به مناسبت زادروز ابر مرد تاریخ ایران زمین ، زنده یاد دکتر محمد مصدق
بیانیه نهضت مقاومت ملی ایران
در چنین لحظهای از تاریخ ایران، در میانه تندبادهای سهمگینِ بحران، فرسایشِ امید و گمگشتگیِ هویتی، بازگشت به ریشههای ملی و تاریخی به مثابه ضرورتی حیاتیست برای بقا، برای بازیافتن معنای ایران و برای رهایی از تلهای که دهههاست سرنوشت این سرزمین را در محاصره خود گرفته است. در چنین گردنه و تنگنای حساسی، یاد مردی که با اندیشه، منش و میراث سیاسیاش راه استقلال، عزت و سعادت انسان ایرانی را برای همه نسلها به یادگار گذاشت، ارزشی دوچندان مییابد دکتر محمد مصدق.
امروز زادروز مردی است که یکتنه در برابر سه ابرقدرت زمانه ایستاد؛ بریتانیای کبیر، ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی. در روزگاری که بسیاری از دولتها و سیاستمداران جهان سوم در برابر اراده قدرتهای بزرگ سر تعظیم فرود میآوردند، مصدق قامت راست کرد و با صدایی استوار اعلام نمود که ملت ایران حق دارد بر سرنوشت خویش حاکم باشد. او نه با ارتشهای عظیم، نه با ثروت اندوخته و یا اهدا شده بدست بیگانگان و نه با حمایت بلوکهای جهانی، بلکه با اتکاء به مردم، قانون و ایمان به کرامت انسان ایرانی به میدان آمد.
کمتر رهبری در تاریخ معاصر جهان را میتوان یافت که چنین حجم عظیمی از دشمنی، کینه و توطئه را از سوی قدرتهای جهانی برانگیخته باشد. از چرچیل گرفته تا ترومن و روزولت، از اتاقهای فکر استعمار پیر تا سازمانهای جاسوسی نوظهور آمریکا، همه در یک نقطه اشتراک داشتند: هراس از مردی که میتوانست الگویی خطرناک برای ملتهای تحت سلطه باشد. آنچه آنان را میترساند تنها ملی شدن نفت ایران نبود؛ بلکه تولد یک الگو بود. الگویی که نشان میداد ملتها میتوانند بدون وابستگی، بدون تسلیم و بدون معامله بر سر شرافت ملی، روی پای خود بایستند.
مصدق تنها رهبر یک جنبش اقتصادی یا سیاسی نبود؛ او به نماد یک آرمان جهانی بدل شد. همانگونه که بعدها نامهایی چون لومومبا، گاندی و نلسون ماندلا به نشانه مقاومت در حافظه ملتها ثبت شد، مصدق نیز سند زنده مبارزه برای استقلال و حق تعیین سرنوشت شد. تفاوت اما در آن بود که او این راه را نه با شعارهای پر هیاهو، بلکه با تکیه بر قانون، پارلمان، اخلاق سیاسی و مشروعیت مردمی پیمود. او نشان داد که میتوان هم میهنپرست بود و هم دموکرات؛ هم استقلالطلب بود و هم پایبند به آزادی.
راز ماندگاری مصدق در همین نکته نهفته است؛ اینکه مبارزه او تنها برای نفت نبود. نفت، تنها نماد بود. جوهر واقعی مبارزه او، احیای شأن ملت ایران بود. او میخواست ایرانی دوباره به خود باور کند؛ ملتی که قرنها میان استبداد داخلی و استعمار خارجی گرفتار مانده بود. مصدق به ایران آموخت که نجات کشور نه از سفارتخانهها و قدرتهای بیرونی، بلکه از دل نیروهای مسئول، ملی، متعهد و مستقل برمیخیزد.
و امروز، در این شرایط بغرنج و سرنوشتساز، شاید بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی آن میراث باشیم. بازگشت به تاریخ، بازگشت به خویشتن است. ملتهایی که حافظه تاریخی خود را از دست بدهند، ناگزیر هویت و آینده خویش را نیز واگذار خواهند کرد. آنچه مصدق برای ایران باقی گذاشت، صرفاً خاطره یک دولت یا یک نهضت نبود؛ بلکه چراغ راهی بود برای همه نسلهایی که در جستجوی آزادی، استقلال و کرامت انسانیاند.
ایران امروز، بیش از هر چیز، محتاج بازشناسی سرمایههای اصیل خویش است؛ همان گوهرهایی که نیازی به واردات ندارند، زیرا ریشه در خاک این سرزمین دارند. مصدق یکی از بلندترین قلههای این سرمایه تاریخی است؛ مردی که شکستش نیز الهامبخش شد وحتی سقوط دولتش، رسوایی استعمار را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.
زادروز دکتر محمد مصدق را نمیشود فقط یادآور تولد یک سیاستمدار دانست؛ بلکه یادآور تولد یک وجدان ملی است. وجدانی که هنوز پس از دههها، در میان هیاهوی قدرت و فراموشی، نام ایران را با استقلال، شرافت و آزادگی پیوند میزند.
یاد و نام این مرد بزرگ، جاودانه خواهد ماند.
ایران هرگز نخواهد مرد
نهضت مقاومت ملی ایران
29 اردیبهشت ماه 1405 برابر با 19 مه 2026



















