پراکنده گویی‌های پایان هفته۲۱۰

پیشکش به معدود پاسداران حقوق بشر در جهان

۱- انسان بی‌هدف یعنی انسان مرده. هر انسان زنده‌ای که کاری کند بدون هدف، ابلهی بیش نیست. هر انسانی که کاری را با هدفی دنبال کند که سود دیگران در آن ملحوظ نشده باشد، خودخواه است و بی‌تفاوت به حال دیگران. انسانی که کاری را با هدفی انسانی شروع کند ولی در برخورد با مانع، تلاش برای رسیدن به هدف را متوقف کند، خود را بی‌اعتبار می‌کند و تکیه بر گفتار و رفتار او چندان عقلانی نیست. هدف داشتن، هدفمند بودن و مبارزه برای تحقق هدفی که صلاح خود را در صلاح دیگران می‌بیند، نشانه زنده بودن است.

۲- یکی از معیارهای رشد، نگاه به گذشته و حال است. به‌عبارت دیگر، مثلاً اگر به سال گذشته بنگری و به خود صادقانه بگویی که ناآگاه و نادان بودم، همین اعتراف ساده نشانه رشد است؛ ولی اگر پس از ۴۷ سال باز پافشاری کنی که آگاهانه با خمینی هم‌پیمان شدی، بدان رشد نکرده‌ای و به حالت باید گریه کرد.

۳- هیچ دشمنی خطرناک‌تر، هیچ سارقی غارتگرتر، هیچ چیزی زیان‌بارتر و فاسدتر از اندیشه‌های منفی‌ات نیست که بیشترین آسیب را به تو وارد می‌کنند و حتی ممکن است زندگی‌ات را به نابودی بکشانند.

۴- کسانی که راجع به هر چیز و همه‌چیز ابراز نظر قاطع می‌کنند و به هر پرسشی درباره هر موضوعی پاسخ می‌دهند، آگاهانه یا ناآگاهانه به نادانی خود اعتراف می‌کنند و دیگران را نیز گمراه می‌کنند.

۵- مهم‌ترین میراث رهبران بزرگ، تربیت رهبران بیشتر است و نه پیروان و مقلدان چشم و گوش‌بسته. رهبرانی که پیروان کور و بله‌قربان‌گو و چاپلوس و فاسد را بال‌وپر می‌دهند، برای جامعه خطرناک‌تر از آن پیروان هستند.

۶- شبکه‌سازی قدرت ما را افزایش می‌دهد و بهترین استراتژی برای شبکه‌سازی، کمک به دیگران و حمایت از آن‌هاست. با این استراتژی، اعتماد و احترام دیگران را کسب می‌کنیم که پایه‌های قدرت ما می‌شوند. بی‌توجهی رهبرانی که در قدرت هستند، و همچنین رهبران مبارز علیه رهبران خودکامه، به این استراتژی موجب شکست آن‌ها می‌شود.

۷- گفته شده است: «هنگام وزش باد، انسان بدبین از آن شکایت می‌کند؛ انسان خوش‌بین منتظر می‌ماند تا باد فرونشیند؛ و انسان واقع‌بین بادبان‌هایش را تنظیم می‌کند…».
حکایت حال ایرانیان است. خوش‌بینان منتظر فروپاشی رژیم ملاها هستند، بدبینان نق می‌زنند و گله‌مندند، و اما واقع‌بین‌ها در مبارزه و تلاش‌اند تا از طبیعت ویرانگر، غارتگر و جنایتکار آن رهایی یابند.

۸- سه کشور ونزوئلا، عربستان سعودی و ایران به‌ترتیب از نظر ذخایر نفتی شناخته‌شده جهان در رده‌های اول، دوم و سوم قرار دارند، ولی عربستان بر توسعه تأکید دارد با پروژه‌هایی چون هوش مصنوعی و انرژی خورشیدی، در حالی که رهبری در دو کشور دیگر بر ماجراجویی و غرب‌ستیزی تأکید می‌ورزند و توجهی به زیان‌ها و آسیب‌هایی که با ادامه چنین سیاست خصمانه‌ای به منافع ملی آن کشورها وارد می‌شود، ندارند. عربستان عضو گروه ۲۰ است، ولی دو کشور دیگر با اقتصادی نیمه‌ورشکسته روبه‌رو هستند. عربستان برای منافع و امنیت ملی خود با هر سه کشور چین، روسیه و آمریکا روابط حسنه دارد، ولی دو کشور دیگر خیال می‌کنند چین و روسیه دوستان و متحدان آن‌ها هستند و آمریکا دشمن‌شان! رهبری در این سه کشور راز این تفاوت‌هاست. رهبری عربستان درک واقعی از روابط حاکم بر روابط بین‌الملل دارد، در حالی که در دو کشور دیگر، رهبری با قوانین حاکم بر روابط بین‌الملل کاملاً بیگانه است.

۹- داشتن جامعه آزاد و آزادی اعضای آن زمانی میسر است که علیرغم اختلاف‌نظرهای سیاسی، اعضای جامعه دارای ارزش‌های یکسان باشند؛ به‌عبارت دیگر، همه به انسان و انسانیت باور داشته باشند و رسالت اصلی خود را تلاش برای رهایی و خوشبختی انسان بدانند و برای رسیدن به آن هدف صادقانه کوشش و مبارزه کنند و نه شعارهای بی‌معنا و نامفهوم بدهند.

۱۰- بلاتکلیفی شاید یکی از خطرناک‌ترین حالت‌هایی باشد که یک فرد ممکن است در آن قرار گیرد. فرد بلاتکلیف توان تصمیم‌گیری را از دست می‌دهد و اگر در آن حالت تصمیمی بگیرد، چه‌بسا که به نتایج فاجعه‌باری منجر شود.

۱۱- بارها در این نوشته‌ها بر کتاب‌خوانی تأکید ورزیدم، ولی باید اضافه می‌کردم که بعضی از کتاب‌ها نه‌تنها ارزش خواندن ندارند و خواندن آن‌ها اتلاف وقت است، بلکه آن کتاب‌ها را باید نابود کرد تا کسی نخواند و گمراه نشود، تا افکار منفی و مسموم و خطرناک گسترش نیابند. در انتخاب کتاب، مثل هر انتخابی در زندگی، دقت لازم را به‌عمل آوریم و سنجیده کتاب‌ها را برگزینیم.

۱۲- بارها در این نوشته از ترس و زیان‌های آن گفتم و می‌خواهم اضافه کنم ترس از هر چیز از خود آن چیز خطرناک‌تر است. مثلاً اگر از حیوانی بترسید، ترس از آن حیوان بسیار خطرناک‌تر از خود آن حیوان است، یا اگر از حکومتی خودکامه بترسید، این خود از آن حکومت خطرناک‌تر، زیان‌بارتر و پرهزینه‌تر است…

۱۳- بارها شنیده‌ایم تجربه برتر از علم است، اما یادمان باشد که این گفته در همه موارد صادق نیست، بلکه باید دید که تجربه را در چه کاری، با چه کسی، در چه زمانی، در چه مکانی و در چه موقعیتی کسب کرده‌ایم. ممکن است تجربه کار گروهی در سیاست با شخص یا افرادی موجب شود برای همیشه از کار سیاسی بیزار شویم. چنین تجربه‌ای به انزوای سیاسی ما می‌انجامد و موجب محرومیت ما از مشارکت سیاسی می‌شود…

۱۴- تفکر تحریف‌شده حل مسائل را مشکل می‌کند. این دقیقاً همان چیزی است که نه‌تنها رژیم حاکم بر ایران را به استیصال و دریوزگی کشانده، بلکه اکثریت مخالفان رژیم حاکم نیز به این بیماری مبتلا هستند، و این است که حل مسئله ایران و رهایی از بن‌بست به یک معما تبدیل شده است.

۱۵- برخی از راه‌هایی که به طولانی شدن مشکلات منجر می‌شوند عبارت‌اند از: وقتی بخواهیم به‌تنهایی در جست‌وجوی راه‌حل مشکل باشیم، وقتی باور داشته باشیم که صحبت کردن همان راه‌حل مشکل است، وقتی تسلیم پیچیدگی مسئله شویم.

۱۶- سرعت کمتر از حد، اگر ما را نابود نکند، مطمئناً رشد ما را کاهش می‌دهد و ما را به حاشیه می‌کشاند. سرعت خود را دقیق تنظیم کنیم تا شانس رشد و پیشرفت داشته باشیم و کنترل زندگی‌مان را از دست‌مان نگیرند، تا بتوانیم تأثیرگذار باشیم.

۱۷- ترور ولیعهد اتریش–مجارستان جرقه‌ای بود برای آغاز جنگ جهانی اول، ولی عوامل اساسی از قبل وجود داشت؛ از جمله درگیری‌ها در بالکان، رقابت تسلیحاتی آلمان و بریتانیا، سهم‌خواهی قدرت‌های نوظهور ژاپن و آلمان در صحنه بین‌المللی، اتحاد فرانسه و روسیه… آیا دنیای امروز منتظر آن جرقه است یا این‌که شرایط پیش از جرقه هنوز آماده نیست؟

۱۸- آدولف هیتلر سرانجام همه انگیزه و امید خود را برای سرافرازی نژاد ژرمن از دست داد و آینده را از آنِ رقبا و دشمنان نژاد ژرمن دید؛ همان رقبا و دشمنانی که تحقیرشان می‌کرد و فکر می‌کرد با یک ضربه بر آن‌ها غلبه می‌یابد. توهمات و رویاهای احمقانه او را در هم کوبیدند و هیتلر تنها چاره را در پاشاندن مغز خود بر دیوار دید. به‌نظر می‌رسد تاریخ تکرار می‌شود و هیتلرهای امروز از سرنوشت هیتلر و تاریخ نیاموخته‌اند. آیا سرنوشت رویای امپراتوری اسلامی خامنه‌ای شبیه به سرنوشت رویای رایش سوم هیتلر خواهد بود؟

۱۹- آنچه امروز برای مردم ایران مهم و ارزشمند است، مبارزاتی است که برای تغییر نظام حاکم در جریان است؛ اما مهم‌تر و ارزشمندتر آن است که مبارزان امروز پس از پیروزی بدتر از اهریمنان حاکم کنونی نشوند.

۲۰- برتولت برشت می‌گوید: «در شهری ستمی روا می‌شود، مردم باید بشورند، و در جایی که طغیان نباشد، همان بِه که شهر نابود شود در شعله‌های آتش، از آن پیش‌تر که شب پرده براندازد!». آیا زمان آن نیست که ما ایرانیان برای پایان دادن به بیدادگری حاکمان جفاکار، همگی برخیزیم، شورش کنیم، طغیان کنیم تا ایران نابود نشود؟

احمد مداح:
(آخوند سید محمود) «طالقانی و شرکا مسئول کشاندن اسلام سیاسی به دانشگاه و بیرون کشیدن غول اسلام سیاسی از جعبه مهر و موم‌شده جنبش مشروطیت هستند.
طالقانی در مسئله حجاب و مقاومت زنان با خمینی همراهی کرد. در یوتیوب سخنانش را می‌توان شنید که چگونه با لحنی چارواداری و توهین‌آمیز، زنانی را که دیگران را به مقاومت در مقابل حجاب اجباری تشویق می‌کردند، تفاله‌های نظام پادشاهی خطاب می‌کند.»

هفته‌ای دلپذیر و خاطره‌انگیز را برای شما و عزیزانتان خواهانم.

ایران هرگز نخواهد مرد!

در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.

دکتر ابراهیم بی پروا

مطالب مرتبط