۳۰تیر؛ روزی که مردم تاریخ را نوشتند…

قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ نقطه‌ای درخشان در تاریخ مبارزات مردم ایران برای آزادی، استقلال و حاکمیت مردمی بود. این خیزش صرفاً واکنشی لحظه‌ای به تحولات سیاسی نبود، بلکه نماد آگاهی جمعی و اراده‌ای راسخ برای ایستادگی در برابر استبداد سلطنتی، دخالت بیگانگان و حذف صدای ملت از حاکمیت بود.

در شرایطی که دکتر محمد مصدق، نخست‌وزیر منتخب مردم، در تلاش برای بازتعریف ساختار قدرت به نفع ملت بود، دربار و متحدان خارجی‌اش، به‌ویژه بریتانیا، در مسیر او سنگ‌اندازی کردند. انتصاب قوام‌السلطنه به‌جای مصدق تلاشی آشکار برای بازگرداندن چرخ تاریخ به عقب بود. اما مردم خاموش نماندند؛ با حضور گسترده در خیابان‌ها و ایستادگی در برابر گلوله، اتحاد خود را به نمایش گذاشتند و حکومت را وادار به عقب‌نشینی کردند. مصدق بازگشت، و این پیروزی، نتیجه همبستگی مردمی بود.

ویژگی منحصربه‌فرد این قیام، رهبری آن بود. مصدق نه وابسته به سلطنت بود، نه دین را ابزار حکومت کرده بود، و نه چشم به قدرت‌های خارجی داشت. او با همه کاستی‌ها، نماد سیاست‌مداری مستقل، سکولار و باورمند به رأی مردم بود. مشروعیتش از اراده عمومی می‌آمد، نه از نژاد سلطنتی یا حکم شرع. تلاش او ساختن کشوری بود با ارتشی تابع ملت، نه خدمت‌گزار شاه یا فقیه.

اما این دستاورد پایدار نماند. کمتر از دو سال بعد، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با نقش‌آفرینی آمریکا، بریتانیا و نیروهای ارتجاع داخلی، دموکراسی نیم‌بند را در هم شکست و شاه را به قدرت مطلق بازگرداند. این سرنوشت نشان داد که بدون نهادینه‌سازی فرهنگ دموکراسی، مشارکت عمومی و مقاومت مدنی، هیچ پیروزی‌ای ماندگار نیست.

امروز، پس از هفت دهه، ایران بار دیگر با حکومتی غیرپاسخ‌گو، ایدئولوژیک و سرکوب‌گر روبه‌روست؛ با ساختاری که منافع خود را بر رفاه مردم ترجیح می‌دهد. جنگ‌های نیابتی، فقر، فساد، نابودی محیط‌زیست و سرکوب اعتراضات، همگی یادآور چرخه‌ای تکراری از استبداد هستند. خیزش‌هایی چون آبان ۹۸ و «زن، زندگی، آزادی»، ادامه همان مسیر تاریخی‌اند: تلاش برای پایان‌دادن به حکومت‌های غیرپاسخ‌گو، چه با تاج و چه با عمامه.

قیام ۳۰ تیر پیامی روشن دارد: بازگشت قدرت به مردم ممکن است، اما تنها با اتحاد، آگاهی و عبور از توهمات نجات‌بخش. نه سلطنت و نه روحانیت ناجی این ملت نبوده‌اند. تنها راه نجات، استقرار نظامی دموکراتیک، لائیک و مبتنی بر حقوق بشر است.

۳۰ تیر هنوز زنده است؛ نه در شعار، که در دل کسانی که برای آزادی، عدالت و رهایی می‌جنگند. این یادآوری است که حتی در تاریک‌ترین لحظات، اراده مردم می‌تواند سرنوشت را دگرگون کند: اگر برخیزند، باور کنند، و به خود تکیه کنند.

ایران هرگز نخواهد مرد

مهران ملامیرزایی

مطالب مرتبط