پراکنده‌گویی‌های پایان هفته ۲۱۲

امشب  شب کریسمس (میلاد مسیح) است و پنجشنبه روز کریسمس! جشن و شادی  و سرور تا پایان پنجشنبه شب هم ادامه دارد.

این جشن بزرگ را به مسیحیان و همه باورمندان به شاد بودن و شاد کردن شادباش می گویم.

پیشکش به روزنامه‌نگاران متعهد، پزشکان دلسوز، قضات منصف، دولتمردان اخلاق‌مدار، هنرمندان مردمی، کارگران زحمتکش و مدافعان حقوق انسان، حیوانات و طبیعت

۱- سیستم را اصلاح کنیم تا مشکلات حل شوند. اگر به نقطه‌ای رسیدیم که باور داریم سیستم موجود اصلاح‌ناپذیر است، باید برای حل مشکلات، سیستم را عوض کرد.

۲- بحث کردن بر دانش و بینش ما می‌افزاید، مشروط بر این‌که طرف بحث با استدلال علمی و عقلی سرِ سازگاری داشته باشد.

۳- کسی که وارد مبارزه‌ای، مسابقه‌ای، نبردی، رقابتی و… می‌شود باید بداند ممکن است شکست بخورد، ولی ترس از شکست مسیر پیروزی را مسدود می‌کند.

۴- کنجکاوی در پی درک مسائل و شرایط است. کنجکاوی مسیر رشد و پیشرفت است. کنجکاوی اهمیت دادن به مردم است. کنجکاوی گزینه‌های متعددی در برابر ما قرار می‌دهد. کنجکاوی پرسیدن نیست، بلکه پرسشگری است. کنجکاوی فراخوانی است برای اندیشیدن. اگر پاسخ پرسشی را که می‌دانیم از کسی بپرسیم، آن دیگر پرسش کنجکاوانه نیست!

۵- کسانی که تخریب‌گرند نمی‌توانند سازنده باشند؛ بالعکس، سازندگان نمی‌توانند تخریب‌گر باشند. کسانی که نفرت‌پراکنی می‌کنند نمی‌توانند محبت کنند و عشق بورزند؛ بالعکس، کسانی که عاشق‌اند و با محبت، یاد نگرفته‌اند که نفرت بورزند. کسانی که فاسدند نمی‌توانند سالم باشند و بالعکس، کسانی که سالم‌اند نمی‌توانند فاسد باشند…

۶- کسانی که با تمام وجود به خود باور و اعتماد داشته باشند، یکی از مهم‌ترین کلیدهای پیروزی را در دست دارند؛ ولی کسانی که به خود اعتماد و باور ندارند هرگز پیروز نخواهند شد.

۷- کسانی که از تاریخ درس نمی‌گیرند نه‌تنها ظرفیت یادگیری ندارند، بلکه با فرهنگ قدردانی بیگانه‌اند؛ چرا که از این آموزگار بزرگ، یعنی تاریخ، نمی‌آموزند. بزرگ‌ترین پاداش برای یک آموزگار چیزی نیست جز این‌که شاگرد آن‌چه را از او می‌آموزد قدردانی کرده و به کار بندد.

۸- پاسخ به حسودان، کینه‌جویان، نفرت‌پراکنان، متجاوزان و قلدرها، اوج گرفتن و پرواز کردن است. آنان از پرواز شما بیشترین رنج را خواهند کشید.

۹- هنگامی که لازم و صلاح است ترک کنی، اگر بمانی بی‌تردید زیان‌های شدید و فراوان خواهی دید.

۱۰- تصمیم‌گیری اگر بر اساس واقعیات نباشد و بدون توجه به شرایط، امکانات و محدودیت‌ها، و بر پایه احساسات، خودخواهی و توهم انجام شود، به نتایج فاجعه‌بار منجر خواهد شد.

۱۱- کسانی که توانایی ادامه مبارزه را پس از شکست‌های پیاپی همچنان دارند، بی‌تردید به استقبال پیروزی می‌روند.

۱۲- کسی که روی خود سرمایه‌گذاری نکند، نباید امیدی به پیروزی داشته باشد.

۱۳- کسی که خشنودی و لذت کوتاه‌مدت را بر شادی و رشد درازمدت ترجیح دهد، پذیرای شکست با آغوش باز است. اگر راحت‌طلبی امروز را بر آزادی فردا ترجیح می‌دهی، هرگز طعم آزادی را نخواهی چشید.

۱۴- کسانی که در تحقق رؤیاهای خود تلاش لازم را نمی‌کنند، اگر انتظار تحقق آن‌ها را داشته باشند، متوهم‌اند.

۱۵- برای رشد و پیشرفت، ساخت‌وساز مساجد و امام‌زاده‌ها را متوقف کنیم، خرافات را از اذهان پاک کنیم، بیماران را با پزشک و دارو درمان کنیم و نه با دعا و نذر، در حوزه‌های علمیه (جهلیه) را ببندیم، عزاداری محرم، رمضان و صفر را پایان دهیم، به آخوندها بی‌احترامی کنیم، خمس و زکات ندهیم و… در مقابل، دانش و هنر را گسترش دهیم، از آخرین پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک استفاده کنیم، اذهان نقاد و پرسشگر را تقویت کنیم، ساخت‌وساز مدارس و دانشگاه‌ها را پیگیری و گسترش دهیم، خردگرایی را ترویج کنیم و یادگیری و اندیشیدن را بیاموزیم…

۱۶- یکی از مشکلات بزرگ ما انسان‌ها استفاده بهینه نکردن از آن‌چه داریم، و تلاش بی‌وقفه برای کسب آن‌چه نداریم است؛ از دست دادن آن‌چه داریم به دلیل استفاده نکردن، و کسب نکردن آن‌چه برایش چه تلاش‌هایی که نکردیم!

۱۷- بدترین آسیبی که هر فردی می‌تواند به خود و دیگران وارد کند این است که فرصتی پیش آید و بتواند بیشترین تلاش و مبارزه را برای پیروزی بیشتر، قدرت بیشتر، نفوذ بیشتر، ثروت بیشتر، کمک بیشتر به دیگران، آزادی بیشتر و… انجام دهد، اما با انتخاب نادرست، تصمیم غلط، مشورت با افراد فاقد صلاحیت، تنبلی، بهانه‌جویی و… فرصت پیش‌آمده را از دست بدهد.

۱۸- انسان واقعی دردسرساز است، زیرا به خواسته‌های غیراخلاقی، غیرقانونی، بی‌ربط و خطرناک پاسخ منفی قاطع می‌دهد؛ دروغ نمی‌گوید، فاسد نیست، توطئه‌چینی نمی‌کند، چاپلوس و ریاکار نیست، ستیزه‌جو نیست، به منافع جمعی می‌اندیشد، فریب نمی‌دهد و فریب نمی‌خورد… به عبارت دیگر، با هنجارهای جوامع فاسد، بی‌اخلاق، قانون‌شکن، متملق، فریبکار، خشونت‌گرا، ستیزگر و افراطیِ امروز سرِ ناسازگاری دارد.

۱۹- این‌که من چون مانند تو نمی‌اندیشم، نمی‌تواند دلیلی برای مردود دانستن اندیشه من باشد و تو از آن برای محکوم کردن، شکنجه دادن و نقض حقوق انسانی من استفاده (سوءاستفاده) کنی.

۲۰- اگر هدف حمایت کردن از فردی، گروهی یا ملتی، توانمند کردن آن‌ها نباشد، بی‌تردید حمایت‌کنندگان قصد به بردگی کشیدن آن‌ها را در سر می‌پرورانند.

شاپور بختیار
رادیو ایران، رسانه نهضت مقاومت ملی ایران

سرطان خمینی؛ خمینی نه یک درمان، بلکه یک بیماری مهلک برای ایران است.

هفته‌ای دلپذیر و خاطره‌انگیز را برای شما و عزیزانتان خواهانم.

دکتر ابراهیم بی‌پروا

مطالب مرتبط