خسرو
شاكری: تاریخ
دان و نویسنده
(۱۳۱۷ –۱۳۹۴)
كاوه بیات
تاریخنگاری
چپ در ایران
به رغم تمامی
شرایط
نامساعدی كه
بر آن
حكمفرما
بوده است،
تاریخنگاری
نسبتاً
سرزندهای
است؛ این
سرزندگی را
تا حدود زیادی
مدیونِ تلاش
مستمر بخشهایی
از آن است در
بازسازی
دائم خود؛
بازسازیای
توأم با زیر
سؤال بردن
افسانهها و
اسطورههای
حاكم و نقد
تجارب گذشته.
این سرزندگی
را در بسیاری
از دیگر حوزههای
سیاسی / تاریخی
ایران معاصر
نمیتوان دید.
بستر و زمینۀ
آن سرزندگی،
نهضت دانشجویی
پویا و مستقلی
بود كه در دو
دهۀ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰
در اروپا و تا
حدودی ایالات
متحده شكل
گرفت و نقد
تجارب سیاسی
پیشین در یك
خط كشی صریح
با حزب توده
به شكل همسویی
با پارهای
از آلترناتیوهای
چپ آن دوره
مانند مائوئیسم،
تروتسكیسم و ...
گرایشهای
چریكی و همچنین
فاصله گرفتن
از بدنۀ رسمی
جبهۀ ملّی،
بر همان اساس.
بدون تردید
ركن اصلی وجه
تاریخنگارانۀ
این حركت
خسرو شاكری
بود. یكی از
فعالان
سرشناس
كنفدراسیون
دانشجویان ایرانی
در اروپا از
بدو شكلگیریاش
كه در كنار
فعالیتهای
سیاسی، بخش
مهم و فزایندهای
از وقت و توان
خود را به
شناسایی و
انتشار
اسناد تاریخی
جنبش كارگری،
سوسیال
دمكراسی و
كمونیستی ایران
اختصاص داد؛
مجموعهای
كه جلد اول آن
در سال ۱۹۷۰
منتشر شد و تا
آستانۀ
انقلاب به
هفت مجلد رسید.
تمامی این
مجلدات ــ به
استثنای جلد
هفتم كه به
تجدید چاپ
روزنامۀ حقیقت
اختصاص داشت
ــ در همان
مراحل نخست
انقلاب كه
مختصر فرصتی
فراهم آمد،
در ایران تجدید
چاپ شدند و با
از دست رفتن
آن فرصت و
مراجعت خسرو
شاكری به
اروپا در سالهای
بعد، وی موفق
شد حدود
پانزده
شانزده جلد دیگر
نیز بر آن
مجموعه بیافزاید.
در این سعی
و تلاش، حریف
اصلی خسرو
شاكری نگاه
استالینی
حاكم بر نهضت
چپ بود و مظهر
آن روسیۀ
شوروی كه در
جریان تقلیل
و تبدیل جنبش
كارگری، سوسیال
دموكراسی و
كمونیستی ایران
به یك حركت
وابسته و دستنشانده،
به گونهای
كه در قالب
حزب توده تبلوری
نهایی یافت،
نه فقط بدنۀ
اصلی آن حركت
گسترده و
متنوع را تصفیه
و از صحنه
روزگار محو
كرد، بلكه تا
آنجا كه در
توان داشت در
محو و كتمان پیشینۀ
تاریخیاش نیز
كوشید. شاید اینك
در عصر رسانههای
دیجیتالی و
انفجار
اطلاعات،
كاری كه خسرو
شاكری كرد
نمودِ چندانی
نداشته
باشد، ولی در
آن دوره كار
بسیار دشواری
بود و مستلزم یك
جدّ و جهد
اساسی.
خسرو
شاكری در عین
حال از حركتهای
مشابهی كه در
دیگر حوزهها
در همین سمت و
سو جریان
داشت نیز حمایت
میكرد. او
بود كه برای
نخستینبار
وسایل
انتشار كتاب
كارنامۀ
مصدق را
فراهم كرد به
قلم ارسلان
پوریا كه با
نام مستعار
پارسا یمگانی
منتشر شد و در
نوع خود نخستین
تلاشی بود از
سوی یكی از
اعضای سابق
حزب توده در
نقد و نفی رویكرد
آن حزب نسبت
به نهضت ملّی؛
و یا مجموعهای
از آثار تجدیدنظرطلبانۀ
مصطفی شعاعیان
كه در كنار
مخاطرات یك
زندگی مخفی و
چریكی، با
استالینیسم
حاكم بر روش و
منش رفقایش نیز
میبایست سر
كند.
كار شاكری
فقط به
گردآوری و
بازشناسی
اسناد و
مدارك تاریخی
محدود نمیشد؛
توان
استفاده از این
اسناد و
مدارك را نیز
داشت و تعداد
چشمگیر كتب و
مقالات بر جای
مانده از او
خود گواهی
است بر این
توانایی؛
كتابهایی
چون پیشینههای
اقتصادی ــ
اجتماعی
جنبش مشروطیت
و انكشاف سوسیال
دموكراسی (۱۳۸۴)،
میلاد زخم،
جنبش جنگل و
جمهوری شوروی
سوسیالیستی
ایران (۱۳۸۶) و
تقی ارانی در
آیینۀ تاریخ (۱۳۸۷)
اگر بخواهیم
فقط به تعدادی
از آثار
منتشر شدۀ وی
در ایران
اشاره كنیم.
اگرچه
خسرو شاكری
در ستیز و رویارویی
با تاریخ و
تاریخنگاری
استالینی،
با آن نوع
بخصوص از
افسانه و
افسانهپردازی
دست و پنجه
نرم كرد ولی
شاید بتوان
گفت تاریخ و
تاریخنگاری
عاری از
افسانه را نیز
چندان خوش نمیداشت؛
تلاش او برای
ترسیم چهرهای
كاملاً
متفاوت از امثال
آوتیس میكائیلیان
(سلطانزاده) و یا
دكتر تقی
ارانی، یعنی
ترسیم سیمایی
از آنها با
تفاوت و فاصلۀ
بسیار از
خصوصیات
غالب بر
ماركسیسم ــ
لنینیسم بین
دو جنگ جهانی،
گویای چنان
گرایشی بود.
به نظر میآید
چپ مستقلِ
مورد نظر او نیز
چهرههای
افسانهای
خاص خود را لازم
داشت.
تاریخ ایران
نتوانست به
نحو شایستهای
از دانش و
توانِ خسرو
شاكری
استفاده
كند؛ اگرچه
تضییقات
حاكم بر چپ به
طور كلی و تحقیقات
تاریخی چپ به طبع
[تبع] آن، در این
امر بیتأثیر
نبوده است،
ولی بدقلقیهای
خود او نیز تا
حدود زیادی
به این ماجرا
دامن زد؛ با
توجه به
نوسانات
حاكم بر باید
و نبایدهای
نشر در سی سال
اخیر، هر از
گاه فرصتی پدیدار
شد و برخی از
ناشران
درصدد چاپ و
نشر آثار او
برآمدند، از
تجدید چاپ
مجموعۀ
گرانقدر
اسناد تاریخی
جنبش... ــ
البته با ویرایش
جدید ــ
گرفته تا نشر
آثار منتشر
شدۀ او. ولی تا
جایی كه نگارنده
اطلاع دارد،
بیشتر به دلیل
خلق و خوی خاص
او، اكثر این
تلاشها ــ
جز توفیق نسبی
نشر اختران
در انتشار
كتب پیش گفته
ــ به جایی
نرسید و در این
معامله، اهل
تاریخ این
سرزمین
بودند كه
مغبون شدند.
این مطلب
در چارچوب
همکاری
انسان شناسی
و فرهنگ با
مجله «جهان
کتاب» منتشر می
شود
منبع:
انسان شناسی
و فرهنگ
______________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|