پراکندهگوییهای پایان هفته ۲۲۱
پیشکش به کسانی که مسئولیت افکار، گفتار، رفتار، تصمیمات و اشتباهات خود را بر عهده میگیرند.
۱- تبیین حوادث و پدیدههای تاریخی و سیاسی نهتنها با استناد به نظر یک فرد نادرست است، بلکه حتی معلول دانستن رویدادهای تاریخی و سیاسی به یک عامل نیز با منطق علمی کاملاً منافات دارد.
۲- پذیرش نقد سازنده برای شکوفایی زندگی و پیشرفت جوامع لازم و انکارناپذیر است، ولی اگر نقاد از ارائه راهحل عملی ناتوان باشد، نقد بهخودیِخود نهتنها کافی نیست، بلکه ممکن است نتایج منفی نیز بهبار آورد.
۳- کاری نکنید که در موضع دفاعی قرار گیرید و از کسانی که تلاش میکنند شما را در شرایط دفاعی قرار دهند، دوری جویید.
۴- برای حضور در جلسات و کنفرانسها همیشه وقت بگذارید؛ زیرا همچون حضور در مدرسه و دانشگاه میآموزید و هم شبکهای از دوستان یا همفکران و همرزمان تازه تشکیل میدهید.
۵- برای هر آنچه در زندگی خواهان کسب آن هستید، نخستین گام غلبه بر ترس است.
۶- در موارد معدودی در زندگی، مانند پدر و مادر و خواهر و برادر، انتخابی وجود ندارد؛ اما در بسیاری موارد باید حق انتخاب آزادانه داشته باشیم. نگذاریم کسی یا کسانی ما را از این حق محروم کنند و در انتخابها دقیق و سنجیده عمل کنیم.
۷- بهترین معیار سنجش یک اندیشه، مذهب، ایدئولوژی، مرام یا عقیده چیزی جز میزان تأثیر آن بر تأمین خوشبختی انسان نیست.
۸- هر فردی باید حق اندیشیدن متفاوت از حکومت، دیگر شهروندان و گروهها را داشته باشد، بدون آنکه مورد تهمت، تهدید، توهین، تعرض و ایذا و آزار قرار گیرد.
۹- افتادن امری عادی است؛ اما اگر افتادی و برخاستی و برای هدفت به مبارزه ادامه دادی، از هنر تسلیمناپذیری برخورداری که هیچ قدرتی نمیتواند تو را شکست دهد.
۱۰- از یاد دادن به دیگران غافل نشوید که مؤثرترین روش یادگیری است.
۱۱ – فئودور داستایوفسکی میگوید: «دزدهای کوچک قربانیان فقرند و دزدهای بزرگ ریشههای فقر. عدالت واقعی در حذف ریشههای فقر است، نه به زنجیر کشیدن قربانیان فقر!»
در ایران امروز بیش از نیمی از مردم زیر خط فقر زندگی میکنند که اگر ریشههای آن سوزانده نشوند، این روند با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت و قربانیان بیشتری خواهد گرفت.
۱۲- کسی که واقعیت را وارونه به نفع خود تغییر دهد، محکوم به فناست!
۱۳- رهبران نفرتانگیز و بیکفایت مدعیاند که پیشرفت بدون آنان ممکن نیست؛ سرچشمه مشکل را در مردم میبینند، کنجکاوی نمیکنند و سکوت مردم را دلیل حقانیت و مشروعیت خود میدانند.
۱۴- رهبران نفرتانگیز و بیکفایت مسئولیت خود در برابر شهروندان را به حداقل میرسانند، ولی از شهروندان خواهان مسئولیت حداکثری هستند.
۱۵- رهبران نفرتانگیز و بیکفایت خود را مرکز جهان میبینند، به بازخورد بیاعتنا هستند، از قدردانی دیگران خودداری میکنند و همهچیز را از دریچه دید ضعیف و بیمارگونه خود میبینند و ارزیابی میکنند.
۱۶- آینده هر فرد و هر واحد اجتماعی، از خانواده تا جامعه، بر الهام استوار است نه ناامیدی. رهبران، مدیران و سرپرستانی که بر طبل ناامیدی میکوبند محکوماند؛ و آنان که الهامبخش دیگراناند و رهبری را در الهامبخشی افراد برای انجام آنچه دوست دارند و به شیوهای که میخواهند واحد اجتماعی را اداره و پیش ببرند میدانند، پیروز، تأثیرگذار و ماندگار خواهند بود.
۱۷- رهبران موفق شخصیت یکسانی ندارند، بلکه فیبر اخلاقی همسانی دارند و عمدتاً از این صفات برخوردارند:
مسئولیتپذیر، قابلاطمینان، مسلط بر افکار و گفتار و رفتار و احساسات خود، فروتن، صادق، دلسوز و مراقب دیگران و شجاع.
۱۸- وقتی خود را از همه داناتر و باهوشتر میدانید، احمقی بیش نیستید.
۱۹- دعوت دیگران به مخالفت با نظر شما، راهی برای رشد اندیشه است.
۲۰- انعطافپذیری را به جای لجاجت بپذیرید و با بیان این جمله از مخاطبی که نظری متفاوت از شما دارد قدردانی کنید: «من هرگز به این موضوع اینگونه فکر نکرده بودم.»
صادق هدایت:
«یک مسلمان پس از خودآزاری، برای کامل شدن دین به مرحله دگرآزاری، یعنی امر به معروف، میرسد.»
هفتهای دلپذیر و خاطرهانگیز را برای شما و عزیزانتان آرزومندم.
ایران هرگز نخواهد مرد!
در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.
دکتر ابراهیم بیپروا



















