه باقی ماند، نه خاموشی یک صدا، بلکه تداوم یک اندیشه بود.

امروز، در شرایطی که ایران با بحران‌های عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبه‌روست، بازگشت به اصول و ارزش‌هایی که دکتر برومند نمایندگی می‌کرد، ضرورتی دوچندان یافته است. جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری، نیازمند به بازسازی اعتماد عمومی از طریق حاکمیت قانون، تضمین آزادی‌های اساسی و حقوق بشر و همچنین جدایی نهاد دین از ساختار قدرت پس از گذار مسالمت‌آمیز به یک نظام دموکراتیک و پاسخگو میباشد.

نهضت مقاومت ملی ایران، با ادای احترام به این چهره فرهیخته، تأکید می‌کند که راه او همچنان گشوده است؛ راهی که بر عقلانیت، اعتدال، پایبندی به اصول و تعهد به آینده‌ای آزاد برای ایران استوار است.

در پایان، یادآور می‌شویم که تاریخ، نه با حذف فیزیکی انسان‌ها، بلکه با ماندگاری اندیشه‌ها نوشته می‌شود. دکتر عبدالرحمن برومند، از جمله آنان است که اندیشه‌اش، فراتر از زمانه خود، همچنان الهام‌بخش تلاش برای آزادی و عدالت در ایران خواهد بود.

یادش گرامی و راهش پایدار.

ایران هرگز نخواهد مرد

نهضت مقاومت ملی ایران

30 فروردین 1405 برابر با 19 آپریل 2026

مطالب مرتبط