نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏يکشنبه‏، 2022‏/06‏/05

 

 

 

نامی کارخانه

پاسخ به «پرسش‌های بی پاسخ»

چندی پیش مقاله‌ای در سایت اینترنتی «ایران‌لیبرال» به امضای حسن بهگر با عنوان «پرسشهای بی پاسخ» در موردِ تجاوز ِروسیه‌ به اوکراین نوشته و در آن تلاش‌ شده‌است که در پوشش متنی به‌ظاهر پرسشگرانه و تحلیل گونه، خواننده متقاعد‌شود که روسیه نه‌ تنها مقصر و متجاوز نیست بلکه دارای حقی بوده که از آن دفاع کرده و بدین دلیل است که ملت اوکراین را می‌کُشد.

البته که هر کس حق‌ دارد هر دیدگاهی داشته‌باشد اما وقتی آن دیدگاه از جایگاهی با یک شعار و هویت مشخص منتشر می‌شود باید با هویت آن‌ جایگاه همخوانی داشته‌باشد. مقاله‌ی «پرسشهای بی پاسخ» در «ایران‌لیبرال» که به گفته‌ی خودشان «خانه‌ی مصدقی‌ها» و ملی‌ها است منتشر شده‌است. خوانندگانی که این نشریه را دنبال می‌کنند، جویای دانستن نظرات و تحلیل‌های ملی‌گرایانه و نزدیک به فکر و مرام دکتر مصدق هستند. مقاله‌ی مورد نظر، به نوعی در زمین جمهوری اسلامی بازی‌کردن‌ است و بسیار دور از دیدگاه‌های ملی‌گرایانه. جمهوری اسلامی، به عنوان یکی از مدافعانِ پوتین و بی‌ثباتی در جهان از هر فرصتی برای وارونه جلوه‌دادن صحنه‌ی جنگِ اوکراین استفاده‌می‌کند و این مقاله نیز هیزمی است بر این آتش.

حسن بهگر مقاله‌‌ی خود را اینطور شروع می‌کند که «اگر پوتین از ترس دخالت آینده‌ی ناتو در اوکراین، این کشور را اشغال کرد...». او به صورتِ غیر مستقیم به خواننده القاء می‌کند که پوتین قصد حمله نداشته اما از ترس یک اقدام و توافق نظامی حمله کرده‌است. در مقام مقایسه می‌توان پرسید: مگر می‌شود که با کسی درگیر‌‌شد و او را کُشت و در دفاع گفت من از ترس حمله‌ی آن‌شخص، به او حمله‌کردم و او را کشتم؟

نویسنده‌ی مقاله‌ در ادامه می‌نویسد: «...اکنون این دخالت در عمل با سیل اسلحه‌ای که کشورهای عضو ناتو به اوکراین می‌فرستند انجام شده‌است.» از آقای بهگر باید سؤال کرد آیا کمک تسلیحاتی به یک کشورِ مورد تجاوز برای آنکه بتواند از خود دفاع کند یک «دخالت» است؟ دخالتی که قراربوده انجام شود و حالا دارد‌می‌شود؟ اساساً باید دانست که تسلیحاتی که به اوکراین می‌رود برای دفاعِ ملت اوکراین و استفاده از آنها توسط خودِ ملتِ اوکراین است. اگر کسی نباشد که از این اسلحه‌ها استفاده‌کند که عملاً وارد کردنِ سلاح کاری بیهوده خواهد‌بود. پس باید دانست این تقاضایِ ملتِ اوکراین است برای دفاع از جان، مال و قلمروی خود و حق طبیعی این ملت، که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را نقض‌کند یا نادیده‌بگیرد.

نویسنده‌ی مقاله‌، دلیل خود برای معرفیِ مصداقِ دخالت را، ارسال موشک‌های ضد تانکِ آمریکایی مدل جاولین و موشک‌های ضدهواییِ مدل استینگر به اوکراین می‌داند. خود او از سلاح‌هایی نام‌برده که به عنوان سلاح دفاعی شناخته می‌شود و برای دفاع و محافظت از ملت اوکراین وارد شده‌است. اوکراینی‌ها برای مقابله با ارتشی تا دندان مسلح باید چه سلاح هایی وارد‌کنند؟ آیا کارد آشپزخانه‌ خوب است تا منجر به ناراحتی و نگرانی پوتین نشود؟ یا شاید بهتر است اصلاً چیزی وارد نکنند و تا نفر آخر کشته‌شوند؟

بهگر می‌نویسد که روسیه بی‌دلیل و بی‌حساب از زور استفاده‌نکرده تا این‌همه بلایا و تحریم‌های دنیای غرب و هزینه‌های گزاف را به‌جان‌بخرد. بهگر به خواننده القا می‌کند که روسیه دلایل محکمه پسندی داشته که حمله‌کرده‌است و در واقع غرب است که در قبالِ حمله‌ی پوتین، روسیه را مشمول بلا کرده و با تحریم آن را آزرده‌است. در ادامه او فهرستی از خواست‌های روسیه را ارائه‌داده و می‌گوید پوتین تلاش‌کرده که صحبت و مذاکره‌کند اما گوش شنوایی پیدا‌نکرده‌است. او با بیان این‌که پوتین مدت‌ها به روابط آشتی‌جویانه چشم‌دوخته‌بوده بار دیگر او را طرفِ صلح‌طلبِ ماجرا معرفی‌کرده و نوکِ پیکانِ اتهام را به سمت اوکراین، اروپا و آمریکا می‌گیرد. بهگر پای ترکیه را هم به دایره‌ی متهمان باز‌کرده و به اعزام مزدورانِ داعشی به اوکراین متهم‌می‌کند، ادعایی که دروغی بیش نیست و مدارک تأیید کننده‌ای برای آن وجود‌‌ندارد.

در پایانِ مقاله‌، نویسنده ابراز تأسف می‌کند که محتوای یکسر تبلیغاتی رسانه‌ها، گرهی از کار نمی‌گشاید و فقط فضای تبلیغاتی مسموم و دو‌قطبی ماجرا را تشدید‌می‌کند. آیا محکوم کردنِ تجاوزِ آشکارِ روسیه، «تبلیغات مسموم» است؟ یعنی ایشان انتظار دارند که تمام فعالان سیاسی و رسانه‌ای در مقابلِ تجاوزِ آشکار روسیه سکوت کنند و چیزی مخالفِ پوتین نگویند و ننویسند؟ آیا جهان باید در مقابل کشتار و تجاوز سکوت‌کند؟

نیاز به هوش و دانش چندانی نیست که دریابیم، آنچه حسن بهگر در این مقاله سرهم‌ می‌کند در واقع تکرار کلیشه‌های تبلیغاتیِ خود روسیه درباره‌ی این تجاوز است و هر کس که آن تبلیغات و توجیهات را خوانده یا شنیده‌باشد، رونویسی و تکرار آنها را در نوشتار بهگر می‌تواند ببیند. در واقع «تبلیغاتِ مسموم»، تمام آن توجیهات آبکی روسیه است که به کمکِ آنها تلاش می‌کند خون ریخته شده‌ی اوکراینی‌ها را بشوید اگرچه موفق نخواهد‌بود.

در آخرین تلاش مذبوحانه از این دست، روسیه در روزِ اول ژوئن اعلام کرده که آمریکا روغن بر روی آتش می‌ریزد. روسیه که شهرهای آباد اوکراین را یکی پس از دیگری ویران و با خاک یکسان می‌کند می‌گوید چرا آمریکا ما را راحت نمی‌گذارد که این کارمان را تمام‌کنیم و به آتش جنگی که ما برافروخته‌ایم دامن‌می‌زند؟ آیا تماشایی نیست؛ و از این تماشایی‌تر حرکات کسانی نیست که این‌گونه «اعتراضاتِ» بی‌شرمانه را تکرار‌می‌کنند؟ آیا روسیه انتظار دارد که جهان چشم بر جنایات پوتین ببندد و منتظر بماند تا بار دیگر هیتلر با نام جدیدش، پوتین، جهان را غرق در جنگ، درد و خون کند؟

 در پایان یادآوری می‌کنم که این دیدگاه‌ها، همسو با روسیه‌ی متجاوز و جمهوری‌اسلامیِ انحصار‌طلب است و هیچ سنخیتی با دیدگاه‌های دکتر مصدق و تفکر ملی‌گرایی ندارد. یکی از اصول اولیه ملی‌ها احترام به سایر ملت‌ها و حفظ تمامیت ارضی آنان است همانطور که این اصول را برای ملت خویش، ایران، قائل هستند. بنابراین در چنین چهارچوبی تجاوز به هر کشوری با هر توجیهی که باشد محکوم و غیر‌قابل‌پذیرش‌است.

 

۱۴ خرداد ۱۴۰۱

 

_________________________________________________________________

مقالات منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر سياست و اهداف نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران نميباشند. حق ويرايش اخبار و مقالات ارسالی برای هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است. 

 

 

 

صفحه‌ای که در آن قرار دارید، آرشیو سایت قدیمی نهضت مقاومت ملی ایران می‌باشد.برای دستیابی به سایت جدید به این آدرس رجوع کنید: namir.info