نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏جمعه‏، 2015‏/03‏/20

 

 

 

۲۹ اسفند ۱۳۲۹

روز بزرگ پیروزی ملی

بعنوان ادای احترام به سالروز ملی شدن صنعت نفت (۲۹ اسفند ۱۳۲۹) قسمتی از نطق ۱۷ شهریور ۱۳۳۰ دکتر محمد مصدق در مجلس شورای ملی را نقل می کنیم، باید متذکر شویم که این نطق در پاسخ انتقادات نمایندگان دست نشانده ارتجاع و استعمار بود که در مورد پیشنهاد «استوکس» دست به گلایه زدند و شکوه آغاز کردند  که چرا در چنین «موقعیت تنگی» مصدق از پذیرفتن پیشنهاد انگلستان سر باز زده است.

در جلسه ی ۱۷ شهریور ۱۳۲۰ مجلس، مصدق در مورد وضع کشور چنین سخن گفت:

"در این مملکت سه عقیده هست، اول عقیده هواخواهان سیاست انگلیس است. پیروان این عقیده می گویند تا دولت انگلیس منافعی از این مملکت نبرد هرگز راضی نمی شود که از استقلال این مملکت دفاع کند...  سئوال می کنم که دولت انگلیس که به استقلال این مملکت هیچوقت عقیده نداشته چطور می تواند به چیزی که عقیده ندارد اقدام کند؟...

مصدق پس از یادکردن پیمان نامه ۱۹۱۹ و نمونه های دیگر از تاریخ ایران که هرجا زمانی به دست استعمار انگلیس افتاد استقلال ایران را زیر پا گذاشت گفت:

پس وقتی ثابت شد که دولت انگلیس عقیده به استقلال این مملکت و سایر ممالک ندارد وقتی دول اروپا بخواهند دول آسیا را زبون و ناتوان کنند و از آن ها سوء استفاده کنند چطور ما می توانیم معتقد شویم که این دولت می خواهد دول شرق استقلال پیدا کنند و یا اگر استقلال دارند استقلال خود را از دست ندهند؟ این مسئله ثابت شده که دول بزرگ اروپا و دنیا می خواهند ممالک شرق را استعمار کنند. میخواهند در مملکت خود بنشینند و راحت زندگی کنند و مردمان این ممالک را بیچاره و ناتوان کنند.

بدیهی است وقتی دولت انگلیس می خواهد منافعی از مملکتی ببرد باید از خود عمالی بگمارد تا این منافع تامین بشود. این عمال در همه جا هستند. عمال انگلیس در مجلس، عمال انگلیس در دولت، عمال انگلیس در دربار، همه جا وجود دارند.

روزی که من در این مجلس متوقف بودم جناب آقای وزیر دربار تشریف آوردند و فرمودند "یک وقت در این مملکت چتر باز نیاورند"  گفتم چتر باز بکجا بیاید؟ گفتند: "در این مملکت." عرض کردم آن وقتی که ما و مردم از چتر باز می ترسیدیم وقتی بود که دولت ایران را دولت انگلیس آورده بود و به دولت می گفتند که هم خودت بترس و هم مردم را بترسان (خنده نمایندگان) اما این دولت که دست نشانده انگلیس نیست ..."

مصدق پس از بررسی کارهای وابستگان انگلیس و سخنان پشت پرده ایشان با "استوکس" از دسته دیگر چنین یاد کرد:

"عقیده دوم مربوط به اشخاصی است که تمایل به مرام چپ دارند. این اشخاص چون قادر نیستند که مرام خود را عملی کنند – چون می دانند که این مردم با این مرام مخالف هستند – اینها استمداد از افراد چپ دیگران می کنند. من عرض می کنم که هیچکس در این مملکت حاضر نیست نفوذی غیر از نفوذ ملت ایران باشد. هیچکس حاضر نیست که در این مملکت کسی استمداد از افراد دست چپ ممالک بیگانه کند. این مملکت باید به دست اهالی این مملکت استقلال خود را در مقابل دول مجاور خود اعم از بزرگ و کوچک حفظ کند.

...ایران هیچ وقت حاضر نیست دول بزرگ به عنوان مختصر کمکی به این دولت بگویند که دولت ایران عقب افتاده است و باید به او کمک کنند. هیچوقت دولت ایران حاضر نیست چنین اسمی را روی او بگذارند. ایران باید با پولی که دارد و مال خود اوست این مملکت را اداره کند.

عقیده سوم عقیده وطن پرستان و کسانی است که می خواهند ایران عظمت گذشته خود را حفظ کند. این ها می گویند ایران هرچه دارد باید بدست خود او باشد ..."

مصدق در مورد سیاست دولت انگلیس پس از شکست گفتگوهای "استوکس" چنین گفت: "آنها تصمیم دارند دولت دیگری بیاورند تا با آن دولت قرارداد مطلوب خود را ببندند ..."

... دولت انگلیس می خواهد که دولت و ملت ایران را به زانو درآورد تا بتواند شرایط خود را به ما تحمیل کند ...

... تاکنون شرکت سابق نفت دو میلیون لیره به بانک برای مخارج خود معامله می کرد و یک مقدار لیره بابت حق الامتیاز هم در دست ما بود ولی اکنون چون جریان نفت بکلی قطع شده این لیره ها هم قطع شده است و به این جهت بنده در چندی قبل به مجلس پیشنهاد کردم که چهارده میلیون لیره- که می گویند فقط ۱۲ میلیون است - از پشتوانه در اختیار دولت بگذارند تا کالاهای ضروری مثل قند و شکر و پارچه وارد شود... و کالاهای درجه دوم را هم با لیره های حاصله از کالاهای صادراتی وارد نماییم. انگلیس فکر می کند که اگر سه چهار ماه دیگر گذشت مردم این مملکت به دولت هجوم می آورند و آنوقت انگلیس می گوید من بیست میلیون لیره به شما می دهم بگیرید رفع احتیاج کنید. (خنده نمایندگان) .

آنوقت در چنین صورتی پیشنهاد قرارداد میکند...

مصدق در پایان، سخن را به کارشناسان نفتی کشانید و به دولت انگلیس آگهی داد که:

تا ۱۵ روز دیگر اگر نیایند و مطابق عدالت رفتار نکنند دولت ایران به اقامت متخصصین انگلیسی در ایران خاتمه می دهد، یعنی جواز اقامت این اشخاص را باطل می کند. دلیل هم این است که اگر آقایان متخصصین در ایران باشند فرصت نمی کنیم که متخصص دیگر بیاوریم.

می گویم که: دولت انگلیس، اگر نفت می خواهی بیا با ما معامله کن و اگر کمپانی خسارت کرده ما حاضریم بدهیم.

اما راجع به نفت عرض می کنم که دولت ایران وقتی نفت خود را به قیمت بین المللی درخلیج فارس می فروشد و تمام مخارج را خودش می دهد گرفتن منافع اضافی انگلیس درست مثل باجی است  که دول قوی در قرن نوزدهم می گرفتند...."

 

قیام ایران شماره ۱۴۳

۲۹ اسفند ۱۳۶۴

 

_______________________________________________________________

مقالات منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر سياست و اهداف نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران نميباشند. حق ويرايش اخبار و مقالات ارسالی برای هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.