مریم رجوی و تلاش ناکام برای پنهان کردن چهره خیانت با نام “مصدق”

سازمان مجاهدین خلق سال‌هاست که در تلاش است چهره‌ی خون‌آلود و بی‌اعتبار خود را با نقاب‌های گوناگون بزک کند. از همکاری مستقیم با صدام حسین در سال‌های جنگ ایران و عراق گرفته تا جاسوسی برای قدرت‌های بیگانه، این گروه همواره در مسیری حرکت کرده که هیچ نسبتی با منافع ملی ایران نداشته است. اما چون می‌داند در حافظه تاریخی ملت جایگاهی ندارد، همواره به سراغ نام‌ها و نمادهای بزرگ ملی رفته است تا از آنان اعتبار قرض بگیرد. یکی از رسواترین نمونه‌های این تلاش، سوءاستفاده از نام دکتر محمد مصدق است؛ رهبر نهضت ملی ایران که تمام عمر خود را صرف استقلال و آزادی کرد و اکنون ابزاری تبلیغاتی در دست گروهی فرقه‌ای و مزدور شده است.

دکتر مصدق در تاریخ ایران نماد شجاعتی است که در برابر استعمار ایستاد. او با ملی کردن صنعت نفت، ضربه‌ای بزرگ به منافع انگلستان زد و حتی در برابر فشارهای آمریکا نیز سر تسلیم فرود نیاورد. مصدق با همه محدودیت‌ها و ناکامی‌ها، یک اصل بنیادین را پاس داشت: منافع ملت ایران باید بر هر منفعت دیگری مقدم باشد. حال این پرسش پیش می‌آید: چگونه ممکن است سازمانی که شناسنامه‌اش همکاری با دشمنان ایران و خیانت به مردم است، خود را میراث‌دار چنین شخصیتی معرفی کند؟

پاسخ روشن است. مجاهدین خلق سال‌هاست که از درون تهی شده‌اند. پس از آن‌که در سال‌های نخست انقلاب به روی مردم اسلحه کشیدند و مسئولیت انفجارها و ترورهای متعدد را پذیرفتند، از صحنه سیاسی ایران حذف شدند و در دامان صدام حسین پناه گرفتند. آنان نه‌تنها در زمان جنگ علیه سربازان ایرانی جنگیدند، بلکه اطلاعات نظامی و حتی نقشه‌های استراتژیک کشور را در اختیار دشمن قرار دادند. این کارنامه‌ی ننگین، به‌تنهایی هرگونه ادعای ملی‌گرایی را باطل می‌کند.

با این‌حال، مریم رجوی تلاش می‌کند با چسباندن نام خود و سازمانش به مصدق، از شکاف تاریخی فرار کند. او در محافل غربی با ژست‌های پرزرق‌وبرق از «دموکراسی» و «حقوق بشر» دم می‌زند، اما در داخل تشکیلات مجاهدین واقعیت کاملاً معکوس است. گزارش‌های متعدد اعضای جداشده نشان می‌دهد که سازمان چیزی جز یک فرقه‌ی بسته و تمامیت‌خواه نیست؛ جایی که طلاق‌های اجباری، جدایی کودکان از والدین، نشست‌های شست‌وشوی مغزی و سرکوب مخالفان داخلی امری عادی است. آزادی و دموکراسی در قاموس مجاهدین جایی ندارد. اگر مصدق امروز زنده بود، پیش از هرکس مشروعیت چنین رهبری را نفی می‌کرد.

سازمان در سال‌های اخیر با برگزاری مراسم‌های پرزرق‌وبرق در پاریس، تلاش کرده است تا با نصب تصاویر مصدق و سخنرانی درباره‌ی «میراث او»، چهره‌ای ملی از خود ارائه دهد. اما ملت ایران به‌خوبی می‌داند که مصدق برای مردم زیست و در راه مردم قربانی شد، در حالی‌که مجاهدین بارها در کنار بیگانگان علیه مردم ایستادند. مصدق نماد استقلال بود، اما مجاهدین نماد مزدوری. این دو در نقطه‌ای کاملاً متضاد از تاریخ ایستاده‌اند و هیچ پیوندی میانشان ممکن نیست.

از سوی دیگر، مواضع کنونی مجاهدین در حمایت از تحریم‌های اقتصادی علیه مردم ایران نشان می‌دهد که آن‌ها همچنان همان مسیر خیانت را ادامه می‌دهند. در حالی‌که تحریم‌ها سفره مردم را کوچک‌تر کرده و فشار بر طبقات ضعیف جامعه را دوچندان ساخته است، مریم رجوی و یارانش در بروکسل و واشنگتن، با خوشحالی از تصویب همین تحریم‌ها استقبال می‌کنند. آیا چنین سازمانی حق دارد نام خود را در کنار مصدق، کسی که برای رفاه و استقلال مردم جنگید، قرار دهد؟

واقعیت این است که استفاده ابزاری مجاهدین از نام مصدق، اعترافی تلخ به بی‌ریشگی آنان است. آن‌ها هیچ سرمایه‌ی ملی، هیچ پایگاه مردمی و هیچ مشروعیتی در داخل کشور ندارند. به همین دلیل مجبورند به چهره‌هایی چون مصدق آویزان شوند تا در ظاهر خود را بخشی از تاریخ مبارزات مردم ایران نشان دهند. اما تاریخ هرگز فریب این نمایش‌ها را نمی‌خورد. مصدق در قلب ملت ایران زنده است، در حالی‌که مجاهدین خلق برای همیشه در حاشیه‌ی تاریک و ننگین تاریخ خواهند ماند.

ایران هرگز نخواهد مرد

ن.بهادری

مطالب مرتبط