پراکنده گویی‌های پایان هفته۲۳۳

پیشکش به کسانیکه در دفاع از حقوق دیگران حتی اگر با منافع شخصی شان منافات داشته باشد ذره ای تردید نمی کنند.

۱- کسی که جهان را در سال ۲۰۲۶/۱۴۰۵ همچو سال ۱۹۷۹/۱۳۵۷ می نگرد، بیش از ۴۷ سال عمر خود را به فنا داده است. یا در کما بوده، یا مغزش منجمد مانده، و یا در برابر یادگیری مقاومت کرده است.

۲- کسی که تاریخ نخواند در بحران ها و طوفان های زندگی دچار سرگیجه، سر درگمی، استیصال، گمراهی، ناتوانی،… می شود و از یافتن راه حل برون رفت از بحران در می ماند.

۳- انسان های مهربانی را می شناسم که تصمیم گرفته اند نفهمند چون باور دارند فهمیدن بدون هزینه نیست و نمی خواهند آن هزینه را بپردازند و یا توان پرداخت هزینه را ندارند.

۴- راه مقابله با واقعیت های تلخ زندگی ابراز عجز و ناتوانی، گریه و زاری، داد و فغان، فحاشی و ضرب و شتم، نگرانی و افسوس،… نیست بلکه مقاومت، مبارزه، چاره جویی، تسلیم ناپذیری، کاربرد تجربه و تخصص، اعتماد بنفس، و مهمتر از هر چیزی درک درست واقعیتهای زندگی است.

۵- درک عمیق واقعیت ما را از نگرانی درباره ظواهر در امان می دارد.

۶- کسانیکه از عادی سازی روابط، گفت و گو، و دیپلماسی با رژیم اسلامی حاکم بر ایران حمایت می کنند چشمان شان را به روی ۴۷ سال جنایت، آدمکشی، فساد، غارت، تبعیض، و ‌ تروریسم بسته اند.

۷- هرگز خود را بخاطر تصمیمات گذشته ات مورد سرزنش قرار نده زیرا آن تصمیمات بر اساس دانش و تجربه و آگاهی گذشته ات و با توجه باشرایط بیرونی آن زمان گرفته شد که احتمالا تصمیمی درست بنظر می رسید.

۸- ساختن آینده با آدم های فرسوده آب در هاون کوبیدن است.

۹- شاد بودن در زمان بحران، جنگ، درد، رنج، مشکلات، مبارزه…عیب نیست بلکه کسب انرژی برای یافتن راه حل، درمان، چاره جویی، و ادامه مبارزه تا پیروزی است.

۱۰- هیچ جامعه ای نمی تواند بدون سرمایه گذاری بر روی آموزش انتظار رشد و پیشرفت در اینده داشته باشد.‌

۱۱- گفته شده هر کسی سازنده سرنوشت خود است! و هر کسی حق دارد درباره زندگی و سرنوشت خود تصمیم بگیرد. اما بنظرم کسی حق ندارد بر زندگی و سرنوشت دیگران با گزینش ها، اندیشه ها، گفتارها، نوشتارها، و رفتارهایش تاثیر منفی و ویرانگر بگذارد.

۱۲- کسی که ادعا می کند هرگز به حقوق دیگران تجاوز نکرده یک دروغگو و شارلاتان است. اگر جوک سکسی یا علیه قومی بگوییم و یا بشنویم و اعتراض نکنیم به حقوق دیگران تجاوز کردیم، اگر بیش از نیاز خود آب، انرژی، و یا هر کالایی را مصرف می کنیم به حقوق دیگران تجاوز می کنیم، اگر سیگار می کشیم با پخش دود آن به حقوق دیگر تجاوز می کنیم، اگر درختی را قطع می کنیم و درختی نمی کاریم به حقوق دیگران تجاوز می کنیم، اگر آب، هوا، جنگل، و بطور کلی طبیعت و محیط زیست را آلوده می کنیم به حقوق دیگران تجاوز می کنیم، اگر در پاسخ به پرسشی که پاسخ را نمی دانیم و قاطعانه پاسخی می دهیم به حقوق دیگران تجاوز می کنیم، اگر بی جهت بوق اتومبیل را به صدا در می آوریم، و یا در حضور دیگران سر و صدا ایجاد می کنیم به حقوق دیگران تجاوز می کنیم، اگر آگاهانه نصایح غلط می دهیم و در گمراهی دیگران نقش داریم به حقوق دیگران تجاوز می کنیم،…حالا انصاف ده که متجاوز به حقوق دیگران هستی یانه!

۱۳- سنگ اندازان شاکیانی هستند که همیشه در حال انتقاد و ایراد گیری از دیگران هستند بدون اینکه پیشنهادی بهتر از چیزی که انتقاد می کنند و ایراد می گیرند ارایه دهند.

۱۴- آتش افروزان کسانی هستند که در ایجاد نارضایتی و گسترش آن تلاش می کنند، و به تصور خود با چنین روشی در بین ناراضیان برای خود اعتبار کسب می کنند.

۱۵- کمال گراها کسانی هستند که هیچ چیز را به اندازه کافی خوب نمی دانند، و در نتیجه پیشرفت را با انتقادات و ایرادگیری های مداوم خود متوقف می کنند.

۱۶- هر زمان که انتظار پیشرفت داری ولی پیشرفت نمی کنی پرسشی که با چرا آغاز می شود را فراموش نکن. اگر در حال مبارزه با دشمنت هستی و به نتیجه مطلوبت نمی رسی، از خود بپرس چرا؟ اگر آموزگار هستی و علیرغم تلاشت شاگردان برخلاف انتظارت بطور کامل نمی اموزند، از خود بپرس چرا؟ اگر پدر هستی و می بینی فرزندانت موفق نیستند، از خود بپرس چرا؟ اگر قاضی هستی و مجرمی را محکوم و مجازات می کنی و باز مرتکب جرم می شود، از خودت بپرس چرا؟ اگر تاجر هستی و تجارت ات رونق ندارد و سودآور  نیست، از خود بپرس چرا؟ اگر پژوهشگر اجتماعی هستی و علیرغم پیشنهادات و اقدامات و تلاش‌ها مشکلات اجتماعی کماکان ادامه دارد، از خود بپرس چرا؟ تا پاسخ این چرا ها را نیابی انتظار پیشرفت و تغییر بیهوده است. 

۱۷- شناخت دقیق ارزش‌های خود از اهمیت ویژه در زندگی برخوردارست زیرا تا این شناخت حاصل نشود زندگی تان در کنترل دیگران است.

۱۸- ارزش‌ها تضادها را اشکار می کنند و معیارهایی هستند برای گزینش بین اضداد؛ گزینش بین دمکراسی و خودکامگی، گزینش بین دادگری و بیدادگری، گزینش بین شجاعت و ترس، گزینش بین بود و نبود، گزینش بین تلاش و تنبلی، گزینش بین پویایی و ایستایی، بین آزادی و خفقان، … در جمع اضداد هر گزینه ای شاخص ارزش های ماست.

۱۹- چاپلوسی دیگران تحقیر خود است، از کسی که  چاپلوسی می شود شخصی متوهم ساخته می شود که اگر در موضع تصمیم گیری باشد تصمیماتی می گیرد که تاثیرات منفی و ویرانگر آن فراگیر است.

۲۰- ما گذشته پرست نیستیم ولی درس‌هایی که از گذشته گرفتیم انکار ناپذیر است. در گذشته در هر نقطه ای از جهان که مردم همدلی و همبستگی پیشه کردند پوزه خودکامگان را به خاک مالیدند. این درسی است که همیشه و در هر دوره ای و هر جامعه ای کاربرد دارد، و پیروزی مردم را تضمین می کند.

‎مهشید امیرشاهی، نویسنده، طنزپرداز و روشنفکر ایرانی، مواضع صریح، پایدار و انتقادی نسبت به دخالت دین اسلام و مذهب شیعه در امور سیاسی و اجتماعی ایران داشته است. او از جمله معدود روشنفکران ایرانی بود که در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، به دلیل اعتقاد به لائیسیته (جدایی دین از دولت)، با اسلام‌گرایی سیاسی مخالفت کرد.

‎نکات کلیدی موضع او عبارتند از:

* اعتقاد راسخ به لائیسیته و سکولاریسم: امیرشاهی جدایی دین از دولت را شرط ضروری برای دموکراسی و عدالت اجتماعی در ایران می‌داند. او در مصاحبه‌ای تاکید کرده است که از ابتدای انقلاب به دلیل ماهیت مذهبی آن، با آن مخالف بوده است.

* حمایت از شاپور بختیار: در جریان انقلاب ۱۳۵۷، امیرشاهی با انتشار مقاله «کسی نیست که از بختیار حمایت کند؟» در روزنامه آیندگان، در برابر موج طرفداران روح‌الله خمینی ایستاد و از دولت شاپور بختیار (به عنوان نماینده دولت غیرمذهبی و قانونی) حمایت کرد.

* مخالفت با «اسلام انقلابی» و جمهوری اسلامی: او به دلیل تحلیل درست از پیامدهای سیطره اسلام‌گرایان، پیش از انقلاب به مخالفت با آن‌ها برخاست و پس از انقلاب نیز فعالیت‌های خود را در تبعید بر نقد حکومت اسلامی متمرکز کرد.

* حمایت از سلمان رشدی: او از پیشگامان دفاع از سلمان رشدی در سال ۱۹۹۲ میلادی بود و در دفاع از آزادی بیان در برابر احکام صادره از سوی روحانیون شیعه موضع گرفت.

* انتقاد از روشنفکران هم‌دوره: امیرشاهی از هم‌دوره‌ای‌های خود که در ابتدای انقلاب از حکومت اسلامی حمایت می‌کردند، انتقاد کرده و از موضع «تنها ماندن» به دلیل پافشاری بر عقایدش یاد کرده است.

‎به طور خلاصه، مهشید امیرشاهی دین را امری شخصی می‌داند و با «سیاسی شدن مذهب شیعه» و تشکیل حکومت دینی در ایران قاطعانه مخالف بود و است..

هفته ی دلپذیر و خاطره انگیزی را برای شما و عزیزان تان خواهانم.

ایران هرگز نخواهد مرد!

در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.

دکتر ابراهیم بی پروا

مطالب مرتبط