پراکنده‌گویی‌های پایان هفته۲۳۰

پیشکش به انهایی که زندگیشان را در راه آزادی و ابادی تقدیم به سرزمینشان کردند در مقابل بیوطنانی که هدفی جز الوده کردن مردمان ما به خرافات و سودجویی و نابود کردن سرزمینمان چیزی به ارمغان نیاوردند!!! 

۱- موفقیت از آن رهبرانی است که رهبران تازه ای را تکثیر می کنند. آینده را از همین لحظه با تکثیر رهبران بسازید. ضرورت ایجاد فرهنگی از تکثیرکنندگان انکارناپذیر است. در هر حرفه ای که هستید اگر نتوانید نمونه هایی چون خود یا بهتر پرورش دهید صد در صد شکست می خورید.

۲- رسالت هرکسی بهترکردن دیگران است (یا باید باشد). موفقیت در چنین رسالتی راه را برای آینده بهتری برای همه هموار می کند. 

۳- رهبری که نداند رهبری بیشتر در آزادی است و نه در کنترل کردن دیگران، در تصمیم گیری است و نه در پیروی از دستور العملها، در رشد است و نه در حفظ جایگاه، در امکان مشارکت دیگران است و نه در سرکوب، … مسیر شکست و نابودی را می پیماید.

۴~ باید بین زیرساخت‌های شکنجه، سرکوب، کشتار، جنایت، تحمیق مردم، اشاعه خرافات، تبلیغ برای بقای رژیم جنایتکاران،… با زیر ساخت های تامین آب و نان و برق و رفاه  مردم و توسعه کشور فرق قایل شد!

۵- گفته شد اندیشیدن دشوارترین کاری است که یک انسان انجام می دهد. پس نباید تعجب کرد که اکثریت مردم بی اندیشه سخن می گویند و دست به عمل می زنند چون از دشواری اندیشیدن بیم دارند.

۶- سکوت در برابر جنایت همدستی با جنایتکاران است، در حالیکه سکوت در موضوعاتی که از آن نااگاه هستی و اطلاعی نداری یک فضیلت است.

۷- هرکسی، ایرانی و یا غیر ایرانی، اگر از بقای رژیم اسلامی خشنود باشد نه تنها ایران ستیز بلکه انسان ستیز است و به تمام قربانیان جنایات این رژیم بی حرمتی می کند، و نمک بر زخم ملت داغدار ایران می ‌پاشد، و مزدوری رژیم را پذیرفته است.

۸- هیچ ملتی نیازی به قهرمان ندارد، و اصلا باید برخی واژه ها را از فرهنگ واژه ها کنار گذاشت مثل همین واژه  «قهرمان». اگر به هر دلیلی لازم باشد از این واژه استفاده شود فقط می توان اعضایی از ملتها را قهرمان خواند انهم در شرایط ویژه ای که علیه بی دادگری حاکمان خودکامه تا قربانی خود مقاومت کردند.

۹- هر فردی برای موفقیت و بقا نیاز دارد خود را از نظر جسمی، روحی، ذهنی، اجتماعی، فرهنگی،… نوسازی کند.

۱۰- نه تنها از اهریمنی سازی گذشته خود قاطعانه پرهیز کنیم بلکه از آن درس بگیریم. به تجربیات تلخ و دردناک گذشته مان بیندیشیم و از خود بپرسیم از این تجربیات چه آموختیم و یا چه می توانیم بیاموزیم؟

۱۱- هر چیزی را که در کنترل دارید که مسیر شما را به آینده سد می کند، رها کنید. رها کردن هدفمند نه تنها یک هنر است بلکه کلید پیروزی هم است.

۱۲- زمانی دیگران و جامعه شما را خواهند فهمید  که شما خود پیشگام شوید در فهمیدن.

۱۳- این جمله را بارها و بارها از دیگران شنیده ایم که«به نظرها و عقاید دیگران باید احترام گذاشت». بنظرم این یکی از خطرناک‌ترین جملاتی است که بدون ذره ای تامل بر زبان بسیاری از افراد حتی انسان های وارسته، آزاده و نیک اندیش جاری می شود. بنظرم نظر و عقیده ای که خشونت، آدمکشی، تبعیض، تفرقه، بیدادگری، …را تایید می کند نه تنها قابل احترام نیست بلکه باید علیه آن نظر و عقیده مبارزه کرد تا ریشه کن شود.

۱۴- خودسانسوری از سانسور حکومتی بدتر است.

خودسانسوری بر اعتمادبنفس تاثیر منفی می گذارد، مانع رشد فکری می شود، توهین به خود و دیگران است، کمک به گسترش جهل می کند، حقیقت را پنهان می کند، بسیاری از گفتنی ها ناگفته می ماند، شخصیت فکری خود را زیر سوال می بریم،…

۱۵- بارها از این و ان شنیده ایم که کسی/کسانی را بی شرف می خواند و حتی شاید معنای واقعی بیشرفی را هم نداند و از آن به عنوان دشنام و ناسزا استفاده می کند. واقعیت اینستکه یک انسان بیشرف کسی است که با فقدان ظرفیت انسانی مواجه شده؛ کسی که در برابر خود، دیگران، جامعه، طبیعت، و نسلهای آینده احساس مسیولیت نمی کند، در حالت بی تفاوتی بسر می برد، یا ذوب قدرت شده و کورکورانه در خدمت قدرتمندان قرار گرفته، و یا به گله بردگان ایدیولوژی و مذاهب پیوسته که از خود اراده ای ندارد.

۱۶- در جامعه ای که عدالت نیست، آزادی نیست، امنیت نیست، فقر فراگیر است، خودکامگی است، زورگویی است،… اگر اعضای چنین جامعه ای معیارهای اخلاقی را نقض کنند و از خط قرمزها بگذرند تعجب نکنید و آنها را مورد مواخذه و مجازات قرار ندهید بلکه عاملان واقعی چنین شرایطی را مسیول و پاسخگو بدانید.

۱۷- کسانیکه شعار «نه شیخ، نه شاه» سر می دهند آگاهانه یا نااگاهانه از استبداد حمایت می کنند. چون تنها حکومت‌های تیوکراتیک و سلطنت مطلقه سنتی خودکامه نیستند بلکه حکومت های کمونیستی، نظامیان، مادام العمر، تک حزبی یا فاقد هر نوع حزب نیز در علم سیاست در طبقه حکومت‌های دیکتاتوری، خودکامه، اقتدارگرا جا دارند. اتفاقا حکومت‌های مشروطه پادشاهی ازنوع حکومت‌های دمکراتیک است که از ژاپن تا دانمارک تا نروژ و بلژیک جوامع دمکراتیکی هستند که دارای حکومت مشروطه پادشاهی می باشند.

۱۸- تاریخ نمونه های زیادی از مبارزان علیه دیکتاتوری ها را شاهد بوده که با پیروزی خود به دیکتاتورهای خطرناک‌تری تبدیل شدند. ایرانیان مبارز در مبارزه برحق خود با هدف سرنگون کردن دیکتاتوری اسلامی باید کاملا این نمونه های تاریخی را مد نظر داشته باشند تا خود دیکتاتورهای بعدی نباشند.

۱۹- اظهار نظر قاطع با هر انگیزه ای درباره انچه که تخصص نداشته باشی به بیراهه کشاندن و فریب توده است.

۲۰- اگر نتوانیم آموخته ها، اندیشه ها و باورهای مان را که با تغییر شرایط دیگر سازنده و مفید نیستند دور بریزیم و کوشش نکنیم که از نو بیاموزیم، اندیشه ها و ایده های نو بیافرینیم، و باورهای مان را مورد بازنگری قرار دهیم و کماکان در برابر تغییرات مقاومت کنیم راه سقوط خود را هموار میکنیم.

دکتر اسماعیل خویی:

خویی، به ویژه پس از خروج از ایران در سال ۱۳۶۳، در اشعار و نوشتارهای خود به رد اسلام و انتقاد شدید از روحانیت پرداخت. او که از اعضای کانون نویسندگان ایران بود، بر آزادی بی‌حصر بیان و عقیده تاکید داشت و رویکردهای دینی و جزمی را سدی در برابر اندیشه می‌دانست.

هفته ی دلپذیر و خاطره انگیزی را برای شما و عزیزان تان خواهانم.

ایران هرگز نخواهد مرد!

در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.

ابراهیم بی پروا

مطالب مرتبط