وخامت
حال خالد پیرزاده
زندانی
مشروطهخواه؛
ورزشکاری
که در زندان ویلچرنشین
شد
-
همسر
خالد
پبرزاده با
اشاره به پیگیریهای
بیپاسخ برای
آزادی همسرش
گفته که
مسئولیت جان
این زندانی سیاسی
بر عهده رئیس
قوه قضاییه،
رئیس سازمان
زندانها و
مسئولان
پرونده است.
-
این
فعال مشروطهخواه
از سوی شعبه ۲۸
دادگاه
انقلاب
تهران به ریاست
محـمد مقیسه
به اتهام
«اجتماع و
تبانی بر علیه
امنیت ملی» و
«توهین به
رهبری» به ۷
سال حبس تعزیری
محکوم شده
است.
-
خالد پیرزاده
پارسال در
زمان مرخصی
در گفتگو با کیهان
لندن ضمن توضیح
شرایط تکاندهنده
و هولناک
شکنجههای
جسمی و روانی
تأکید کرده
بود که خودش
دو بار در
دوران بازجویی
تهدید به
تجاوز شده و
همسر و حتا
دختر
خردسالش را نیز
تهدید به
تجاوز کردند!
یکشنبه
۱۴ فروردین ۱۴۰۱
برابر با ۰۳
آپریل ۲۰۲۲
همسر
خالد پیرزاده
زندانی
مشروطهخواه
با انتشار یک
پیام ویدئویی
نسبت به وضعیت
سلامت این
زندانی سیاسی
هشدار داد.

خالد
پیرزاده
زینب
زبیدی همسر
خالد پیرزاده
زندانی
مشروطهخواه
در این پیام ویدئویی
خطاب به
مقامات
جمهوری
اسلامی گفته
است «شما دم از
حقوق بشر میزنید،
اما خود از
ناقضان حقوق
بشر هستید.»
او با
اشاره به پیگیریهای
بیپاسخ برای
آزادی همسرش
تأکید کرده
که مسئولیت
جان این
زندانی سیاسی
بر عهده رئیس
قوه قضاییه،
رئیس سازمان
زندانها و
مسئولان پرونده
است.
همسر
خالد پیرزاده
با تشریح وضعیت
جسمانی
همسرش گفت که
او اکنون نمیتواند
راه برود و با
سِرُم زنده
مانده است.
زینب زبیدی
همچنین گفته
که مدتهاست
در راهروهای
دادسرا و قوه
قضاییه رفته
و آمده اما هیچ
جوابی نشنیده
است. او
خواستار
آزادی خالد پیرزاده
برای درمان
شده و خطاب به
مقامات
جمهوری
اسلامی گفته
«نگذارید مرگ
دیگری در
زندان شیبان
اهواز رخ
بدهد.»

خالد
قهرمان و مربی
پرورش اندام
در تاریخ ۵
خرداد ماه ۹۸
توسط نیروهای
اداره
اطلاعات
همراه با ضرب
و جرح
بازداشت و مدتی
بعد با پایان
مراحل بازجویی
به زندان اوین
منتقل شد.
این
فعال مشروطهخواه
از سوی شعبه ۲۸
دادگاه
انقلاب
تهران به ریاست
محمد مقیسه
به اتهام
«اجتماع و
تبانی بر علیه
امنیت ملی» به ۵
سال حبس و به
اتهام «توهین
به رهبری» به ۲
سال حبس و در
مجموع به ۷
سال حبس تعزیری
محکوم شد. این
حکم در
خردادماه ۹۹
توسط شعبه ۳۶
دادگاه تجدید
نظر استان
تهران تأیید
شد.
خالد پیرزاده
که بیش از دو
سال ممنوع
از ملاقات و
مرخصی بود از
دهم خرداد ۱۴۰۰
دست به
اعتصاب غذا
زد و دو هفته
بعد و چند روز
پیش از
برگزاری سیزدهمین
دوره
انتخابات ریاست
جمهوری
اسلامی به
مرخصی درمانی
فرستاده شد
تا پس از آن
مرخصی بطور
مشروط آزاد
شود. با این
وعده وی به
اعتصاب غذای
خود پایان
داد. اما با تغییر
نظر دادگاه
ضمن نیمهتمام
ماندن روند
درمان مجبور
شد روز ۱۶ تیرماه
به زندان
بزرگ تهران
(فشافویه)
بازگردد و در ۲۳
تیرماه به
زندان شیبان
اهواز تبعید
شد.
خالد پیرزاده
در زمان
کوتاهی که در
مرخصی درمانی
بسر میبرد
در گفتگو با کیهان
لندن روایت
تکاندهندهای
از شکنجههای
جسمی و روحی
که در زندان بر
سر او آمده بیان
کرد: «دو بار
طناب دار
گردنم
انداختند.
حکم وحشت
اعدام! در
بازجوییهای
روزهای اول
چون ورزشکار
بودم، بدن قوی
و روی فرم و ۱۲۷
کیلو وزن
داشتم و دور
بازوی من ۵۳
سانتیمتر
بود. اینها از
حرصی که
داشتند به من
رحم نکردند و
مرا تا حد مرگ
شکنجه میکردند.
دستهای مرا
میگذاشتند
لای در فلزی
اتاق بازجویی
و در را بهم میکوبیدند!
در دوران
بازجویی دو
نفر از بغل
سوار زانوی
من شدند؛ زیر
زانوم خالی
بود. زانوم
شکست و از جایش
در آمد! رباط
صلیبی و ایسیای
و پیسیال
پایم پاره شد
و اینقدر وضعیت
حادی پیش آمد
که در بیمارستان
آرمان تحت
عمل جراحی
قرار گرفتم.
الان یکسال
از عمل جراحیام
گذشته اما
هنوز خوب
نشدهام و
هنوز که
هنوزه
مجبورم با
عصا راه بروم.»
این
فعال مشروطهخواه
همچنین به کیهان
لندن توضیح
داده بود «در
طول بازجوییها
۹ مهره کمرم
آسیب دید؛ دیسک
۳ مهره گردن و ۴
مهره بین دو
کتف بیرون
زده و ۲ مهره
دنبالچه
شکسته است که
نیازمند به
عمل جراحی
فوریست. نخاع
من به دلیل
شکستگی مهرههای
کمرم آسیب دیده
و نیازمند
تزریق نخاعی
دارو هستم. آیا
انسانیست که
با این وضعیت
اسفناک جسمی
و روحی و روانی
خودم را به
زندان معرفی
کنم؟! چون هیچ
رسیدگی در
زندان به من
نمیشود.
داروهای تاریخ
مصرفگذشته،
داروهای بیکیفیت
و داروهایی
که اصلاً
مشخص نیست چه
هستند را به
من میدهند؛
این داروها
را در بستهبندی
فلهای میآورند
زندان و
اصلاً معلوم
نیست چه
داروهایی
هستند!»
خالد پیرزاده
در سخنانی
تکاندهنده و
هولناک تأکید
کرده بود که
خودش دو بار
در دوران
بازجویی تهدید
به تجاوز شده
است! همسرش و
حتا دختر
خردسالش را
تهدید به
تجاوز کردند!
او میگوید:
«حتا به دختر
کوچک من رحم
نکردند و تهدید
کردند به او
تجاوز میکنند!»
او
همچنین گفته
بود همه این
شکنجهها با
هدف گرفتن
اعترافاتِ
اجباری بوده
است. وی میافزاید
«این حکومت
عدل علی که میگویند
اینست؟
کرامت انسانی
که میگویند
اینست؟ آزادی
بیانی که میگویند
اینست؟
دموکراسیای
که میگویند
اینست؟ که این
بلاها را سر
من به عنوان
فعال مدنی که
هیچ جرمی
انجام نداده
بیاورند؟! من
هنوز که
هنوزه کابوس
میبینم.»
خالد پیرزاده
همچنین شهریور
۱۴۰۰ از
زندان شیبان
اهواز در پیامی
صوتی به رئیس
قوه قضاییه
با انتقاد از
زیر فشار
قرار گرفتن
خانوادهاش
در بیرون از
زندان خطاب
به او گفته
بود که
مأموران به
خانه او رفته
و حکم تخلیه
خانه را به
همسر و دخترش
دادهاند. او
گفته بود که
حضور
مأموران با
حکم تخلیه
منزل بدون هیچ
اطلاع قبلی
صورت گرفته و
مأموران با
ضرب و جرح و
هراسآفرینی
همسر و
فرزندش را با
مهلت ۷۲
ساعته از
خانه بیرون
کردند و وسایل
منزلش هماکنون
در حیاط خانه
دوست و
آشناست.
خالد
پیرزاده میگوید:
«در کجای قوانین
نظام جمهوری
اسلامی آمده
است که ضابطین
نظامی و امنیتی
حق تعرض،
هتاکی، ضرب و
جرح یک بانوی
بیسرپرست
را در خانه
خودش و جلوی
چشم فرزندش
را دارند؟ به
کدامین گناه
همسر و
فرزندم مورد
تعرض و ضرب و
جرح قاسیان
زمانه قرار
گرفتند؟ در
کدام دین یا آیین،
و در کجای دنیا
این رفتار
شرمآور و غیرانسانی
مورد تأیید میباشد؟
کرامت انسانی
که از آن دم میزنید
اینست؟»
این
زندانی
مشروطهخواه
در ادامه این
فایل صوتی
خطاب به محسنیاژهای
گفته که «ما
هشت سال جنگ
[با عراق] را
پشت سر گذاشتیم.
شیرمردان غیور
ایرانی جان
دادند و از
جان و مال و
ناموس ایرانی
دفاع کردند و
نگذاشتند
کشور در چنگ
دشمن قرار بگیرد.
اما
متأسفانه در
همین سرزمین
مادری افرادی
هستند که با
سوء استفاده
از موقعیت و
قدرت شغلیشان
به جان و مال و
ناموس و حریم
خصوصی
خانوادهام
تجاوز کردهاند.
ما این همه
خون ندادیم
که خون دل
بخوریم.»
این
ورزشکار یکبار
پیشتر و در
اسفندماه ۹۹
نیز با دوختن
لبهایش در
زندان
اعتصاب غذا
کرده بود اما
در تاریخ ۱۸
اسفندماه ۹۹
پس از امضای
برگههای
مربوط به
درخواست
آزادی مشروط
توسط
مسئولان
زندان و وعده
مقامات زندان
درباره رسیدگی
به خواستههایش
به اعتصاب
خود پایان
داد. اما در پی
بیتوجهی
مسئولان
زندان برای
بررسی
درخواست، او
بار دیگر از ۲۳
اسفندماه ۹۹
اعتصاب غذا
کرد ولی بار دیگر
با قول و وعدهی
مأموران قضایی
و امنیتی
پرونده
درباره
موافقت با
درخواست
مرخصی در
تاریخ ۱۰
فروردین به
اعتصاب غذا
پایان داده بود.
خالد پیرزاده
طی ماههای
گذشته نیز با
وجود بیماری
و شرایط
نامناسب جسمی،
در اعتراض به
عدم اعزام به
مرخصی درمانی
دست به
اعتصاب غذا
زده و اکنون
به گفته
همسرش حال
جسمی او به حدی
وخیم شده که
«زندگی نباتی»
دارد.
منبع: کیهان
لندن
_______________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|