پراکندهگوییهای پایان هفته ۲۲۰
پیشکش به انسانهای آزادهای که مرگ الهیات را جشن میگیرند
۱- هر کسی امروز جنایت بیسابقه در تاریخ معاصر جهان را که از سوی رژیم حاکم بر ایران ـ با کمک چین، روسیه، حزبالله، حشدالشعبی، فاطمیون، زینبیون و کتائب حزبالله ـ صورت گرفته محکوم نکند، و نیز چین و روسیه را بهدلیل حمایت از رژیم حاکم بر ایران و کمک به آن در قطع استارلینک و امور دیگر محکوم نکند، به وظیفه و مسئولیت ایرانی، اخلاقی و انسانی خود عمل نکرده و از مسیر انسانیت خارج شده است.
۲- هیچ جامعه خردگرا و سالمی به کسانی که در کشتارها، ترورها، اعدامها و آدمکشیها ـ چه مستقیم و چه غیرمستقیم، اعم از آنکه بخشی از تصمیمگیرندگان و آمران بودهاند یا از مجریان و عاملان ـ اجازه بازگشت به قدرت نخواهد داد.
۳- بهنظر من درصد کسانی که از شکست میترسند بالاتر از درصد کسانی است که از فرصتسوزی نگراناند و تلاشی هم نمیکنند؛ در حالیکه هر نوع فرصتسوزی باید متوقف شود. از شکست میتوان درس گرفت و به پیروزی رسید، در حالیکه فرصتِ از دسترفته را نمیتوان بازگرداند.
۴- در جهان پیچیده و پرچالش امروز، نظامهای آموزشی در آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان نهتنها باید بر خواندن، نوشتن و درک مفاهیم، بلکه بر تربیت انسانهای خلاق با تفکر انتقادی، توان و مهارت برقراری ارتباط، حل مسائل و بحرانها، مقاومت در برابر سختیها، مصائب و فجایع، و نیز انعطافپذیری تأکید ورزند و این موارد را در برنامههای درسی بگنجانند و آموزگارانی برای این مهارتها تربیت کنند.
۵- وقتی با درد، رنج و فاجعه مواجه میشویم، قرار نیست درمانده، منفعل، افسرده و اندوهگین شویم؛ بلکه باید آگاهتر، مقاومتر، مصممتر و هوشیارتر با آن برخورد کنیم و درک کنیم که رنج و فاجعه هشدارِ نیاز فوری به تغییر را میدهند.
۶- یکی از مسئولیتهای هر حکومتی تأمین منافع ملی است؛ اما کم نیستند حکومتهایی که از انجام این مسئولیت ناتواناند، زیرا در چارچوب قانون و با تضمین حقوق و آزادیهای شهروندان حکمرانی نمیکنند، بلکه حکمرانی در آن جوامع مبنایی دستوری دارد که با منافع ملی در تضاد است. این نوع حکمرانی با حاکمیت قانون میانهای ندارد، از پاسخگویی طفره میرود، بینظمی و هرجومرج ایجاد میکند تا افکار عمومی را منحرف سازد و با استفاده از واژه «مصلحت» مرتکب فساد، تبعیض، ستم و انواع جنایت علیه شهروندان میشود.
۷- با تعهد به پذیرش و انجام مسئولیتهای خود بهعنوان یک شهروند و یک انسان سیاسی، پیروزی را ممکن کنیم.
۸- کسانی که دشمنان واقعی خود را نمیشناسند و برآوردی درست از امکانات، تواناییها، تدابیر، ضعفها، محدودیتها و کمبودهای آنان ندارند، همواره هدف بالقوه دشمنان خود هستند و در برابر آنان بازنده، آسیبپذیر و شکستپذیرند.
۹- تفکر و تعصب با یکدیگر در تضادند؛ هرچه بیشتر بیندیشیم، کمتر متعصب خواهیم بود و حتی میتوانیم بر تعصب کاملاً غلبه کنیم.
۱۰- سکوت نابجا به همان اندازه خطرناک است که همنشینی با بیخردان یا در محاصره ابلهان بودن.
۱۱- کسانی که هشدارها را جدی نمیگیرند، سرانجام هزینههای گزاف میپردازند.
۱۲- شما یک انسان و اندیشهگر هستید؛ ابزار نیستید، بلکه هدف هستید. اجازه ندهید دیگران از شما بهعنوان ابزار برای اهداف غیرانسانی خود استفاده کنند.
۱۳- هر نظام سیاسی که شهروند را کماهمیتتر از آرمانها، اهداف، قدرت و بقای سیستم و ساختار سیاسی بداند، انسانستیز است. تغییر چنین سیستمی بخشی از مسئولیت و رسالت هر شهروندی است.
۱۴- مادام که در جامعهای به انسان نگاه ابزاری میشود، در آن جامعه روابط سالم شکل نمیگیرد؛ و در جامعهای که روابط سالم حاکم نباشد، انتظار آزادی و دموکراسی توهمی بیش نیست.
۱۵- حکومتی که در انجام مسئولیت خود به خرد جمعی و نیازهای متغیر جامعه بیتوجه باشد، محکوم به شکست است.
۱۶- زبان و قلم را از کینه، نفرت، انتقام، هتاکی، تهدید و تحقیر دور نگه داریم تا مسیر رهایی و پیروزی هموار شود.
۱۷- پذیرش کورکورانه، بیقیدوشرط و بدون نقد مذاهب و ایدئولوژیها، تصمیمات نسنجیده سیاسی، تحلیل نادرست از شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه، و بیتوجهی به افکار عمومی میتوانند خسارات سنگین و حتی جبرانناپذیر بر جوامع وارد کنند.
۱۸- یکی از تفاوتهای عمده میان جوامع باز و بسته این است که در اولی تغییر برای رشد و پیشرفت پذیرفته و تشویق میشود، اما در دومی از تغییر هراس دارند.
۱۹- اعضای جامعهای که اصول ششگانه اخلاق سیاسی، انصاف سیاسی، واقعبینی سیاسی، آیندهنگری سیاسی، خردگرایی سیاسی و عملگرایی سیاسی را نادیده میگیرند، زمینه را برای ظهور رهبران خودکامه فراهم میکنند.
۲۰- بدون سازوکار عزل مقامات انتخابی، بدون سازوکار مهار قدرت از سوی شهروندان، بدون حاکمیت قانون، بدون فرهنگ سیاسی دموکراتیکِ نهادینهشده، بدون انتخابات آزاد، بدون نظام چکوبالانس، بدون تفکیک دین از دولت و بدون نقد مقدسات، هر مقام انتخابی بهسوی خودکامگی گام برمیدارد.
احمد کسروی:
«روزی خواهد رسید که آخوندها بر شما حکومت خواهند کرد. آن روز دیگر جان و مال و حتی فرزندانتان هم از دست آنان در امان نخواهد بود…»
هفتهای دلپذیر و خاطرهانگیز را برای شما و عزیزانتان آرزومندم.
ایران هرگز نخواهد مرد!
در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.
دکتر ابراهیم بی پروا



















