پراکنده‌گویی‌های پایان هفته ۲۱۸

پیشکش به کسانی که زیستن بدون مبارزه کردن را یاد نگرفته‌اند.

۱- در جامعه‌ای که بی‌قانونی، پراکندگی شهروندان و نبود انتخابات آزاد عادی است، باید انتظار تقدس‌گرایی، خودکامگی و فردپرستی را داشت.

۲- کسانی که از دروغ و شایعات، جعل تاریخ و ادبیات، تحقیر و تمسخر فرهنگ و تخریب نمادهای ملی یک جامعه برای پیشبرد اهداف سیاسی و شخصی خود استفاده می‌کنند، در ویرانگری جامعه، نفاق‌پراکنی و همکاری با خودکامگان از خود گوی سبقت می‌ربایند.

۳- کسانی که در این شرایط حساس ایران، برای آدمکشی دی‌ماه از سوی رژیم حاکم اسلامی به‌دنبال شریک جنایت برای رژیم می‌گردند، ایران‌ستیزانی هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه در خدمت رژیم حاکم‌اند.

۴- کسانی که در پی حذف فیزیکی رقیب سیاسی خود هستند به دموکراسی باور ندارند و کسانی که به حذف رقیب سیاسی خود در روند مشارکت سیاسی می‌اندیشند، هرگز نمی‌توانند جامعه‌ای دموکراتیک تشکیل دهند.

۵- فهمیدن پیش از قضاوت و تعامل پیش از آموزش ضروری‌اند.

۶- کنجکاوی به گسترش نفوذ منجر می‌شود و مشارکت باعث اعتماد می‌شود.

۷- اگر بعد از شکست عبرت و درس نگیریم، تجربه را نادیده بگیریم، عوامل شکست را نیابیم و نارسایی‌هایمان را نشناسیم و رفع نکنیم، باید منتظر شکستی بسا سخت‌تر باشیم.

۸- فقدان یک استراتژی منسجم، سازمان‌دهی مؤثر و رهبریِ مورد پذیرش اکثریت در مبارزات سیاسی، احتمالاً مخالفان و معترضان را ناامید و فرسوده کرده و در فرجام، بقای ساختارهای سرکوبگر را تضمین می‌کند.

۹- از خرید و فروش، خواندن و پخش کتاب‌های گمراه‌کننده، به‌ویژه در میان جوانان، نوجوانان و کودکان خودداری کنید.

۱۰- در روند مبارزات سیاسی، نیروهای مخالف رژیم حاکم باید بر محور اهداف مشترک اقدام کنند تا بتوانند خیابان‌ها را از مخالفان پر کنند و در تغییر نظام سیاسی به پیروزی برسند.

۱۱- هر یک از ما محصول رابطه هستیم؛ به دنیا آمدن ما حاصل رابطه دو فرد است. رشد، شکست، پیروزی، دوستی‌ها، دشمنی‌ها، ساختن، ویران کردن، عشق، تنفر و… همه در رابطه شکل می‌گیرند. پس مراقب رابطه‌هایمان باشیم.

۱۲- اگر فردی احساس کند از انجام کارهای مؤثر و سازنده در زندگی خود یا دنیای خود ناتوان است، وارد مرحله پوچی زندگی‌اش شده است؛ ولی فرد در پوچی و انفعال در درازمدت نخواهد ماند، بلکه ممکن است به ویرانگری و جنایت روی آورد. پس مراقب خود و دیگران باشیم تا به مرحله‌ای نرسیم که احساس پوچی کنیم؛ احساسی که می‌تواند نتایج منفی و زیان‌بار جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد.

۱۳- قدرت بدون مسئولیت، قدرت غیرقابل مهار، قدرتی که در خدمت مردم نباشد، قلدری، زورگویی و خودکامگی است که باید متوقف شود.

۱۴- ممکن است هنرمند، دانشمند، ثروتمند، قدرتمند، خردمند یا اندیشمند باشید، ولی اگر از هنر، دانش، ثروت، قدرت، خرد و اندیشه خود علیه مردم استفاده کنید و نه برای خوشبختی آنان، با انسانیت فاصله‌ای نجومی دارید.

۱۵- کسانی که حتی از امضای یک پتیشن علیه رژیم اسلامی خودداری می‌کنند، بعد از خواندن یک مقاله در روز (فقط یک مقاله) علیه رژیم اسلامی آن را تأیید نمی‌کنند و هیچ گام عملی علیه رژیم برنمی‌دارند و خود را مخالف رژیم می‌دانند، ولو اینکه درست هم بگویند، نادانسته به بقای رژیم کمک می‌کنند. باید از ابراز مخالفت لفظی پا فراتر گذاشت و با گام‌های عملی مخالفت خود را نشان داد.

«سعدیا گرچه سخندان و مصالح‌گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست.»

۱۶- کسی این روزها حالش خوب نیست! اگر کسی گفت حالش خوب است، بدان که انسان نیست و همکار و هم‌پیمان جنایتکاران ضدبشر است! ما ایرانی‌ها در یک دوره عزای ملی به‌سر می‌بریم و جهانِ طرفدار حقوق بشر و رهبران سوداگر جهانی به تماشا نشسته‌اند! تفو بر این بی‌وجدانی!

سعدی:
«تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی.»

۱۷- در برابر تمایل به اصلاحات مقاومت کنید، ولی از کشمکش‌های سازنده استقبال کنید.

۱۸- از ایجاد وابستگی خودداری کنید، ولی برای توانمندسازی کوشش کنید و در روند توانمندسازی بر ایجاد، گسترش و تحکیم شبکه ارتباطی و روابط سازنده و معقول تأکید ورزید.

۱۹- اتو رنه کاستیلو، شاعر گواتمالایی:
«روزی خواهد آمد که ساده‌ترین مردم میهن من از روشنفکران اخته خود بازخواست خواهند کرد: آنگاه که کشورمان همچون شعله‌ای کوچک و مهجور فرو می‌میرد، شما روشنفکران چه می‌کردید؟»

پرسش من و نسل‌های آینده میهنم نیز دقیقاً این است: زمانی که رژیم حاکم میهنمان را با کشتاری بی‌سابقه در جهان معاصر به عزای ملی نشاند، شما روشنفکران کجا بودید و چه کرده‌اید؟ چه راه‌حل‌های عملی برای گذر از این بن‌بست تاریخی ارائه داده‌اید؟ چه طرحی ارائه کرده‌اید که دیگر چنین وقایع ناگوار و تلخی در مام وطن اتفاق نیفتد؟

مخاطبان من روشنفکران اخته، تماشاگر و طرفدار رژیم حاکم بر ایران هستند.

۲۰- هر کسی پس از سرنگونی رژیم اسلامی حاکم بر ایران می‌تواند رئیس‌جمهوری یا پادشاه شود، در صورت وجود دو شرط:
الف) هر یک از دو سیستم در یک رفراندوم اکثریت را کسب کند؛
ب) هر یک از کاندیداهای سیستم برنده در رفراندوم، در یک انتخابات آزاد و عادلانه، زیر نظارت سازمان‌های بین‌المللی، اکثریت را به‌دست آورد و رئیس‌جمهوری یا پادشاه شود.

این گوی و این میدان!
بفرمایید کاندیداهای قدونیم‌قد و کوتوله که این روزها از گوشه و کنار جهان سر برمی‌آورید!

اگر واقعاً به دموکراسی باور دارید و در پی برقراری یک نظام دموکراتیک پس از سرنگونی رژیم حاکم بر ایران هستید، متعهد شوید که به رأی شهروندان ایران در رفراندوم و انتخابات آزاد احترام می‌گذارید، به رقیب برنده‌تان تبریک می‌گویید و در اداره امور کشور و سازندگی ایران با او و سیستمی که رأی اکثریت را دارد همکاری می‌کنید و هم‌زمان برای ایده‌آل‌های خود تلاش می‌کنید.

علی میر فطروس: کافه لیبرال، ریشهٔ قتل‌عام‌ها و چشم‌انداز آینده (بخش نخست)، ۸ بهمن ۱۴۰۴

اسلام به‌خاطر خصلت قبیله‌ای خود ـ اساساً ـ دینی خشن، تند و مهاجم است. اینکه در قرآن آن‌همه به جهاد و قتال تأکید شده برای این است که ـ اساساً ـ اسلام، خیر را در شمشیر می‌بیند و در نگاهش قدرت و شوکت تنها در سایه شمشیر به‌دست می‌آید:
«الخَیر کُلَّهُ فی السَّیف و تحت ظلِّ السَّیف و لا تُقامُ النّاسُ إلّا بالسَّیف»
منبع: الکافی، کلینی، ج ۵، کتاب الجهاد، طبع الثالث، بیروت، ۱۴۰۱، ص ۲

قرآن کتابی است که کلمه «قتال» (کشتن) و اشتقاقات آن بسیار در آن تکرار شده است، به‌طوری‌که می‌توان آن را «مانیفست خشونت» نامید. از این رو، پیغمبر اسلام به «پیغمبر مسلح» مشهور است؛ پیغمبری که به‌قول شریعتی برای پیشبرد عقایدش می‌گفت: «یا از سر راه من کنار بروید، یا نابود می‌شوید.»
منبع: امت و امامت، صص ۶۱۸–۶۱۹، م. آ ۲۶

هفته‌ای دلپذیر و خاطره‌انگیز را برای شما و عزیزانتان خواهانم.

ایران هرگز نخواهد مرد!
در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.

دکتر ابراهیم بی‌پروا

مطالب مرتبط