پراکندهگوییهای پایان هفته ۲۱۵
پیشکش به شهروندان مبارز و غیور ایران که برای براندازی رژیم اسلامی مبتنی بر آخوندیسم سنگینترین هزینهها را متحمل شده و میشوند.
۱- کسانی که با واقعیت مخالفت میکنند، در دام جهل ابدی باقی خواهند ماند.
۲- اگر در برابر تغییراتی مقاومت کنیم که قرار است ما را آماده تولید و توزیع و کاربرد دانش کند، با بحران یادگیری مواجهیم که ریشه در نظام آموزشی، سیاستها و شرایط جامعه دارد.
۳- یکی از عوامل اصلی عقبافتادگی ما فقدان نگرش به خود است. بهعبارت دیگر، نگرش ما نگرشی عقبافتاده و سستبنیان است و بر خودنابینایی استوار و تمرکز بر دیدن دیگران. بیعملی، بیتفاوتی، بیاخلاقی، سکوت خود را نمیبینیم و دیگران را عامل/عوامل بدبختی خود میدانیم. این بدان معنا نیست که نقش ویرانگر دیگران (مثل سیاستمداران فاسد، دولتمردان خائن، مدیران ناکارآمد و بیکفایت، …) را نادیده بگیریم، بلکه پرسش اصلی باید این باشد: در برابر این ویرانگران و فاسدان ما کجا ایستادهایم؟
۴- آن عده از مخالفان رژیم حاکم بر ایران که ادعا دارند بدون حمایت بینالمللی میتوان شاهد تغییرات بنیادی در ایران بود، یا در خواب و خیالاند، و یا آگاهانه و یا ناآگاهانه در خدمت رژیم حاکم، و یا درک درستی از مقوله قدرت و نظم بینالمللی ندارند.
۵- در برخورد با رقیبان و دشمنان سیاسی در هر جا، هر زمان و هر شرایطی، اگر بتوانید انصاف و اخلاق سیاسی را راهنمای خود قرار دهید، از حد اعلای شعور سیاسی برخوردارید.
۶- اگر در کسب هدفی علیرغم مبارزه و تلاش ناکام ماندهای، راه رسیدن به آن هدف و پیروزی به تغییر رویکرد و برنامه و نقشه نیاز است.
۷- راحتی در بسیاری موارد مشکلزا و سمی و افیون است. راحتی ما را برای جستوجوی بهترینها بیانگیزه میکند، راحتی ما را تشویق میکند همان شرایط را حفظ کنیم و ریسک نکنیم، راحتی موجب میشود که روشها را زیر سؤال نبریم، از به چالش کشیدن فرایند دست بکشیم و بررسی مشکلات را فراموش کنیم. راحتی ترمزی است برای ایجاد تغییر و رشد.
۸- گاهی با یه گام کوچک، یک دیدار معمولی، یک سخن کوتاه، حتی کاربرد یه واژه در زمان مناسب و بهطور سنجیده… تغییر را تجربه میکنیم، اما همیشه چنین نیست. در مواقع دیگر ناچاریم تغییر را با بیشترین هزینهها، شدیدترین دردها، بدترین توهینها و دشوارترین راهها بپذیریم، و شاید هم به ما تحمیل شود.
۹- رؤیاهایمان بهخودی خود به تحقق نمیپیوندند مگر اینکه بخواهیم، دست به کار شویم، تسلیم نشویم، نومید نشویم، شرایطمان را واقعبینانه ارزیابی کنیم و شکست را بهمثابه یک دوره آموزشی بنگریم.
۱۰- بسیاری از انسانها از احتمال شکست نگراناند، در حالیکه از آنچه که باید واقعاً نگران باشند، فرصتهایی است که از دست میدهند و مسیر شکست را هموار میکنند. از فرصتهایی که پیش میآید نهتنها استفاده بهینه و سنجیده نمیکنند، بلکه فرصتسوزی میکنند و هر نوع شانس پیروزی را نابود میکنند. آنها خطرناکترین افراد برای خود، دیگران و جامعه هستند!
۱۱- دوستی در فیسبوک نوشته کنار زدن خامنهای از قدرت گام بزرگی به جلوست! به نظرم با کنار گذاشتن خامنهای نهتنها مشکلی حل نمیشود، بلکه آسیبهای فراوانی به جنبش کنونی وارد میشود، چون خواست مردم نابودی کلیت، تمامیت و جامعیت رژیم اسلامی است. به باور من نهتنها یک گام به جلو نیست، بلکه دو گام به عقب است. در زمانی که مردم خواهان سرنگونی رژیم هستند، تقلیل خواست مردم به کنار رفتن خامنهای پسرفت است و نه پیشرفت. ایران نو زمانی شکل میگیرد که مجموعه آنچه که رژیم اسلامی است از قدرت کنار گذاشته شود.
۱۲- کسانی که در گذشته زندگی میکنند، آیندهای تاریک در انتظارشان است. گذشته قابل تغییر نیست، اما آینده را باید ساخت. از گذشته میتوان آموخت، ولی نمیتوانیم به گذشته برگردیم. بدون درک درست گذشته، راه ورود به دروازه آینده اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است. گذشته یک دانشگاه است، ولی زندگی در گذشته یعنی عقبافتادگی کامل و بدون اما و اگر!
۱۳- به نظرم یک باورمند راستین به دموکراسی و آرای شهروندان باید تسلیم آرای مردم شود، حتی اگر اکثریت آرا خلاف خواسته شخصی او باشد؛ باید در برابر انتخاب مردم سر تعظیم فرود آورد.
۱۴- اگر مردم در جامعهای دموکراتیک در انتخابات به نظام کمونیستی رأی دهند، دیگران باید بپذیرند و در چارچوب قوانین به رقابت و مبارزه، اگر بخواهند، ادامه دهند؛ یا اگر به گروه/حزبی مثل مجاهدین رأی دهند، دیگران باز باید بپذیرند، ولی میتوانند در چارچوب قانون خواستههای خود را دنبال کنند، رقابت و مبارزه کنند؛ و همینطور اگر به رژیم اسلامی رأی دهند یا جبهه ملی، یا پادشاهی مشروطه، یا سوسیالدموکراسی، و یا به هر نوع گرایش سیاسی دیگر.
۱۵- اگر همه گروهها صادقانه بپذیرند در صورت کسب آرای اکثریت شهروندان از سوی هر گروهی بر اساس قوانین احترام بگذارند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد؛ ولی مشکل همینجاست، بسیاری از هموطنان شریف! فقط واژه دموکراسی و قانون را تکرار میکنند بدون اینکه ذرهای به آنها باور داشته باشند.
تا چنین است، انتظار حکومت قانون، دموکراسی، آزادی، حاکمیت ملی… توهمی بیش نیست و در این جاروجنجال و هیاهو، هیولایی دیگر سر برمیآورد که کسی ذرهای دربارهاش فکر نکرده بود!
۱۶- حضور فعال دیدگاههای متفاوت در هر جامعهای یک امتیاز است. از ۴۰ سال پیش گفتم و میگویم و خواهم گفت: ایران با ثبات آینده چارهای ندارد جز اینکه به دیدگاههای مختلف احترام بگذارد و هر دیدگاهی از امکانات برابر مشارکت سیاسی برخوردار و در تصمیمگیری سیاسی کشور نقش داشته باشد؛ و بهعبارت دیگر تأکید باید بر کثرتگرایی بعد از پایان رژیم کنونی باشد.
۱۷- فدرالیسم مثل بسیاری از نظامهای حکومتی و گرایشهای سیاسی نکات مثبت و منفی دارد و ممکن است در کشوری عملکرد خوب داشته باشد، ولی در کشور دیگری درست برعکس. در مورد ایران فدرال باید مطالعه و بررسی دقیق از سوی اندیشمندان سیاسی شود و مزایا و معایب یک ایران فدرالیست فرضی کاملاً شناسایی شود تا در صورت آرای اکثریت برای تأسیس یک نظام فدرال، مشکلات تازهای برای ایران به وجود نیاید.
۱۸- خطرناکترین دشمنانتان کسانی هستند که در کنار شما هستند و تظاهر به دوستی با شما میکنند و شما آنان را دوستان خود میدانید، ولی در خفا خنجرها را آماده کرده و در اولین فرصت ممکن است شما را نابود کنند. به شما لبخند میزنند، ولی در دل خواهان سقوط شما هستند، با دشمنان شما پنهانی همپیمان میشوند، هر اقدام مثبت شما را منفی میبینند، شما را از تلاش و مبارزه منصرف میکنند، به شما انرژی منفی میدهند، …
۱۹- یکی از روشهایی که حکومتهای خودکامه در گسترش ناآگاهی، نادانی و نیندیشیدن شهروندان اتخاذ میکنند، مخالفت با شادی شهروندان، ایجاد مانع و ترس برای شادی آنها و محدود کردن و یا از بین بردن ابزار و امکانات شادی است. این مخالفتها و محدودیتها به غم و اندوه و افسردگی شهروندان منجر شده و تأثیر مستقیم بر نهادینه کردن نادانی و ناآگاهی میگذارد.
۲۰- مردمانی که یاد نگرفتهاند به خودکامگی و خودسری اعتراض کنند، مطالبه حقوق خود کنند، شورش و قیام کنند، به حقوق دیگر مردمان احترام بگذارند، … و خود را به هر تصمیم و سیاست و اقدام ولو تحمیلی خودکامگان وفق دهند، خود شریکان خودکامگان هستند و در ایجاد فجایع با آنان سهیم.
هوشنگ معینزاده در کتاب «وصیتنامه خدا»:
«وقتی خدای مسلمانان به زبان صریح خود در قرآن گفته است پیغمبر اسلام که رسول او بوده نه غیب میداند، نه فرشته است و نه خزانههای خدا را در دست دارد، معلوم نیست به چه دلیلی بعضیها فکر میکنند که بستگان پیغمبر اسلام و نوادگان دختری او صاحب چنان کرامات و معجزاتی هستند که میتوانند بیماران را شفا دهند، فقرا را ثروتمند کنند، ظالمان را به سزای اعمالشان برسانند، شفیع آمرزیده شدن گناهکاران شوند و بسیاری کارهای غیرممکنی که خود پیغمبر اسلام هم از انجام آنها عاجز بوده، این عزیزکردههای بیجهت قادر به انجامش هستند؟ کسانی که در زمان حیات خود حتی قادر به حفظ جان خویش و فرزندانشان نبودهاند.»
هفتهای دلپذیر و خاطرهانگیز را برای شما و عزیزانتان خواهانم.
ایران هرگز نخواهد مرد!
در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.
دکتر ابراهیم بی پروا



















