بیانیه نهضت مقاومت ملی به مناسبت بیست‌ونهم اسفند، سالروز ملی شدن صنعت نفت

بیست‌ونهم اسفند، روزی است که در حافظه ملت ایران به‌مثابه قیامی ملی علیه سلطه و تحقیر ثبت شده است. روزی که ملت ایران، پس از سال‌ها تحمل غارت منابع خویش، اراده کرد بر سرنوشت خود حاکم شود و حق خود را از چنگال استیلا بیرون بکشد.

این روز، یادآور ایستادگی مردی است که نام او با شرافت و استقلال ایران درهم تنیده است: زنده‌یاد دکتر محمد مصدق. او نه با تکیه بر قدرت‌های بیرونی، بلکه با اتکای به مردم، قانون و ایمان به حقانیت ملت، راهی را گشود که تا امروز نیز معیار سنجش صداقت مدعیان باقی مانده است.

ملی شدن صنعت نفت، یک تصمیم اقتصادی نبود، بلکه اعلام پایان یک دوران بود؛ پایان دورانی که در آن، منافع ملت ایران در پشت درهای بسته معامله می‌شد و اراده بیگانه بر مقدرات کشور سایه می‌افکند. این اقدام، بازپس‌گیری ثروت ملی نبود؛ بازپس‌گیری حیثیت ملی بود.

اما این راه، راهی آسان نبود. آنچه در بیست‌ونهم اسفند به ثمر نشست، حاصل سال‌ها مبارزه، فشار، تهدید و ایستادگی بود. راهی که پیمودنش، جز با تعهدی راسخ به منافع ملی و آمادگی برای پرداخت هزینه‌های سنگین، ممکن نبود. این همان درسی است که آن روزگار برای امروز ما به یادگار گذاشته است.

آنچه از آن واقعه بزرگ برای همه نسل‌ها باقی مانده، پیش از هر چیز، مفهوم پایداری است؛ پایداری در برابر انحراف، در برابر تحریف، و در برابر هر آنچه منافع ملت را به حاشیه می‌راند. این تجربه تاریخی نشان داد که در لحظات سرنوشت‌ساز، تنها آنان که بر اصول می‌ایستند، قادرند مسیر تاریخ را تغییر دهند.

امروز، با تأسف باید گفت که مرزهای ملی‌گرایی و پایبندی به اصول، بیش از هر زمان دیگری مخدوش شده است. مفاهیمی که زمانی روشن و غیرقابل تفسیر بودند، اکنون در معرض مصادره و تحریف قرار گرفته‌اند. ستون‌های استوار ملی‌گرایی، یکی پس از دیگری، با معیارهایی غیرملی و بیگانه با منافع مردم، آلوده و فرسوده می‌شوند.

در چنین شرایطی، بازگشت به تجربه ملی شدن نفت، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی است. این واقعه، همچنان به‌عنوان یک چراغ راه، می‌تواند مسیر را از بیراهه تمیز دهد. می‌تواند نشان دهد که ملی‌گرایی، نه در شعارهای پرطمطراق، بلکه در تصمیم‌های دشوار و ایستادگی بر سر اصول معنا پیدا می‌کند.

دکتر محمد مصدق، در عمل ثابت کرد که سیاست‌ورزی می‌تواند بر پایه صداقت، شرافت و شایسته‌سالاری بنا شود. او نشان داد که اگر اراده‌ای صادقانه برای خدمت به ملت وجود داشته باشد، می‌توان بزرگ‌ترین پروژه‌های ملی را، علی‌رغم همه فشارها و موانع، به سرانجام رساند. در کنار او، جاویدنام دکتر حسین فاطمی، با قلم و زبان خود، این نهضت را به فریادی ملی بدل ساخت و بهای آن را نیز با جان خویش پرداخت.

این میراث، امروز بیش از هر زمان دیگری، می‌تواند به‌عنوان قطب‌نمایی برای سنجش مدعیان به کار گرفته شود. هر که خود را در زمره ملی‌گرایان می‌داند، باید در آیینه این تجربه تاریخی سنجیده شود: آیا در عمل، در تصمیم‌گیری‌ها، و در مواجهه با منافع ملی، همان صداقت و استواری را دارد؟ یا آنکه ملی‌گرایی را به ابزاری برای توجیه رفتارهای غیرملی بدل کرده است؟

واقعیت را نمی‌توان انکار کرد: اسناد تاریخی این دوره، گواه آن است که راه شکوفایی کشور، از مسیر ملی‌گرایی اصیل می‌گذرد. اما این ملی‌گرایی، آن نیست که به‌نام آن سخن گفته می‌شود، بلکه آن است که به‌نام آن ایستادگی می‌شود. همان راهی که بنیان‌گذاران این نهضت، به‌ویژه زنده‌یاد دکتر محمد مصدق و یار شایسته‌اش دکتر فاطمی، با هزینه‌های سنگین برای آیندگان به یادگار گذاشتند.

اگر این اصول کنار گذاشته شود، اگر صداقت جای خود را به مصلحت‌گرایی دهد، و اگر منافع ملی قربانی ملاحظات کوتاه‌مدت گردد، آنچه باقی می‌ماند، نه راه مصدق، بلکه انحرافی از آن است.

بیست‌ونهم اسفند، یادآور این حقیقت است که ملت ایران، هرگاه به خود تکیه کرده و بر اصول خود ایستاده، توانسته است بر موانع غلبه کند و مسیر خود را بگشاید. این روز، روز تعهد است، تعهد به پاسداری از منافع ملی، به حفظ استقلال، و به ادامه راهی که با صداقت و فداکاری آغاز شد.

نهضت مقاومت ملی، با گرامیداشت این روز، بار دیگر تأکید می‌کند که آینده ایران، در گرو بازگشت به همان اصولی است که این نهضت را ممکن ساخت. اصولی که اگر فراموش شوند، راه نیز گم خواهد شد؛ و اگر پاس داشته شوند، همچنان می‌توانند ضامن عزت و شکوفایی ملت ایران باشند.

ایران هرگز نخواهد مرد

نهضت مقاومت ملی ایران

29 اسفند 1404 برابر با 20 مارس 2026

مطالب مرتبط