هشدار: ترکمانچایِ بیسند در راه است
بیانیه نهضت مقاومت ملی ایران
ورود نیروهای حشدالشعبی به شهرهای خرمشهر، آبادان و اهواز، آن هم همراه با نمایش نظامی و رژه در خاک ایران، دیگر نه قابل تفسیر است و نه قابل توجیه. این یک «اتفاق» نیست؛ نشانهای است از یک روند. روندی که در آن، مرزهای استقلال ملی آرامآرام جابهجا میشوند.
این حضور، برخلاف برخی روایتها، نه حاصل یک تهاجم ناگهانی، بلکه نتیجه تصمیمی در درون ساختار قدرت است. بدون اراده و اجازه حاکمیت، چنین استقراری اساساً ممکن نبود. همین واقعیت، صورت مسئله را تغییر میدهد: دیگر بحث بر سر «تهدید علیه حاکمیت» نیست.
اینجا حاکمیت در خطر نیست؛ استقلال است که معامله میشود.
در چنین شرایطی، واژهها باید با دقت انتخاب شوند. نمیتوان از «حفظ امنیت» سخن گفت، وقتی نیروهای نظامی غیرایرانی در خاک کشور نمایش قدرت میدهند. نمیتوان از «دفاع از کشور» سخن گفت، وقتی بخشی از این دفاع به دیگران واگذار شده است. آنچه در حال وقوع است، شکلی از جابهجایی مسئولیت حاکمیتی است؛ جابهجاییای که هزینه آن را نه ساختار قدرت، بلکه کشور و ملت خواهد پرداخت.
از سوی دیگر، همزمانی این رخداد با آمادهسازی نیروهای پیاده نظام ایالات متحده، تصویر نگرانکنندهتری را ترسیم میکند. دیگر نمیتوان اهداف اعلامشده از سوی آمریکا و اسرائیل را بدون تردید پذیرفت. آنچه در میدان دیده میشود، فراتر از ادعاهای اولیه است. نخست تخریب زیرساختها، پس از آن گسترش دامنه عملیات و اکنون حضور یا آمادگی حضور نیروهای پیاده نظام، نشان میدهد که مسئله تنها «فشار» یا «مهار» نیست.
برای کسانی که جنگ را بهعنوان مسیر سرنگونی حاکمیت معرفی میکردند و از آن با عنوان «اقدامات بشردوستانه» یاد میکردند، اکنون زمان مواجهه با واقعیت است. تجربه همین مدت کوتاه نشان داده که جنگ، نه به تضعیف هدفمند قدرت منجر شده و نه به تقویت موقعیت ملت، بلکه به باز شدن فضا برای مداخلههای چندلایه و پیچیده انجامیده است. جنگ، ابزار تغییر کنترلشده نیست؛ دروازهای است به سوی بیثباتی گسترده.
واقعیت دیگر این است که این وضعیت، در خلأ شکل نگرفته است. پراکندگی نیروهای سیاسی، ناتوانی در ایجاد اجماع و درگیر بودن در رقابتهای فرساینده، بستری فراهم کرده که در آن، تصمیمهای بزرگ بدون حضور یک اراده ملی منسجم اتخاذ میشود. در چنین خلائی، دیگران نهتنها وارد میشوند، بلکه قواعد بازی را نیز تعیین میکنند.
حشدالشعبی امروز در جنوب ایران حضور دارد، اما مسئله به همینجا ختم نمیشود. این فقط یک نشانه است، نشانهای از روندی که اگر متوقف نشود، میتواند به حضور بازیگران دیگر و تعمیق این وضعیت منجر شود. آنچه اکنون در حال شکلگیری است، اگر جدی گرفته نشود، بهسرعت به وضعیتی تثبیتشده تبدیل خواهد شد.
این لحظه، لحظه هشدار است.
دیگر زمانی برای تفسیرهای خوشبینانه، تحلیلهای مصلحتی و یا رقابتهای درونی باقی نمانده است. کشور در نقطهای قرار گرفته که هر تأخیر، هر انکار و هر اشتباه محاسباتی، میتواند به از دست رفتن بخشهایی از آنچه هنوز باقی مانده، منجر شود.
تاریخ، بارها این مسیر را نشان داده است. هرگاه در داخل، انسجام جای خود را به تشتت داده، نتیجه آن چیزی جز تحمیل واقعیتهای بیرونی نبوده است. امروز نیز همان الگو در حال تکرار است، اما با سرعتی بیشتر و هزینهای سنگینتر.
در چنین شرایطی، تنها یک مسیر باقی میماند: بازگشت به درک مشترک از خطر و حرکت به سوی اجماع برای نجات کشور. نه اجماع شعاری، نه اتحادهای موقت، بلکه همگرایی عملی بر سر یک اصل بنیادین.
نجات ایران.
هر مسیر دیگری، هرچند با نیتهای متفاوت، در نهایت به یک نتیجه مشترک خواهد رسید: از دست رفتن بیشتر.
این یک تحلیل نیست.
یک هشدار است.
ایران هرگز نخواهد مرد
نهضت مقاومت ملی ایران
10 فروردین 1405 برابرا با 30 مارس 2026



















