ابوالفضل
محققی
سیلی
زدن نماینده
مجلس بر صورت یک
سرباز؛
آیا
وقت آن نرسیده
که پردهها
را بکشیم و به
فکر بنشینیم؟
افرادی
هستند که
ارزش پرداختن
و نوشتن در
مورد آنها
را ندارند.
اما همین
افراد گاه در
جایگاهی
قرار میگیرند
و افعالی از
خود بروز میدهند
که میتواند
آئینه تمام
نمائی از
مجموعه
حکومتی باشد
که امروز
بنام حکومت
ولائی بر ایران
حکم میراند.
اتفاقاتی به
نظر کوچک در
مقابل جنایتها،
دزدیها،
شکنجه
وزندان کردنها،
بدار آویختنهای
بی جرم بی جنایت!
صرفا بدلیل
مخالفت با رژیم.
اما
عملی که چند
روز قبل یک
نماینده
مجلس اصول
گرای دو آتشه
نخست حل شده
در دولت "مهر
ورز و عدالت گستر"
احمدی نژادی
و گرفتن جایگاه
معاون امور
اجتماعی دستیار
ارشد احمدی
نژآد در نهاد
ریاستجمهوری.
سپس
استاندارچهارمحال
بختیاری شدن
و سرانجام حل
شدن در قرع
وانبیق آزمایشگاههای
قرون وسطائی
شورای
نگهبان و در
آمدن از زیر
عبای ولایت
فقیه و گرفتن
جایگاه نماینده
مجلس یازدهم!
بنام علی
اصغرعنابستانی
در سیلی زدن
بر گوش سرباز
راهنمائی و
رانندگی که
مانع عبور غیرقانونی
خود روی او
ازخط ویژه
اختصاص داده
شده به
اتوبوسها
گردیده بود
انجام داد!
ارزش تعمق و
نتیجه گیری
از برخورد یک
نماینده
مجلس با یک
سرباز مسئول
و برخورد
مردم با این
نماینده را
دارد!
صحنه
اول ماشین سیاه
رنگی قانون
شکنی کرده از
خط ویژه عبور
میکند.
سربازی راه
را اتومبیل میبندد.
اجازه قانون
شکنی نمیدهد.
مردی که عقب
اتومبیل
نشسته وکیل
مجلس است و
قانونگذار!
از اتومبیل
خارج میشود
و سرباز را که
بخاطر حفظ
قانون اصرار
بر بازگشت
ماشین دارد
مورد تهاچم
قرار داده و
با سیلی بر
صورت او میزند.
مردم بشدت
متاثر و بر
افروخته میشوند
و به نماینده
مجلس اعتراض
میکنند.
افسری از راه
میرسد و آقای
نماینده
ناگزیر از
برگشت.
صنحه
دوم فیلم
گرفته شده
توسط مردم در
دنیای مجازی
بسرعت منتشر
میگردد. نماینده
مجلس دست پیش
میگیرد و با
صدور اطلاعیهای
سراسر دروغ
سعی در برائت
خود و محکوم
کردن سرباز
وظیفه شناس میکند
و او را
بعنوان توهین
کننده و ضربه
زننده به نماینده
مردم زیر
سئوال میبرد!
بدون این که
ذرهای
احساس مسئولیت
در مقابل این
جوان بکند و
شرمی از سرهم
کردن دروغ و
پاپوش سازی
بعنوان نماینده
اصولگرای
مجلس اسلامی
برای یک
سربازساده
تازه جوان
شده و قدم به
جامعه نهاده
داشته باشد!
سربازی
که هنوزسیمای
معصومش نشان
میدهد که
آلوده فساد،
پاچه خواری و
تعظیم در
برابر عمله
جات رژم نگردیده.
وکیل مجلس مینویسد:
"راننده ما
با اشاره به
بنده تاکید میکند
که ایشان نماینده
مجلس است ولی سرباز
دوم یکی دو
بار میگوید
هر خری هست
برای خودش
هست، من راه
نمیدهم. "من
که از توهین بیدلیل
سرباز
ناراحت شدهام
پیاده میشوم
و به او میگویم
که شما حق
نداری توهین
کنی، راه نمیدهی
اشکال ندارد
اما حق نداری
به هیچ
شهروندی ولو
نماینده
مردم توهین
کنی و او دوباره
باتومش را به
شکم من میکوبد
و میگوید
گفتم هر خری
هستی برای
خودت هستی!
افسر موتور
سوار راهواری
از راه میرسد
با سرباز
صحبت میکند
و اصلا به ماشین
ما نزدیک نمیشود.
افسر ناشناس
ناگهان وسط خیابان
میایستد و
شروع به فریاد
زدن میکند و
علیه مجلس و
نمایندگان
داد میزند و
توهین میکند
و تماشاگران
این صحنه را
علیه بنده
تحریک میکند
و سپس با گوشی
موبایل خود
از صحنه تشنجی
که ایجاد
کرده فیلمبرداری
میکند و برخی
از افراد
حاضر در صحنه
که تحت تاثیر
جنجال ایجادشده
علیه بنده
قرار گرفتهاند
به سمت ماشین
آمده و مشت و
لگد میزنند
و شیشه عقب
ماشین روی سر
من خرد میشود."
صحنه
سوم اعتراض
مردم شدت میگیرد
وهمزمان فیلم
دوربینهای
مدار بسته در
خیابان که سیلی
زدن نماینده
بر گوش سرباز
را ثبت کرده
منتشر میشود.
زمان برای
ساخت وپاخت
از دست رفته و
مسئله ابعاد
وسیع و ملی یافته
است. نماینده
انتخابی
شواری
نگهبان
براساس معیارهای
اسلامی بدون
کوچکترین
شرمی فرمایه
تر از آن که
بتوان لقبی
بر او داد
دروغ خود را
پس میگیرد
اطلاعیه جدیدی
منتشر و از
عمل خود عذر
خواهی میکند.
"علی
اصغر
عنابستانی
نماینده
مردم سبزوار
مجلس شورای
اسلامی با
انتشار فیلمی
از مردم
عذرخواهی
کرد و در توضیح
این کار خود
اعلام کرد:
"عصبانی
شدم،
اشتباه
کردم؛ از
سربازی که
قانون را
پاسداری کرد
تشکر میکنم".
خبرگزاری
تسنیم.
سه
صحنهای که
تصویرگر
تمام نمای
حکومتی است
که مشتی
دروغگوی نان
به نرخ روز
خور بعنوان
نمایندگان
مجلس که
تعداد آرایشان
بدلیل آرای
صرفا تعدادی
محدود
هوادارا رژیم
باید انتصابی
شمرده شوند
در مجلس
اسلامی
نشسته گوش
بفرمان که
اذن رهبری در
ذم عدم
استفاده از
واکسنهای
غربی کی صادر
شود تا در صحن
مجلس دور
بزنند، مشت
هوا کنند مرگ
بر واکسن غربی
بگویند و در
خارج از مجلس با
سواستفاده
از موقعیت
خود در
کارجورکردن
وامهای
هنگفت بی
بازگشت از
بانکها، زمین
خواری،
کارچاق کنی
باشند. مجلسی
که رئیسش با
داشتن
پروندههای
بزرگ دزدی و
فساد یک شبه ریش
آخوندی را جای
گزین ریش دو تیغه
زمان نه
چندان دور
خود کرده بر
صدر نشسته و بر
ریش ملت میخندد
نتیجهاش
همان میشود
که مردم بگویند
"نماینده
مجلس دیگر چه
خری است؟"
فرقی نمیکند
اگر سرباز و یا
افسر موتور
سوار چنین
لقبی داده
نشان دهنده
سقوط رژیمی
است که افسرش
نماینده را
خر خطاب میکند.
اگر چنانچه
ساخته خود
عنابستانی
برای مظلوم
نمائی باشد
نشانه سقوطی
سنگین تر که
نماینده خود
بر خریت خویش
صحه میگذارد!
این
صحنه مرا بیاد
این نوشته
آقای محمـد
نوری زاد عزیز
که برسر دفاع
از حقیقت و
دفاع از حقوق
مردم امروز
تاوان سنگینی
را میدهد میاندازد
که نوشت:
"چرا
مجلس اسلامی
را اصطبل نامیدم؟...
آنانی که در
مجلس شورای
اسلامی به
لباس نمایندگیِ
مردم فرو شدهاند،
برچه
سوگندها که
پای ننهادهاند.
بزرگترین
خصلت این
اصطبل نشینانِ
آدم نما،
زبونی و ذلیلی
و چاپلوسی و
دم فروبستگی
و ویژه خواری
است. و حال
آنکه قرار
بوده و هست
جور دیگر
باشند. با
هرسخنشان
دهها "مقام
معظم رهبری"
آمیخته است.
ذلیل بیت
رهبریاند.
زبون
اطلاعات و
سپاهاند.
خاموش و بی
تپشاند. اگر
سخنی میگویند،
پیشاپیش متر
و مقیاس همان
سخن را نه با نیاز
مردم، که با
خط کشیهای بیت
رهبری و
دستگاههای
امنیتی و
منافع شخصی و
طایفگیِ خود
تنظیم کردهاند.
عقربهی قطب
نمای
وجودشان بجای
این که نگران
و لرزانِ
حساسیتهای
مردم باشد،
بر بایدها و
نبایدهای
مقام معظم
رهبری چفت
شده است
درعربدههایشان
بیش از آنکه
حقی از مردم
باشد خواستهای
رهبری عریان
است. این صفت
اصطبل نشینی،
تخفیفی است
جوانمردانه
برای آنان این
را صادقانه میگویم.
محمـد
نوری زاد
بیست و
شش مرداد نود
و سه
اما
صحنه چهارم! تمامی
این کنشها
واکنشها،
حمایت اکثریت
قاطعانه
مردم از
سرباز، صحنه
اعتراض مردم
همراه دهها
لقب به نماینده
مجلس که از
ترس مردم در
گوشه ماشین
کز کرده،
نشانه خشم
فرو خورده
مردمی است که
با هر اتفاق این
چنینی سرباز
میکند و در
فاصلهای
کوتاه به
طوفانی
گسترده در دنیای
مجازی مبدل میشود.
نشانه بریده
شدن اکثریت
مردم از رژیم
و مترصد بودن
بر زمانی که
چون آتش فشان
دهان بگشایند
و سرازیر
شوند. دیر یا
زود این
فوران اتفاق
خواهد افتاد!
در چنین
فضائی آیا
اپوزیسیون
نباید بپرسد
وظیفه من در
قبال مردم چیست؟
در قبال نزدیک
ترین چالش
حکومت با
مردم برسر
صندوقهای
رای برای
انتخابات ریاست
جمهوری.
آیا
وقت آن نرسیده
که حداقل سر یک
میز بنشینیم
و در حمایت از
مردم حداقل
برای یک امر
مشخص صحبت کنیم.
مردمی که دیگر
نه تنها از رژیم
قطع امید
کردهاند
بلکه در صحنه
صحنه زندگی
روزانه خود
در مقابل او میایستند!
از اعتراض به
خواست خامنهای
در ممنوع
کردن واکسن
کرونا، تا این
اعتراض
گسترده به
عمل غیر
اخلاقی و
دروغ گوئی
عنابستانی
تا
شعاراصلاح
طلب، اصول
گرا دیگر
تمامه ماجرا!
"آیا
زمان آن نرسیده
که پردهها
را بکشیم وبه
تفکر بنشینیم
"نمایشنامه
هنری پنجم
شکسپیر
منبع:
گویا
_________________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|