مقاله تحلیلی سیاسی نهضت مقاومت ملی ایران
هفته فرو ریختن ترس؛ خیزش ملت، عریانی سرکوب و نزدیکتر شدن پایان جمهوری اسلامی
هفتهای که گذشت ادامه و تعمیق یک نقطه عطف تاریخی در سرنوشت ملت ایران بود؛ از نخستین جرقههای اعتراضات مردمی تا گسترش آتش خشم انباشتهای که سالها زیر لایههای سرکوب، فقر، تحقیر و غارت پنهان شده بود، خیابان، بار دیگر به میدان رویارویی حق و باطل تبدیل شد، مردمی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند، با شجاعتی کمنظیر و آگاهیای عمیقتر از گذشته به میدان آمدند و نشان دادند که پروژه ترساندن ملت، پروژهای شکستخورده و بیاثر است. در این هفته هر شعار، هر تجمع و هر مقاومت محلی اعلام صریح پایان دوره سکوت بود، در مقابل، نیروهای جمهوری اسلامی با همان چهرهی پلید عریان و تکراری ظاهر شدند؛ وحوشی آموزشدیده برای سرکوب، نه حافظ امنیت و نه خدمتگزار مردم، بلکه مزدورانی که مأموریتشان حفظ یک ساختار فاسد و پوسیده است، با شلیک مستقیم به مردم بیدفاع، ضربوشتم بیرحمانهی معترضان، بازداشتهای گسترده و کور، ربودن جوانان از خیابان و خانه، تهدید خانوادهها به شکنجه و اعترافگیری اجباری بار دیگر ثابت کرد که جمهوری اسلامی یک حکومت نیست، بلکه یک باند مسلح ضدملت است که تنها زبانش خشونت است، در همین حال واکنش سران جمهوری اسلامی ترکیبی از تناقض، دروغ، فرافکنی و استیصال بود؛ خامنهای و کارگزارانش یک روز معترضان را «اغتشاشگر» و «وابسته» نامیدند و روز دیگر با ادبیاتی لرزان از شنیدن صدای مردم سخن گفتند، گاه تهدید به گرفتن انتقام سخت از ملت کردند و گاه پشت الفاظی چون قانون، امنیت و ارزشها پنهان شدند، اما در پس همه این نمایشها یک واقعیت عیان بود: ترس عمیق از فروپاشی، ترس از خیابان، ترس از نسلی که دیگر فریب وعدههای توخالی و دشمنتراشیهای نخنما را نمیخورد. در عرصه بینالمللی نیز هرچند بسیاری از دولتها همچنان اسیر منافع سوداگرانه و معاملات پنهان با جمهوری اسلامی هستند، اما گستردگی اعتراضات و شدت سرکوب، واکنشهای خارجی را ناگزیر کرده است. افکار عمومی از طریق رسانههای جهانی بیش از گذشته صدای مردم ایران را بازتاب دادند؛ گزارشگران مستقل و نهادهای حقوق بشری اسناد تازهای از جنایات رژیم را ثبت کردند و حتی برخی دولتها که سالها سیاست مماشات را دنبال میکردند، به موضعگیری و ابراز نگرانی کشانده شدند، هرچند این واکنشها هنوز با خواست واقعی ملت ایران فاصله دارد، اما نشانه روشنی از انزوای فزاینده رژیمی است که سالها با دروغ، تهدید و باجگیری دوام آوردهاست. همزمان، روایتها و خبرسازیها درباره تحولات ونزوئلا، فشارهای آمریکا و سرنوشت دیکتاتوریهایی چون مادورو، چه در چارچوب واقعیت و چه در بستر جنگ روانی، یک پیام روشن برای افکار عمومی داشت: هیچ دیکتاتوری شکستناپذیر نیست و هیچ ساختار سرکوبگری از حسابکشیِ ملت مصون نخواهد ماند. نهضت مقاومت ملی ایران با نگاه به مجموع این تحولات تأکید میکند آنچه امروز در ایران جریان دارد یک اعتراض مقطعی یا هیجانی نیست، بلکه خیزشی ریشهدار، ملی و آگاهانه علیه اشغال داخلی، فساد سیستماتیک، تحقیر هویت ایرانی و غارت سازمانیافته منابع کشور است، جمهوری اسلامی در این هفته بیش از هر زمان دیگر برهنه شد؛ برهنه از مشروعیت، برهنه از اخلاق، برهنه از توان اداره کشور و حتی برهنه از توان کنترل روایتها، در حالی که در سوی دیگر، ملت ایران با وجود تحمل هزینههای سنگینِ زخمهای عمیق و خونهای ریختهشده، ایستادهتر و مصممتر نشان داد که امیدواری به آینده پابرجاست و آتشِ اراده حصول به آزادی خاموششدنی نیست. نهضت مقاومت ملی ایران پیام خود را با صراحت و قاطعیت به ملت میرساند که راه رسیدن به آزادی، هرچند آسان نیست؛ اما روشن است. دشمن ملت خشن است اما فرسوده و محتوم به فناست، و پیروزی، نه رؤیا، بلکه حاصل پایداری، آگاهی و سازمانیافتگی ملی و ایجاد بدیل ملی است. هر فریاد در خیابان، هر اعتصاب کارگری، هر نافرمانی مدنی و هر «نه!» گفتن به سالوس و دروغ حکام، ضربهای دیگر بر پیکر پوسیده جمهوری اسلامی است، آیندهای که در آن ایرانِ آزاد، مستقل، لائیک و بازگشته به جایگاه شایسته خود در تاریخ و جهان قد برافرازد، نه همچون سرابی دور بلکه چشماندازی نزدیک است؛ چشمادازی که با ایستادگی ملت و تداوم مقاومت، دیر یا زود به واقعیت بدل خواهد شد.
نهض مقاومت ملی ایران
ایران هرگز نخواهد مرد
۱۴ دیماه ۱۴۰۴/۴ ژانویه ۲۰۲۵


















