پراکنده‌گویی‌های پایان هفته ۲۱۴

پیشکش به ایرانیان به پا خاسته با هدف براندازی رژیم اسلامی حاکم بر ایران

۱- یکی از روش‌های رویارویی با چالش‌ها تقویت پیوندهای انسانی است. هرچه پیوندهای انسانی عمیق‌تر، گسترده‌تر، قوی‌تر و سازمان‌یافته‌تر باشد، رویارویی با چالش‌ها آسان‌تر، موفقیت‌آمیزتر و کم‌هزینه‌تر خواهد بود. نتیجه مهارت نداشتن در ایجاد پیوندهای انسانی و یا مهارت ضعیف، محدودیت است.

۲- روش درست برای اطمینان یافتن از موضوعی که مطمئن نیستیم، فرضیه‌سازی نیست، بلکه پرسیدن از فرد و یا افراد کارشناس و خبره در آن موضوع است.

۳- حفظ اعتماد در پیوندهای انسانی از اصول کلیدی برای تحکیم بخشیدن و پایدار ماندن پیوند است. در هر رابطه‌ای از مخالفت سازنده استقبال کنید و اختلاف‌نظرهای اولیه را ارج بگذارید که ستون‌های استوار اعتماد را می‌سازند، ولی اگر اختلاف‌نظرها ادامه یابد و توجهی به آن‌ها نشود، کم‌کم منجر به مقاومت می‌شود.

۴- قدردانی از دیگران برای صداقت در گفتار و رفتارشان، موجب می‌شود شاهد صداقت بیشتری از آن‌ها باشیم.

۵- هر زمان که بر سر دو راهی تغییر کردن و ثابت ماندن قرار گرفتی، با مقایسه هزینه‌ها و نتایج تصمیم نهایی را بگیر. از خود بپرس که آیا هزینه تغییر بیشتر است یا ثابت ماندن؛ و نتایج تغییر موجب شکوفایی و رشدم می‌شود یا ثابت ماندن؟

۶- در رسیدن به پیروزی توانایی‌ها، دانستنی‌ها، مهارت‌ها و تجربه‌های‌مان مهم هستند، اما پیوندهای انسانی مهم‌ترند، مشروط بر این‌که پیوندها با افراد دانا، توانا، ماهر و باتجربه باشد.

۷- یکی از مسئولیت‌های یک رهبر ایجاد فضا و شرایطی است که بتوان آزادانه تصمیماتی برای شکوفایی استعدادها و توسعه جامعه گرفت. کسی که در نقش رهبر در ایجاد چنین فضایی شکست بخورد، نباید در آن نقش به کار ادامه دهد. چنین فردی اگر داوطلبانه از کار کناره‌گیری نکند، شهروندان حق دارند با هر روش و هر وسیله‌ای او را برکنار کنند.

۸- استمرار پیروزی را تضمین می‌کند؛ استمرار اعتراضات، استمرار اعتصابات، استمرار مبارزات، استمرار آگاهی یافتن و آگاهی بخشیدن، استمرار تبلیغات، استمرار ارتباطات، استمرار خواندن و آموختن، … . هر نوع وقفه‌ای پیروزی را به خطر می‌اندازد. نمی‌توان امروز در تظاهرات، اعتصابات، تبلیغات، … شرکت کرد و یک ماه استراحت کرد و دوباره به صحنه برگشت و انتظار پیروزی داشت.

حافظ:
رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

۹- ناآگاهی، ناامیدی، نادانی، ناتوانی، نارسایی، … همه از عوامل بازدارنده فرد در مسیر رشد و پیشرفت و پیروزی هستند.

۱۰- حکومتی که ارجحیت شماره یک آن بقای قدرتش به هر قیمتی باشد و نه توسعه و تأمین منافع و امنیت ملی، و ارجحیت شماره یک شهروندان سکوت و بی‌تفاوتی در برابر چنین حکومتی باشد، جامعه تحت چنان حاکمیتی در حال سقوط است و هر دو گروه حاکمان و شهروندان مجرم‌اند و قربانی وجود ندارد.

۱۱- افرادی که اندیشیدن یاد نگرفته‌اند، رقابت در عرصه سیاست، اقتصاد و تجارت و در هر کار دیگری را حتی با حذف فیزیکی رقیب مجاز می‌دانند، در برابر زبردستان برده و بنده و مطیع محض، و بالعکس در رابطه با زیردستان زورگو و قلدر و سرکوبگر هستند، در تخریب دیگران مهارت دارند، مردمی که به تماشای صحنه اعدام دیگران برای تماشا می‌روند… نه‌تنها آزادی‌خواه نیستند، بلکه جنایتکارانی هستند که بقای حکومت‌های دیکتاتوری را تضمین می‌کنند.

۱۲- گروه‌هایی که به هر دلیلی اعضای گروه خود را می‌کشند، اعم از گروه‌ها و احزاب سیاسی، مذهبی، ایدئولوژیک، اتنیکی (قومی)، … نه‌تنها آزادی‌خواه نیستند، بلکه آدم‌کشانی بیش نیستند. فریب‌شان را نخورید!

۱۳- وقتی گلوله‌های حکومت‌های دیکتاتوری تأثیرشان را از دست می‌دهند، در پیروزی خود و سقوط دیکتاتوری دیگر ذره‌ای تردید نکنید.

۱۴- وقتی در کانون برنامه‌ها و تصمیمات سیاسی هر حکومتی رفاه مردم و منافع و امنیت و توسعه ملی اولویت شماره یک نباشد، آن بخشی از جامعه که کماکان از چنان حکومتی حمایت می‌کند یا احمق و ساده‌لوح است، یا مزدور و حقوق‌بگیر، و یا جنایتکار و هم‌پیمان حکومت.

۱۵- در جامعه‌ای که در کنار دیگر آزادی‌ها حق آزادی انتقاد از حکومت‌گران وجود نداشته باشد و شهروندان از ترس انتقام‌جویی حکومت‌گران به خودسانسوری روی آورند، در چنان جامعه‌ای شکوفایی استعدادها و پیشرفت جامعه متوقف می‌شود.

۱۶- از کسانی که به هر شیوه‌ای و دلیل و بهانه‌ای شما را از مبارزه علیه رژیم‌های دیکتاتوری بازمی‌دارند و سرنگونی این رژیم‌ها را ناممکن می‌دانند دوری جویید، چون خود آگاهانه یا ناآگاهانه هم‌پیمان و همکار رژیم هستند.

۱۷- بارزترین ویژگی یک رهبر شیاد و شارلاتان تمرکز بر حفظ قدرت شخصی و بقای خود بر مسند قدرت، و نه تمرکز بر توسعه پایدار جامعه است. برای اعضای جامعه‌ای که تحت حکمرانی چنین شیادی هستند، تنها راه توسعه جامعه و رفاه شهروندان و تأمین امنیت و منافع ملی، همبستگی ملی برای به زیر کشیدن چنین رهبری و حکومت اوست.

۱۸- مخالفان رژیم حاکم بر ایران می‌دانند که رفتار و گفتار افراد و گروه‌ها بی‌دلیل نیست. واکنش فوری و نسنجیده از سوی هر فرد و هر گروهی به هر فرد و یا گروه دیگری که مخالف رژیم حاکم است، فقط به نفع رژیم خواهد بود و عمر رژیم را طولانی‌تر می‌کند. پیش از واکنش کمی اندیشیدن نه‌تنها ضرر ندارد، بلکه می‌تواند سازنده باشد.

۱۹- مخالفان رژیم حاکم اگر آمادگی برای حرکت یکپارچه علیه آن را ندارند، دست‌کم علیه همدیگر آتش نفاق و پراکندگی را شعله‌ورتر نکنند و ناآگاهانه در زمین رژیم بازی نکنند. سرچشمه تفرقه‌ای که امروز در میان مخالفان رژیم شاهد هستیم را باید در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم دید که برای بقای خود لازم می‌بینند، ولی مخالفان باید هشیار باشند که در گسترش آن نفاق‌ها نکوشند.

۲۰- به نکات ظریف زندگی با دقت توجه کنیم. آگاهی، دانستنی‌ها، روش‌ها و مهارت‌های خود را به‌روز رسانی کنیم تا بتوانیم بر چالش‌های تازه تفوق یابیم. به‌روز رسانی مستمر از رازهای پیروزی است. اگر در به‌روز رسانی خود کوتاهی کنیم، به استقبال شکست می‌رویم.

پرویز دستمالچی:
هر جا هستیم، متحد برای برچیدن حکومت دینی مبارزه کنیم. جنبش ملی یعنی انتقال سرچشمه حق حاکمیت از «الله» به مردم: پایان حکومت دینی.

هفته‌ای دلپذیر و خاطره‌انگیز را برای شما و عزیزان‌تان خواهانم.

ایران هرگز نخواهد مرد!

در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.

دکتر ابراهیم بی پروا

مطالب مرتبط