پراکندهگوییهای پایان هفته ۲۲۷
پیشکش به کسانی که ایران را با مطالعه و بررسی دقیق، بهطور کامل میشناسند و برای آزادی و آبادیاش بیش از توان خود میکوشند و مبارزه میکنند.
۱- رهبری که انتظار تعهد از دیگران را دارد، نخست خود باید به آنها متعهد باشد؛ منافع آنها را بر منافع خود ترجیح دهد، برای آنها اهمیت قائل شود و به آنها احترام بگذارد.
۲- سرمایهگذاری روی افراد غیرمتعهد، یعنی هدر دادن سرمایه.
۳- متعهد بودن، کندکاری، نظارت مستمر و بهانهتراشی را از بین میبرد.
۴- تعهد، رؤیاها را محقق میکند، اهداف را عملی میسازد، طرحها را تکمیل میکند، مشکلات را حل میکند و مبارزه را به پیروزی میرساند.
۵- تعهد به کوتولههای سیاسی، نشانهٔ بیخردی است.
۶- خطرناکترین اشتباه رهبران سیاسی، تصمیمگیری بر پایهٔ تصورِ تداوم حضور بازیگران و تغییرناپذیری شرایط است؛ در حالیکه تجربیات تاریخی و واقعیتها حاکی از آن است که هیچ تضمینی برای تداوم و ثبات شرایط وجود ندارد و این اشتباه محاسبه میتواند هزینههای سنگین و سرسامآوری بر جامعه تحمیل کند.
۷- هر کسی که در برابر جنایت دیماه سکوت کرد، در صدد تبرئهٔ رژیم برآمد، جنگ را محکوم میکند و همزمان از محکوم کردن رژیم اسلامی خودداری میورزد، نمیتواند مدعی ایراندوستی باشد؛ بلکه در واقع ایرانستیز است.
۸- بدون تغییرات فرهنگی در رفتار و گفتارمان، بدون حرکت بهسوی فرهنگ دموکراتیک و نهادینه کردن آن، بدون احترام به باورهای یکدیگر (مشروط بر آنکه در چارچوب تأمین خوشبختی انسان باشد)، بدون احترام به حقوق دیگران، بدون اعتماد متقابل واقعی، بدون باور به قدرت کار گروهی، بدون رویکرد خردگرایانه و بدون آمادگی برای پرداخت هزینه برای دستیابی به آنچه میخواهیم، نباید انتظار زندگی در محیطی سالم، در فضایی دموکراتیک و شایستهٔ انسان مدرن را داشته باشیم.
۹- در جامعهای که جای ظالم و قربانی، جای قاضی و متهم، جای دروغ و حقیقت، جای خرد و خرافات، جای دانشگاهیان و مداحان، جای پزشکان و رمالها، و جای آخوند و دولتمرد عوض شود، سقوط آن جامعه قطعی است.
۱۰- اگر در موقعیتی قرار میگیری که چارهای جز انتخاب بین دو جنایتکار نداری، آن را برگزین که جنایتش را پنهان نمیکند.
۱۱- این روزها بازار ناصحان داغ شده است! ای آقا، ای خانم! چرا موضع سیاسی خود را تغییر میدهی؟ به اعتبارت آسیب میزنی! این ناصحان گمان میکنند بیش از کسی که موضعش را تغییر میدهد میدانند، در حالیکه چنین افرادی از نادانترین افراد جامعهاند و میتوانند عوامل مسموم و خطرناک باشند.
۱۲- وقتی گوشهایمان از شنیدن صدای عقل ناتوان است، ناچار فقط صدای انفجارها را میشنویم.
۱۳- شیفتگیِ جنونآمیز ما به یک چیز، ما را از درک هر چیز دیگری که در اطرافمان میگذرد ناتوان میکند.
۱۴- بررسی و شناخت دقیق گذشته، ضرورتی انکارناپذیر است؛ زیرا شاید تنها معیاری باشد که بتوان با حال مقایسه کرد و جنبههای مثبت و منفی شرایط کنونی را سنجید. آینده قابل ساختن است، اما حال بهدرستی قابل شناخت نیست.
۱۵- استقرار دموکراسی بدون انتخابات آزاد، عادلانه و سالم، سرابی بیش نیست. البته نباید انتظار داشت هر انتخاباتی به استقرار دموکراسی منجر شود؛ انتخابات فقط سنگبنای دموکراسی است.
۱۶- کسی که مدعی دموکراسی است اما به انتخابات آزاد، عادلانه و سالم باور ندارد، دروغگو، حقهباز و عوامفریب است.
۱۷- کسانی که نابینا و ناشنوا هستند، قابل سرزنش نیستند؛ اما آنان که میبینند و میشنوند و انکار میکنند، تبهکارند.
۱۸- در هر شرایطی که هستی، طفره رفتن از یادگیری توجیهناپذیر است.
۱۹- هر مرکز یادگیری، از دبستان تا دانشگاه، از کتابخانه تا اندیشکده، از خانه تا جامعه، پلی است که گذشته را به آینده پیوند میدهد.
۲۰- یکی از نتایج حکومت اسلامی در ایران، گسترش خشونت در ابعاد وسیع است. خشونت در هر نوع آن محکوم است؛ اما «خشونت مقدس» که بهطور سیستماتیک اجرا شده، بدترین و تلخترین نوع خشونت است که با استناد به خدا، پیامبر، امامان و قرآن و سنت توجیه میشود.
عمر خیام:
«چون درگذرم، به باده شویید مرا /
تلقین ز شراب ناب گویید مرا /
خواهید به روز حشر یابید مرا /
از خاک درِ میکده جویید مرا»
هفتهای دلپذیر و خاطرهانگیز را برای شما و عزیزانتان آرزو دارم.
ایران هرگز نخواهد مرد!
در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.
دکتر ابراهیم بی پروا


















