ما چه میگوییم، ما چه میخواهیم

(بر گرفته از مصوبات شورای نهضت مقاومت ملی ایران)

 

با الهام از جنبش مقاومتی که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برای مقابله با دیکتاتوری به وجود آمده و نام نهضت مقاومت ملی را بر خود گذاشته بود، در سال ۱۳۵۹ شمسی نهضت مقاومت ملی ایران توسط دکتر شاپور بختیار و جمعی از شخصیت های ملی و وطن دوست ایرانی به منظور مبارزه علیه دیکتاتوری جدیدِ در غالب نظام ولایت فقیهِ حاکم بر ایران و برای رسیدن به اهداف زیر:

  • استقرار نظامی بر اساس حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی
  • جدائی دین از حکومت در تمام شئون مملکت
  • حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور و همبستگی ملی

پایه گذاری شد.

 

بنابراین، نهضت مقاومت ملی ایران مبارزات خود را در ادامه مبارزات نهضت ملی ایران دانسته و می داند.

مبارزاتی که از آغاز انقلاب مشروطیت تا به امروز برای نیل به خواست های ملت ایران، یعنی دموکراسی، استقلال، تمامیت ارضی، جدائی دین از حکومت و استقرار نظامی متکی به قانون همواره در جریان است.

نهضت مقاومت ملی ایران خود را یکی از نگاهبانان نهضت ملی ایران می داند و به نوبه ی خود کوشش می کند تا با گسترش دامنه فعالیت ها و اتحاد با سایر ملیون ایران سهم مؤثرتری در عرصه ی مبارزات ملت ایران برای ساختن ایرانی آزاد و آباد داشته باشد.

 

اصول عقاید:

نهضت مقاومت ملی ایران با الهام از نظریات بنیان گذار فقید خود دکتر شاپور بختیار در پی آن است که با استقرار دموکراسی در ایران، آنچنان نظامی بر کشور حاکم گردد که مبتنی و متکی بر اراده و رأی آزاد مردم باشد، تا که در پناه آن امکان زندگی آزاد، پر بار و پر ارزشی برای کلیه آحاد ملت فراهم گردد. نهضت مقاومت ملی ایران خواهان ایجاد جامعه ای است که آحاد آن در امور تولید و شیوه توزیع از حق تصمیم گیری آزادانه برخوردار باشند. جامعه ی ایده آل از نظر نهضت جامعه ای است که بر اساس موجودیت زمینه های همکاری آزادانه و برابری انسان ها و احساس مسئولیت و مشارکت افراد جامعه شکل گرفته باشد و در آن استقلال و حرمت شخصیت انسانی و رعایت مساوات ارزش همه انسان ها محفوظ باشد.

 

اوضاع کنونی:

سماجت حاکمیت بر دامن زدن به تحجّر و عقب ماندگی فکری و ضدیت با آزادی های متضمن ترقی و تعالی انسانی و همچنین عناد آشکار با برقراری روابط حسنه با جهان آزاد، برنامه ای است که نتایج اسفبار آن از لحاظ سیاسی و اقتصادی و بالاخص خطری که بقاء کشور را تهدید می کند بر هیچکس پوشیده نیست.

 

نظام جمهوری اسلامی از همان ابتدا، خود را در یک تضاد آشتی نا پذیر با تفکر مدنی حاکم بر دنیای آزاد قرار داده است. فلسفه ی افکار حاکم بر نظام که بنیاد خود را بر تصورِ باطلِ صغیر بودن آدمی زاده ی بالغ و احتیاج او به متولی برای گذران امور روزمره زندگی اش بنا نهاده است، ماهیتاً این رژیم را در مقابله با خواست ملت ایران و سایر ملل دنیا که مایلند آزاد باشند و سرنوشت خویش را خود رقم زنند، قرار داده است. از این رو نظام جمهوری اسلامی در میان افکار عمومیِ بیدار جهان منزوی است و بعلاوه در میان مردم ایران و در سطح جهانی بجز مشتی عوامل جیره خوار و خشونت طلب افراطی یار و یاوری ندارد.

  

در سطح داخلی شکاف میان ملت و حاکمیت روز بروز عمیق تر می شود. کار حکمرانان جمهوری اسلامی که زمانی به خود می بالیدند که با اتکاء به رأی اکثریت مردم روی کار آمده اند و بنابر چنین مشروعیتی بر مملکت حکومت میرانند، اکنون به جائی رسیده است که اقشار وسیع ناراضی و عاصی ملت را دشمن خود تلقی می کنند. تا جائیکه حرکت های صنفی- اعتراضی اقشار مختلف همچون دانشجویان، زنان و کار گران که برای دستیابی به حداقل حقوق صنفی و آزادی های فردی و اجتماعی، به نحو مسالمت آمیز و در چارچوب قوانین همین نظام انجام می گیرد را به نیرو های خارجی منتسب می نمایند و در پی هر اعتراضی کوچک، تلاشی بزرگ برای سازماندهی یک براندازی نرم را می بینند. و در مقابله با این گونه اعتراضات سخت ترین مجازات ها، نظیر اعدام، زندان ها ی انفرادی و طولانی، نمایش اعترافات تلویزیونی، دستگیری های گسترده ی خیابانی و بالاخره آدم ربائی و شکنجه های قرون وسطانی و حتی سنگسار را برای باز داشتن مردم از اعتراضات و مرعوب ساختن آنان در جهت بقای حکومت خود اعمال می کنند.

 

نا بخردی های مسئولین دولتی و گسترش فساد در دستگاه، باعث گردیده است که مؤسسات تولیدی مملکت با بحران ورشکستگی روبرو باشد و در آمد های روز افزون از فروش نفت و گاز صرف واردات عمدتاً بنجل گردد که سودش نیز به جیب مشتی آخوند، آخوند زاده یا اعوان و انصار آنها ریخته شود.

 

تاوان یک چنین سیاست خانمان براندازی را نسل کنونی می پردازد و بعلاوه نسل ها ی آینده ی این مملکت باید بپردازند.آنهائی که با صلاحدید مسئولین از خدا بیخبر جمهوری اسلامی مواد مورد نیاز مردم و واحد های تولیدی مملکت را بصورت قاچاق و یا حتی با در اختیار داشتن جواز انحصاری بدون کنترل و گاه مازاد بر احتیاج بازار وارد می کنند، اقتصاد مملکت را بصورت تیول شخصی خود در آورده و بقای صنایع داخلی را فدای اغراض سود جویانه ی خود گردانیده اند.

 

وضعیت حاکم بر اقتصاد مملکت سبب گردیده است که جوانان کشور آینده ای بس تیره و تار را در مقابل خود ببینند تا جائیکه یا هر روز بیش از گذشته بسوی مفاسدی سوق داده شوند که سراسر جامعه را با خطر انحطاط مواجه کرده است و یا جلای وطن کنند. در ایران، مردم و بویژه اقشار پائینی جامعه روز بروز فقیر و فقیرتر می شوند. بر طبق آمارهای خود رژیم، هم اکنون در ایران بیش از ۸ ملیون نفر از مردم، که روزانه بر تعداد آنان اضافه می گردد، زیر خط فقر زندگی می کنند.

 

پول رسمی مملکت در سطح جهانی به کاغذ پاره ای تبدیل شده است که خریداری ندارد و در سطح کشور نیز با تورم ۳۰ در صدی، روز بروز ارزش خود را از دست می دهد و ذخیره و سر مایه ی مردم هر روز به باد داده می شود.

تحریم های اقتصادی از طرف کشور های صنعتی و خطر حمله ی نظامی باعث شده است که سرمایه های داخلی به خارج انتقال یابد و سرمایه گذاری خارجی در امور تولیدی در ایران به رقمی نزدیک به صفر برسد.

 

دولتهای بیگانه با تحریک عوامل خود فروخته ی داخلی، شرق و غرب و شمال و جنوب مملکت را نا امن نموده و در مناطقی تا آنجا پیش رفته اند که کمتر روزی است که خبرِ حمله به نیروهای حافظ مرزها ی کشور و کشتار جوانان مملکت در مطبوعات منتشر نگردد. نتایجِ تأثیرِ تحریکات برخی از دول همجوار ایران، علاوه بر آنکه خود گویایِ فقدان درایت مسئولین جمهوری اسلامی هستند، با کمال تأسف اوضاعی را به وجود آورده اند که مقابله ای مدبرانه و فوری را می طلبند و چنانچه هر چه زودتر اقدامی در این مورد صورت نپذیرد چه بسا ایران را با وقوع یک جنگ داخلی روبرو خواهد ساخت و تمامیت ارضی و همبستگی ملی ما را به خطر خواهد افکند.

 

 نتیجه اینکه دستگاه حاکمیتی که بنا بر ماهیّت خود نه به منافع ملی کشور توجهی دارد و نه قادر به تأمین امنیت، رفاه، آزادی و سربلندی ملت ایران می باشد، فقط و فقط در اندیشه ی حفظ بقای موجودیّت ننگین خویش است. موجودیّت پر بلائی که در طول 33 سال جز اختناق و فقر و بیچارگی و جنگ حاصلی برای مردم ما به ارمغان نیاورده است. آری، حکام بی لیاقت نظام دینی نشان داده اند که برای ادامه ی سلطه ی منفور خویش بر ایران، حاضرند به هرگونه خفت و ذلت حتی در قبال امیرنشین های حاشیه ی خلیج فارس تن در دهند و برای جلب نظر غارتگران بین المللی، با زدن چوب حراج به منابع نفت و گاز، حتی از حقوق حقه کشورمان در دریای خزر به سهولت بگذرند.

 

انحطاط اخلاقی درایرانِ جمهوری اسلامیِ تحتِ حاکمیت ولایت و فقاهت به حدی رسیده است که با کمال تأسف ارسال زنان ایرانی برای خودفروشی به کشورهای کوچک و تازه به دوران رسیده ی خلیج فارس حالتی رسمی بخود گرفته و این امر لکه ی ننگی برای قاطبه ملت بخصوص زنان شرافتمند ایرانی گردیده است.

چنین نظامی لیاقت حکومت بر ملت آزاده و بزرگ ایران را ندارد و باید جای خود را به حکومتی متکی به رأی و اراده ی آزاد مردم بدهد. مسلما شرط رسیدن به این مقصود مبارزه مشترک همه ی اقشار مردم است.

 

مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی:

نهضت مقاومت ملی ایران در پی آن است که به اتحاد پیروان نهضت ملی ایران و رهروان مصدق در یک تشکیلات ملی و مبتنی بر اصول دموکراسی فعالانه کمک کند، سازمانی که مهم ترین وظیفه خود را در استقرار دموکراسی در ایران از طریق انتقال قدرت از نظام جمهوری اسلامی به حکومت ملی و دفاع پایدار از آن بداند.

 

ما بر این عقیده ایم که اعمال خشونت بی حد در طول 33 سال جمهوری اسلامی، مردم ایران را از هر گونه اعمال خشونت آمیزی که باعث آدم کشی و بالاخص کشتار مردم بی گناه شود بیزار کرده است. و از آنجائیکه حکام جمهوری اسلامی بشدت مانع شکل گیری و فعالیت سازمانهای سیاسی معتقد و مبلغ دموکراسی می شود، بخش های مختلف ملت، بمنظور مبارزه با حق کشی ها، راه تجمع در درون سازمانهای صنفی - مدنی را انتخاب نموده اند و در این راه با استفاده از کلیه ی ابزار مبارزات مسالمت آمیز، رژیم جمهوری اسلامی را با مقاومتِ مردمیِ وسیعی روبرو کرده اند. نهضت مقاومت ملی ایران پشتیبانی کامل خود را از کوشش مداوم ملت در این راه اعلام می دارد و دفاع مؤثر از این سازمان ها و خواسته های بحق آنان را وظیفه همه نیروهای سیاسی جامعه می داند.

 

نهضت مقاومت ملی ایران مبارزه برای استقرار حکومتی مبتنی بر رأی آزادانه ملت را مبارزه ای می داند که تمام اقشار ملت و کلیه ی گرایش های معتقد به دموکراسی در آن شریک باشند. بنا بر این اقدام مشترک برای ایجاد یک جبهه ی وسیع بر محور دموکراسی را به همه ی سازمان ها و کوشنده گان سیاسی، صنفی و مدنی پیشنهاد می کند و وظیفه یک چنین جبهه ای را در مرحله ی کنونی حرکت برای انتقال قدرتِ کشورداری به یک حکومت ملی و استقرار نهاد دموکراسی در ایران و مترادف آن تلاش دائمی برای جلوگیری از ایجاد هر نوع دیکتاتوری می داند.

 

 نظام آینده ی ایران:

نهضت مقاومت ملی ایران طرفدار نظام دموکراسی پارلمانی مبتنی بر جدائی دین از حکومت و تفکیک کامل قوای سه گانه قانون گذاری، اجرائی و قضائی در چارچوب قانون اساسی مصوب مجلس مؤسسانی است که نمایندگان آن با رعایت تمام موازین دموکراسی انتخاب شده باشند.به عبارت دیگر، نظر به اینکه مملکت ما در حال حاضر در چنگال یکی از سیاه ترین دیکتاتوری های تارخ پر فراز و نشیب خود اسیر است و نظر به اینکه قانون اساسی جمهوری اسلامی نافی حاکمیت ملت است، ما معتقدیم که اصول قوانین بنیادین فردای جامعه ی ایران بایستی در چارچوب قانون اساسی مصوب مجلس مؤسسانی که نمایندگان آن با رعایت کامل موازین دموکراسی انتخاب شده اند، معین گردد.

 اصول پیشنهادی قانون اساسیِ آینده ی ایران:

1- قوای مملکت ناشی از ملت است.

2- قوای مقننه، قضائیه و مجریه منفکند و هر یک در محدوده ی اختیارات قانونی خود استقلال عمل دارند.

3- کلیه ی آحاد ملت ایران از حقوق مساوی برخوردارند و لذا در برابر قانون هیچکس را بر دیگری مزیّتی نیست.

4- آزادی اندیشه، بیان و قلم و کلیه ی آزادی ها ی فردی و اجتماعی ِ مندرج در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و منشور سازمان ملل متحد، از حقوق اساسی انسان های جامعه ی ایران می باشند.

5- سرزمین ایران میهن اقوامی است که هزاران سال در کنار هم زندگی کرده اند، به اتفاق در آبادی مملکت کوشیده اند و از آب و خاک میهن خویش در رفع بحران های داخلی و مقابله با تجاوزات خارجی دفاع نموده اند و در مجموع فرهنگی را بنا نهاده اند که خمیر مایه ی تعلق و همبستگی عمیق آنها به یکدیگر گردیده است. از این رو تمامیت ارضی سرزمین ایران و استقلال سیاسی آن امری است خدشه ناپذیر.

6- آداب و سنن و زبان اقوام ایرانی از مؤلفه های گنجینه ی پر عظمت فرهنگ ایرانی است و پاسداری از آنها از اهم وظایف فرد فردِ ایرانیان به حساب می آید.

-7 نظام آینده ایران نظامی است عرفی، این نظام مذهب را مسأله خصوصی افراد دانسته و از دخالت آن در ارگانهای خود جلوگیری می کند. مبنای قوانین در ایران عرفی است و دولت ها موظف اند دید یکسان نسبت به تمام ادیان داشته باشند و از تداخل دین در ارگانهای خود جلوگیری نمایند.

 

 

 

 

1