نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏جمعه‏، 2013‏/05‏/10

 

 

 

انتخابات و معضل آقای خامنه ای

مخمصه ای که آقای خامنه ای در آستانه انتخابات ریاست حمهوری در آن گرفتار است، یکی کشاندن درصد زیادی از مردم به پای صندوق های رآی است تا با کمک آن بتوانند کما فی السابق ادعای "مشروعیت مردمی" کند. و دیگری انتخاب رئیس جمهور گوش بفرمانی است که بتواند اقتدار از دست رفته خود را که بخصوص در اثر طغیانگریهای اخیر احمدی نژاد در این اواخر بشدت صدمه دیده است را احیا نماید.

 

حسین اسدی

دخالت های قانونی و فراقانونی آقای خامنه ای در کلیه امور خصوصی ایرانیان و مملکت بخصوص در هشت سال گذشته و اثرات آن بر زندگی روزانه مردم، صابونی است که بتن تمام ایرانیان خورده است. در کمتر رشته ای از امور خصوصی و عمومی کشور و مردم است که ولی فقیه و یا افراد بیت او بصورت مستقیم و یا ارگانهای تحت نظارت او بشکل غیر مستقیم دخالت نکنند. اوست که تعیین میکند چه کسی بجرم سیاسی بزندان افتد، و برای چه مدتی در زندان بماند، نزدیکان باو و شورای نگهبان تحت فرمانش مشخص میکند که چه کسی رئیس جمهور و چه کسی نماینده مجلس گردد، او کنترل نیروهای نظامی و انتظامی را در دست دارد و با واگذاری بخش های عمده ی تولیدی و اقتصادی مملکت به سپاه پاسداران سهم عمده ای در روند امور اقتصادی مملکت را داراست. 

عملکرد دولت منتخب او، همان دولتی که او در نماز جمعهٔ ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ سیاست‌های رئیس آ نرا در مقایسه با سیاست های دولتهای هاشمی و اصلاح‌طلبان به خود نزدیک ‌تر اعلام نمود، و با در اختیار قرار دادن تمامی امکانات نظام و تقلب وسیع در امرانتخابات، باعث گردید که یکی از عوام فریب ترین کارگزاران نظام (احمدی نژاد) بر شخصیت های مقتدری چون (موسوی و کروبی) پیروز گردد نتایجی را ببار آورده است، که گرچه طرفداران آقای خامنه ای اکنون سعی بر این دارند که بار شکست کامل این سیاست را کلا و در تمام موارد بگردن محمود احمدی نژاد اندازند، ولی دخالت های شخص خامنه ای در کلیه امور بخصوص در امور بین المللی (جلوگیری از مذاکرات دو جانبه میان ایران و آمریکا بعنوان یک عامل پایه ای در جهت بهبود مناسبات بین المللی)، ممانعت از پیشرفت درمذاکرات مربوط به تکنولژی هسته ای و تشدید تحریم ها و اثرات آن بر زندگی روزانه مردم و امور اقتصادی و تولیدی مملکت، داغ نگه داشتن شعار بی پایه نفی اسراێیل و پشتیبانی بی دریغ از نظام دیکتاتوری اسد در سوریه، کمک به سازمانهای تندرو و تروریستی اسلامی، بنا به اقرارهای خود او در این موارد غیر قابل انکار است. حاصل چنین سیاستی سبب گردیده است که ولی فقیه حافظ نظام بفردی که مخرب نظام است تبدیل گردد، او از نظام خرابه ای بوجود آورده است که هر لحظه خطر ریزش آن بر سر او و سایر دست اندرکاران و علاقمندان بدین نظام بیشتر میگردد.

مخمصه ای که آقای خامنه ای در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در آن گرفتار است، یکی کشاندن درصد زیادی از مردم به پای صندوق های رآی است، تا با کمک آن  بتوانند کما فی السابق ادعای "مشروعیت مردمی" کند. و دیگری انتخاب رئیس جمهور گوش بفرمانی است که بتواند اقتدار از دست رفته خود را که بخصوص در اثر طغیانگریهای اخیر احمدی نژاد در این اواخر بشدت صدمه دیده است را احیا نماید. از این رو در حال حاضرآقای خامنه ای به رییس جمهوری نیاز دارد، که نه همانند احمدی نژاد دائما او را تهدید نماید، و نه هم کسی باشد که علیه اقتدار و اختیارات فراقانونی او که او را در مسند فرد مطلق العنانی قرار داده است دست  به اعتراض زند. او بخوبی آگاه است که در شرایط حاکم بر کشور او که عملا اهم سر رشته امور سیاسی و بین المللی را در دست گرفته است، زمانی خواهد توانست شرایط را برای رسیدگی به دو پرونده لغو تحریم های اقتصادی و حل و فصل معضل اتمی فراهم نموده و جام زهر را سر کشد، که ولو بشکل ظاهری بتواند فضای کاذبی از "رقابت های" انتخاباتی همانند بازی انتخاباتی سال ١٣٨٨را در جهت بالا بردن درصد مشارکت مردم بپای صندوق و بیرون آمدن رئیس جمهور دلخواه خود از صندوق رآی را تکرار کند. امکان پیدا کردن افرادی برای راه انداختن چنین نمایشی اما این بار برای او فقط بکسانی محدود گردیده است، که در سطح جامعه فاقد اعتبارند و تنها صلاحیت خود را برای اشغال چنین مقامی در مراتب جان نثاری و اطاعت بی چون و چرای خویش از خامنه ای میدانند (حداد عادل، ولایتی ...). بر خلاف سال ١٣٨٨ این بار هیچیک از کاندیدهایی که میتوانند مردم را بپای صندوق های رآی بکشانند، حاضر به تن دادن بی قید و شرط بفرمانروایی مطلق آقای خامنه ای نیستند، و شرکت خود در انتخابات را منوط به تحمیل خواست خود به او (مشایی کاندیدای احمدی نژاد)، و یا تغییر رویه کلی او در امور (خاتمی، رفسنجانی) می نمایند. در زیر بشرح مختصر روش ها، انتقادات، و خواسته های هر یک از آنها می پردازیم:

الف – کاندیدای احمدی نژاد – مشایی- که بکمک امکانات دولتی و روش های عوامفریبانه میتوانند عوام را به پای صندوق های رآی بکشاند:

آقای احمدی نژاد نزدیکترین متحد آقای خامنه ای، مدتی است که حرف شنوی بی چون وچرا از خامنه ای را کنار گذاشته، نگران از سرنوشتی ست که پس از خاتمه دوران ریاست جمهوریش در انتظار اوست، و همچنین به تقلید از پوتین در پی اینست که حتی المقدور مشایی را (که بارها ارجحیت روحانیون را در نظام سیاسی ایران زیر سؤال برده است. و اخیرا هم در جلسه ای بیان داشته است که: " بنده صلاحیتم را در آسمان ها گرفته ام نیازی به تایید صلاحیت از سوی شورای نگهبان ندارم.‏") برای یکدوره "بجای خود بنشاند" و پس ازآن  دوباره خود بقدرت باز گردد. او بر قبول تضمین شده کاندیداتوری مشایی از طرف شورای نگهبان اصرار داشته و از هم اکنون با درز نمودن پاره ای از مطالب تاکنون ناگفته اش، همچون  شایعه ی"افشاگری احمدی نژاد بر علیه مجتبی خامنه ای"  فرزند خلف آقای خامنه ای، که بنابر اطلاعات منتشره در سحام نیوز قرار بود از طریق سعید مر تضوی در دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان کهریزک عملی گردد. (سحام نیوز می نویسد که: "در اولین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان کهریزک، سعید مرتضوی قرار بوده نوار مکالمه خود با مجتبی خامنه ای را به دادگاه ببرد و برای دفاع از خود آن را برای حاضران در دادگاه پخش کند. همین امر موجب شد تا دادگاه غیر علنی شود،")، و همچنین نوار موسوم به "نوار ۸ میلیونی رئیس جمهور" که براساس آن فردی (احتمالا به مآموریت از طرف بیت رهبری و یا شورای نگهبان) در گفت‌و‌گوی با احمدی نژاد از رای ۱۶ میلیونی او سخن می‌گوید، اما تاکید می‌کند که قرار شده رای وی را ۲۴ میلیون  اعلام نمایند"، میخواهد بدوستان دیروزی خود (ملایان مرتجع نزدیک به خامنه ای و سران سپاه)  که اکنون باو پشت کرده اند بفهماند که در صورت عملی نشدن خواستهایش بیکار نخواهد نشست و ناگفته های بیشتری را رو خواهد نمود و ظاهرا قصد دارد این رویه را تا حد اخلال در امر برگذاری انتخابات به پیش برد.

ب- آقای خاتمی

اصلاح طلبان که شرط آزادی آقایان موسوی و کروبی از حصر خانگی را بکلی کنار گذاشته اند، در پی آنند که آقای خاتمی را بشرکت در انتخابات تشویق نمایند.

آقای خاتمی اما در دیدار چند روز پیش خود با جمعی از ایثارگران و جانبازان دفاع مقدس و خانواده های زندانیان سیاسی که خواهان شرکت او در انتخابات ریاست جمهوری بودند، بدون اینکه از خامنه ای نامی ببرد با اشاره به پروژهایی از زمان ریاست جمهوری خود، که یا درهمان زمان و بصورت مستقیم از طرف شخص خامنه ای اجرای آن متوقف گردیدند و نتا یج حاصله از آن پرداخت، و گفت که:

"گفته شده بود که سیاست های دولت قبلی سازشکارانه بود و حالا تهاجمی است! بفرمایید! بسم الله! این نتیجه اش که تاوانش را انقلاب و کشور و مردم می دهند! مگر حق داشتن تکنولوژی صلح آمیز هسته ای در زمان ما به رسمیت شناخته نشد؟ * چه دستاوردی از این بالاتر؟ ما را به عنوان کسی که حق دارد تکنولوژی هسته ای (نه فقط انرژی هسته ای) داشته باشد[1]هم در قطعنامه آژانس به رسمیت شناختند و هم آن سه گانه اروپا با ما مذاکره داشت.".

 وهمچنین بذکر پروژهای دیگری میپردازد که توقف آنها در اثر سیاست هایی است که خطوط کلی آن در این فاصله از طرف رهبر تعیین گردیده و توسط فرمان بردارانش باجرا درآمده است، بعنوان نمونه وضعیت اقتصادی، اجتماعی وامنیتی مملکت و چنین ادامه میدهد که:

" عزیزی می گفت صدام به سرمایه مادی و انسانی مملکت لطمه اساسی زد، ... اما امروز می بینیم که اقتصاد لطمه دیده است، نیروهای انسانی ما که همه شما هستید لطمه دیدند، ولی بدتر از همه این که سرمایه اجتماعی ما هم در این سالها لطمه دید! اعتماد متقابل میان حکومت و مردم کم شده! جوانان و دانشمندان و بسیاری از مردم ما هم می خواهند به خارج از ایران بروند! ...امروز سرمایه اجتماعی آسیب دیده که مسأله مهمی است. شاهد گسترش فساد در همه عرصه ها و از جمله در سطح جامعه هستیم؛ اقتصاد مسأله مهمی است. اقتصاد ما بنیادش لطمه دیده است، ... از جمله کارها ... یکی همین چشم انداز بیست ساله [2] بود که در آنجا تدوین شد و با تغییراتی نهایی شد که نقشه راه برای کشور ترسیم شد و شاهکار برنامه چهارم دست آورد همان سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود. نمی گویم برنامه بی عیب بود، ولی اگر آن برنامه اجرا شده بود با صد میلیارد دلار در پنج سال (نه هفتصد میلیارد دلار) رشد ٨ درصدی، یک رقمی شدن رشد تورم و بیکاری در جامعه تحقق پیدا می کرد."

او اضافه میکند که: "وضعیت امنیتی کشور وضعیت بسیار ناگواری است. منظورم فضای امنیتی حاکم بر کشور است. نمی توان به صورت امنیتی و نظامی کشور را اداره کرد؛ شاید بتوان برای مدتی آرامش ظاهری پدید آورد، اما با ادامه این روند اعتمادها گسسته می شود و جامعه از درون مستعد ناآرامی می شود؛ صرف نظر از این که این نحوه اداره کشور ظلم فاحش است".

و ادامه میدهد که : "در جمهوری اسلامی قانون اساسی مبنا است. هیچ اشکالی ندارد که افراد به اصول قانون اساسی نقد داشته باشند، اما مبنای نظم قانون اساسی است قانون اساسی هم اصول مختلف دارد. ولایت فقیه یکی از اصول قانون اساسی ما و مورد قبول است و اگر در قانون اساسی نبود می شد یک نظریه فقهی در مقابل سایر نظریات فقهی."

خاتمی با این بیان تقدس ولایت فقیه را که طرفداران اقای خامنه ای تا حد امامان و پیامبران ارتقا داده اند، تنزل میدهد و قبول آنرا فقط بدین دلیل لازم می بیند که اصلی از اصول قانون اساسی است. وگرنه به نظر او"یک نظریه فقهی در مقابل سایر نظریات فقهی" بشمار خواهد آمد.

آقای خاتمی با بیان اینکه "ما در وضعیت بحرانی به سر می بریم. و همه ما دلمان برای کشور و مردم ایران می سوزد. " نتیجه میگیرد، که اگر رویکردهایی که منجر به این وضع شده است عوض شود، می شود کار کرد که متأسفانه هنوز نشانی از آن نمی بینیمٍ." و در چنین شرایطی "اگر پیغمبر خدا هم بیاید و همین رویه هایی که موجود است ادامه پیدا کند، مشکل کشور حل نمی شود! " رویکردهای مورد نظر آقای خاتمی همگی رویکردهایی است که بشیوه فرمانروایی آقای خامنه ای مربوط گردیده، و بنابراین، این خواست از اوست که برای پیدا نمودن راهی برای نجات مملکت و نظام دست از روش های پیش گرفته خود بر دارد. 

ج- هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی در ۱۴ بهمن ۹۱ نقل قولی از خمینی را در وبسایت خود بدین شرح منتشر کرد: "سخنان تاریخی امام در سال ۱۳۶۰- اهمیت حفظ نظام از حفظ یک نفر- ولو امام عصر باشد- بیشتر است". این سخن و رهنمود خمینی همواره راهنمای اعمال آقای رفسنجانی در زندگی سیاسی او بوده است. رفسنجانی تاکنون برای حفظ نظام حمهوری اسلامی بهر جنایتی دست زده است. زمانیکه احمد خمینی بانتقاد از سیاستهای اقصادی دولت هاشمی پرداخت، و در جلسات خصوصی به مسئولان نظام از جمله به شخص خامنه‌ای (ولی فقیه) اهانت کرد، هاشمی و خامنه ای باین نتیجه رسیدند که ادامه حیات او میتواند برای نظام خطرناک گردد، و حکم قتل او را صادر و از طریق وزیر اطلاعات دولت رفسنجانی برای اجرا به سعید امامی ابلاغ نمودند. رفسنجانی همچنین برای رفع خطر از نظام جمهوری اسلامی، در دوران ریاست جمهوری خود دست به ترور رهبران اپوزیسیون نظام زد، او با قتل عبدالرحمن قاسملو و همراهانش در اتریش، کاظم رجوی در سویس، دکترعبدالرحمن برومند در پاریس و ترور دکتر شاپور بختیار و بلاخره قتل صادق شرفکندی و چهار چند تن دیگر از همراهانش در برلین توانست ضربه سنگینی به اپوزیسیون سیاسی نظام در خارج از کشور وارد آورد. رفسنجانی به پیروی از این رهنمود خمینی که حفظ جمهوری اسلامی از حفظ امام زمان هم مهم‌تر است زمانیکه به نظر او: "شرایطی بوجود آمده که ما خود به طرف انحطاط می رویم"، در پی آنست که بار دیگر برای حذف عواملی که نظام مورد علاقه اش را بخطر انداخته اند قدم بمیدان گذارد.  او گناه بوجود آمدن شرایط کنونی را بگردن خامنه ای انداخته و با اشاره به عملکرد او در سال ١٣٨٨ خاطر نشان می سازد که: " اگر به نظرات بنده عمل می شد امروز گرفتار شرارت‌های سال ۸۸ نمی‌شدیم چون برای من این اتفاقات روشن بود".  بوجود آمدن شرایطی که اکنون نظام جمهوری اسلامی را دچار بحران نموده است را، درحالیکه  که او در گذشته  نشان داده است، که نه تنها به نظر مردم بلکه حتی به نظر نمایندگان مردم هم اعتنایی ندارد [3] ، یکی برقرار نبودن حاکمیت مردم و امکان تغییرآن از طرف ملت دانسته: "حکومت برای مردم است. این نمی شود که هرکس هرکاری دلش بخواهد بکند و به مردم اجازه ندهد اعتراض کنند. مردم صاحب حکومت هستند. خدا هم حق حکومت را تنها به ۱۲ معصوم داد و بعد از آن هر فردی که مسئول حکومت شد به رای مردم آمد. اگر دولت بر مردم تحمیل شود مردم در شرایط خطر همکاری نمی کنند و هیچ دولت دیکتاتوری نمی تواند در دنیا موفق شود... انتظار داریم کسانی که صلاحیت دارند بی جهت رد نشوند چرا که مردم خودشان اصلح را می شناسند و نمی گذارند کشور خراب شود."، وخواهان تغییر آنست.

و دیگری در صورتیکه خود او بخاطرربوده شدن شیخ عبدالکریم عبید امام جمعه روستای جبشیت لبنان!![4] توسط کماندوهای اسرائیلی از مذاکره با آمریکا سرباز زد اعلام میدارد که: "البته در سیاست خارجی هم بد عمل شده است. ندای حل من مبارز می طلبند كه بیایید دعوا كنیم. بعد می گویند قطعنامه ها كاغذ پاره است بروید آب زیرش را بخورید. عهدنامه شورای امنیت برای لغوش باید دوباره اجماع شود و این اجماع برای كشور هزینه زیادی دارد. باید كلی از ما باج بگیرند. ... راهكار دوم موضوع ترمیم سیاست خارجی است. ما با اسرائیل سر جنگ نداریم. حالا اگر عرب ها جنگ كردند ما كمك می كنیم ."

رفسنجانی بخوبی آگاه است که هیچ کدام از دو شرط او نمیتواند بسادگی از طرف خامنه ای پذیرفته گردد، چه قبول هریک از آنها بمعنی نفی عملی ولایت مطلقه فقیه است، که اصل آن از همان ابتدا براین دو پایه (بی اعتنایی به رآی مردم در داخل و دشمن تراشی در خارج) استوار بوده است. اما او که خود را مرد حلال بحران‌ها میداند بخوبی آگاه است که خطر کنونی، خطری نیست که فقط نظام را تهدید کند، بلکه خطر متوجه موجودیت ایران و ایرانیان- از طریق تبدیل ایران به سوریه دوم است. اکنون ایران از یکطرف درمعرض یک جنگ احتمالی با اسراێیل و غرب قرار گرفته است، و از جانب دیگر کشورهای مرتجع در منطقه همچون عربستان سعودی و قطر شکاف اصلی خاورمیانه (دموکراسی - استبداد) را به جنگ شیعه (ایران) و سنی (کشور های مسلمان نشین دیگر) تبدیل نموده اند. اقای رفسنجانی هم به پیروی از سخن خمینی، وهم  بامید کسب نام نیکی در تاریخ برای خود، و شاید هم  نجات ایران، در صورت لزوم از پایان دادن به زمامداری خامنه‌ای و حتی اصل ولایت فقیه هم ابایی نخواهد داشت. بهمین خاطر است که به خامنه ای هشدار میدهد که: "اگر بخواهد شرایطی بوجود بیایید که بین من و رهبری حالت نزاع و اختلاف بوجود آید همه ما ضرر خواهیم کرد."

رفسنجانی آمدن یا نیامدن خود را چنانچه که در بالا اشاره گردید تاکنون منوط به تغییر اساسی در سیاست خارجی و داخلی نظام میدانست، اکنون شرط دیگری هم بدان اضافه کرده است، بدین شرح که: "وی با تاکید بر اینکه پیش از اینکه بیایم باید در این مورد با رهبری صحبت کنم گفت: من بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهم شد چون اگر ایشان موافق نباشند نتیجه ای که به بار می آید معکوس خواهد بود. " و از این طریق او هم همانند آقای خاتمی توپ را بمیدان آقای خامنه ای پرتاب نموده است.

آنچه برای نیروهای دموکرات در این شرایط حائز اهمیت است، تحولی است که در جامعه در جهت نفی ولایت مطلقه فقیه، نفی عملکردهای خودسرانه حاکمیت، و پایان دادن به ماجراجویی های بین المللی گسترش یافته است، و دامنه آن حتی به افرادی نظیر رفسنجانی هم رسیده است. خواست این نیروها اکنون از افرادی همچون رفسنجانی و همچنین آقای خاتمی بایستی این باشد، که اکنون که خود بناسازگاری نظام ولایت فقیه با حاکمیت ملی و رفاه اجتماعی رسیده اند، قدمی دیگر برداشته و با نیروهای معتقد به جدایی دین از دولت برای تغییراتی بنیادین در جامعه متحد گردند. 

---------------------------------------------------------------------------------

[1] خامنه ای:" من همان وقت] روزهای آخر حکومت آقای خاتمی[ هم در جلسه مسئولان كه از تلویزیون پخش شد، گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه پی درپی ادامه دهند بنده خودم وارد میدان میشوم. همین كار راه هم كردم، بنده گفتم بایستی این روندعقب نشینی متوقف شود و تبدیل به روند پیشروی و نخستین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد كه این عقب نشینی در آن دولت انجام گرفته." 

http://hakemiatmeli.blogspot.de/2013/04/blog-post_13.html

 

[2] " توافقنامه گلستان" "که طی آن سه کشور اروپایی «حق ایران را برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای برابر با معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای شناسایی می کنند."

. به محض این که نگرانی های بین المللی از جمله نگرانی های سه کشور کاملاً برطرف شود، ایران می تواند انتظار داشته باشد که به طور آسان تری به فناوری مدرن و اقلام دیگری در حوزه های مختلف دست یابد. سه کشور، با ایران برای ارتقای امنیت و ثبات در منطقه از جمله ایجاد منطقه عاری از سلاح کشتار جمعی در خاورمیانه، مطابق با اهداف سازمان ملل متحد، همکاری خواهند نمود.

. "پروتکل الحاقی به هیچ وجه قصد مخدوش کردن حاکمیت، وقار ملی و یا امنیت ملی کشورهای عضورا ندارد."

٢ - در عوض ایران تعهد نمود که:

 . «همکاری کامل با آژانس بین المللی انرژی اتمی و پاسخ به الزامات و سؤالات باقی مانده آژانس به صورت شفاف و حل و فصل آنها واصلاح هرگونه قصوراحتمالی. امضای پروتکل الحاقی و آغاز فرایند تصویب آن و اجرای پروتکل الحاقی تاپیش از تصویب آن به عنوان یک اقدام حسن نیت.تعلیق تمامی فعالیت های غنی سازی اورانیوم و بازفرآوری به صورت داوطلبانه به صورتی که آژانس تعریف می کند."

http://hakemiatmeli.blogspot.de/2013/04/blog-post_13.html

 

[2] آقای خامنه ای هم در آنزمان و  در دیدار با جوانان و دانشجویان دانشگاههاى استان همدان گفتند که "شما جوانهاى عزیز این سند چشم‏انداز را مطالعه کنید. اگر کسى دقت نکند، ممکن است خیال کند افرادى نشسته‏اند و انشاء نوشته‏اند؛ ولى نه، بدانید انشاء نیست. کلمه کلمه‏ى این چشم‏انداز - با تأکید مى‏گویم - محاسبه شده است. اینکه ما گفتیم در بیست سال آینده مى‏خواهیم کشورِ اول منطقه در این خصوصیات باشیم و این شاخصها را داشته باشیم - که در سند دو صفحه یىِ چشم‏انداز ذکر شده - کلمه کلمه‏ ى اینها بررسى و محاسبه و کارشناسى شده است. "

 

[3]  بازر کان در مجلس   http://www.youtube.com/watch?v=pZE0BpkmdUc

1.         بازرگان مجلس امیر انتظام http://www.youtube.com/watch?v=sCPU35R_ryk

 

[4] به دکتر ولایتی گفتم که لبنانی‌ها، در مورد ربوده شدن[آقای عبدالکریم عبید] امام جمعه [روستای شیعه نشین جبشیت] لبنان توسط اسرائیل، تهدید به انتقام کنند (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸، بازسازی و سازندگی، دفتر نشر معارف انقلاب، صص ۲۴۰-۲۴۱)

http://morigin.radiofarda.com/a/24767178/full.html

_______________________________________________________________

مقالات منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر سياست و اهداف نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران نميباشند. حق ويرايش اخبار و مقالات ارسالی برای هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.