پراکنده‌گویی‌های پایان هفته ۲۰۹

پیشکش به کسانی که از هر فرصتی برای سازندگی به نفع همگان بهره می‌برند و نه فقط برای منافع شخصی خود.

۱- در هر جامعه‌ای که مردم در برابر حکومت قرار می‌گیرند، پشتیبانی ارتش از مردم و جدایی آن از حکومت، پایان کار حکومت را رقم می‌زند.

۲- ارزش نبردها و مبارزات یکسان نیست و حتی برخی نبردها و مبارزات زیان‌بارند؛ مثلاً مبارزه برای حفظ یک رابطه یا دوستی ناسالم، مبارزه برای ادامه یک سبک زندگی همراه با فساد، مبارزه برای حفظ عادات منفی و زیان‌بار، نبرد برای استمرار یک دیدگاه خطرناک، مبارزه برای حفظ شغلی که برای جامعه مضر است و… . بنابراین باختن در چنین نبردها و مبارزاتی از آغاز امری مسلم است. اما باختن آگاهانه در مبارزات و نبردها برای اهداف ارزشمند و انسانی، در درازمدت یک پیروزی محسوب می‌شود.

۳- در جنگ‌ها فقط انسان‌ها کشته و مجروح نمی‌شوند و تنها زیان‌های مالی به‌خاطر هزینه‌های سرسام‌آور جنگ به جامعه وارد نمی‌شود؛ بلکه جنگ بر همه ابعاد زندگی جامعه تأثیر می‌گذارد: از قربانی شدن طبیعت و محیط زیست تا نابودی زیرساخت‌ها، از گسترش بی‌نظمی و بی‌قانونی تا فروپاشی خانواده‌ها، از بیکاری نیروی کار تا بی‌اعتمادی شهروندان به یکدیگر، از مهاجرت‌های اجباری تا تعطیلی نهادهای تولیدی، از گسترش بیماری‌ها تا فقر فراگیر و…

۴- آدولف هیتلر: «قانون همانند تار عنکبوت می‌ماند؛ فقط می‌تواند مگس‌های کوچک را شکار کند.» این گفتهٔ منسوب به هیتلر چقدر با واقعیات امروز بسیاری از جوامع مطابقت دارد!

۵- کشورهای دموکراتیک و حتی بسیاری از کشورهای غیردموکراتیک، در تدوین سیاست خارجی، تأمین منافع، مصالح و امنیت ملی را مبنا قرار می‌دهند. سرنگونی حکومت‌هایی که از مبنا قرار دادن این اصول در سیاست‌گذاری خارجی غفلت کنند، امری ضروری است.

۶- دولت‌ها و رهبران دموکراتیک برخلاف جوامع غیردموکراتیک، در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری، افکار عمومی جامعهٔ خود و همچنین افکار عمومی جهان را مدنظر قرار می‌دهند تا تصمیم‌ها و سیاست‌ها پژواک نظرات، خواسته‌ها و نیازهای جامعه باشد. هم‌زمان نیز نمی‌توانند در موضوعاتی چون حقوق بشر، آزادی، مبارزه با تروریسم، پدیدهٔ گرمایش زمین و… افکار عمومی جهان را نادیده بگیرند. تاریخ سیاسی معاصر جوامع دموکراتیک، شاهد نمونه‌های متعددی از توجه رهبران به این اصل است.

۷- گاه در تاریخ ـ و در تاریخ معاصر مثال‌ها کم نیستند ـ مصالح ملی یک کشور خارجی با خواسته‌های مردم (و نه حکومت) کشور دیگری همسو می‌شود. در چنین مواردی، مردم کشورِ تحت سلطهٔ حکومت خودکامه و غیردموکراتیک باید حداکثر بهره را از چنین فرصتی ببرند، مشروط بر اینکه به استقلال و تمامیت ارضی کشور آسیبی وارد نشود.

۸- احساس خطر دولت‌های جهان از یک دولت ماجراجو و هنجارشکن که در صدد برهم‌زدن نظم بین‌الملل و دخالت در امور کشورهای دیگر و حمایت همه‌جانبه از گروه‌های تروریستی است، موجب می‌شود دیگر دولت‌ها مواضع خود را نسبت به آن دولت تغییر دهند و حتی مستقیم یا غیرمستقیم در سرنگونی آن حکومت اقدام کنند.

۹- برخی مشکلات شخصی‌اند، برخی محلی، برخی ملی، برخی منطقه‌ای؛ اما برخی مشکلات جهانی‌اند. مثلاً تروریسم، افزایش گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی، همه‌گیری کرونا و گسترش بیماری‌های فرامرزی، آلودگی دریاها و اقیانوس‌ها و… . در چنین مواردی دولت‌های جهان چاره را در ریشه‌یابی و مقابلهٔ دستجمعی با عوامل خطر می‌بینند. بسیاری از دولت‌ها اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که رژیم اسلامی ایران منبع تروریسم جهانی و حامی بسیاری از گروه‌های تروریستی در نقاط مختلف جهان است و منابع مالی و نیازهای آنان را تأمین می‌کند. بنابراین امروز بیش از هر زمان دیگر متوجه خطر این رژیم شده‌اند و در پی چاره‌اند.

۱۰- هیچ رابطه‌ای میان حضور زنان در رأس قوهٔ مجریه ـ یعنی کسب بالاترین مقام اجرایی کشورها ـ با مذهب، نژاد، ملیت، منطقهٔ جغرافیایی، نوع نظام سیاسی یا درجهٔ پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، صنعتی، علمی و تکنولوژیک آن کشورها وجود ندارد.

11- یک رهبر الهام‌بخش کسی است که به دیگران ثابت کند آنچه برای آنان مهم است برای او نیز مهم است. رهبر الهام‌بخش تمرکز بر خود را کنار می‌گذارد، از خودمحوری فاصله می‌گیرد و بر خواسته‌ها و نیازهای شهروندان تمرکز می‌کند.

۱۲- صداقت جاهلانه خطرناک است. صداقت را باید با نتایج سنجید، نه با احساسات و عواطف.

۱۳- هدف داشتن در هر کاری برای انجام‌دهنده مهم است و هیچ کاری را نباید بدون هدف آغاز کرد. اما مهم‌تر از هدف، تأثیر آن بر جامعه و اعضایش است. تردیدی نیست که استالین، هیتلر، خمینی… هدف داشتند؛ همان‌طور که گاندی، مارتین لوتر کینگ، ماندلا… هدف داشتند. اما تاریخ، نتایج اهداف این رهبران را بر زندگی مردم و جوامع ارزیابی می‌کند و نمره می‌دهد.

۱۴- برای من سلبریتی‌های واقعی کسانی هستند که از مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی به جد خودداری کنند، از به‌کار بردن واژه‌های رکیک پرهیز کنند، اصول اخلاقی را رعایت کنند، الهام‌بخش و فروتن باشند، نه خودخواه و متکبر… . سلبریتی‌ها باید الگویی سازنده برای جامعه، به‌ویژه نسل جوان باشند.

۱۵- افکار ما زندگی ما را هدایت می‌کنند؛ می‌توانند راهگشا یا گمراه‌کننده، خطرناک یا رهایی‌بخش، سازنده یا ویرانگر، آرام‌بخش یا آزاردهنده و خشونت‌زا، مثبت و مفید یا منفی و زیان‌بار باشند. ساختن «خود» با ساختن «افکار» آغاز می‌شود. افکار ویرانگر، زیان‌بار، منفی، خطرناک و گمراه‌کننده ما را نابود می‌کنند.

۱۶- دلسوزی، فداکاری، مهربانی و یاری به دیگران در حالت عادی مفید به نظر می‌رسند، اما می‌توانند سمی، خطرناک و حتی دام باشند و فردی را که مورد دلسوزی و یاری قرار گرفته، به وابستگی، مسئولیت‌ناپذیری، بی‌تفاوتی و بی‌لیاقتی بکشانند. پدران، مادران، آموزگاران و مربیان باید از افراط و تفریط در دلسوزی و مهربانی و فداکاری بپرهیزند.

۱۷- در زندگی لازم نیست به هر چیزی واکنش نشان دهیم یا پاسخ هر چیزی را بدهیم. روش درست این است که راه خود را درست ادامه دهیم تا رشد کنیم، اوج بگیریم، پرواز کنیم و به قله‌ها برسیم.

۱۸- از افرادی که می‌خواهند شما را همیشه در حالت دفاعی قرار دهند، دوری کنید.

۱۹- ادامهٔ ارتباط با افراد ناسالم آسیبی به خود است. ترک این افراد برای حفاظت از خود یک ضرورت انکارناپذیر است.

۲۰- مارک تواین می‌گوید: «اگر روزنامه نخوانید، از اخبار بی‌اطلاعید؛ اما اگر روزنامه بخوانید، از واقعیت‌ها بی‌اطلاعید.» امروزه برخلاف زمان تواین، منابع خبری فقط روزنامه‌ها نیستند، بلکه بسیار متنوع‌اند، اما گفتهٔ او همچنان قابل تعمیم به بسیاری از منابع خبری است.

جلیل محمدقلی‌زاده، بنیان‌گذار روزنامهٔ «ملانصرالدین»:
«اگر با این نیروی مخرب جامعه و تاریخ کهن یعنی روحانیون تسویه‌حساب نشود، خواه انقلاب مشروطه بشود یا نشود، این میکروب‌ها می‌مانند، و من می‌ترسم در آیندهٔ نزدیک چشم باز کنید و ببینید هشتصد ملا یکجا خلق شده، همهٔ امور مملکت را به‌دست گرفته، ثروت شما را بر باد داده، شما را به امان خدا سپرده و افسارتان را به بیگانگان رها کرده‌اند!»

هفته‌ای دلپذیر و خاطره‌انگیز برای شما و عزیزانتان آرزومندم.

ایران هرگز نخواهد مرد!

در نهادینه کردن مرام انسانیت کوشا باشیم.

دکتر ابراهیم بی پروا

مطالب مرتبط