دوشنبه,
2 نوامبر 2020
یک
هفته با
خامنهای؛
به دنبال
رستگاری در
آشویتس
آیدا
قجر
-Dateien/image002.jpg)
۱۶
اکتبر (۲۵ مهر)
مرد جوانی
«الله
اکبر»گویان
سر «ساموئل پتی»
معلم فرانسوی
را برید.
در
بهمن ۱۳۸۴ و
پس از انتشار
کاریکاتور
محمـد در نشریهای
دانمارکی،
علی خامنهای
در دیدار با
پرسنل نیروی
هوایی آزادی
بیان را در
غرب زیر سوال
برد و کشتار یهودیان
را «افسانه»
خواند
مقابل
هم گذاشتن
کاریکاتور پیامبر
اسلام و جرمانگاری
تردید در
هولوکاست سر
از پروژههایی
مثل برگزاری
نمایشگاههای
هولوکاست و
تخصیص جایزه
به کاریکاتوریستی
فرانسوی
درآورد.
مساحتی
۱۹هزار متری
را در نظر بگیرید
که پر شده است
از بناهای
بلوک سیمانی؛
مرکز برلین
است، یادواره
کشتار یهودیان
اروپا یا
همان
«هولوکاست.»
از سال ۱۹۳۶
در آلمان تبعیض
ساختاری علیه
یهودیان و
مخالفان سیاسی
در جریان است.
نازیها به
رهبری «آدولف
هیتلر» با ایدئولوژی
ضدانسانیشان
جنگ جهانی
دوم را به راه
انداختند و
در نهایت پس
از میلیونها
کشته و تحمیل
فقر و آوارگی،
به عنوان «راه
حل نهایی» تصمیم
گرفتند که در
کشتاری دستهجمعی،
نسل یهودیان
را از روی زمین
حذف کنند تا
شاهد و راوی و
سندی از جنایاتشان
باقی نماند.
اما به شهادت
تاریخ، همیشه
انسانهایی
هستند که جان
سالم به در میبرند
و نجاتیافته
نام میگیرند.
یکی
از پروژههای
مورد علاقه
«علی خامنهای»،
رهبر جمهوری
اسلامی، و
نظام زیر دست
او زیر سوال
بردن همین
واقعه تاریخی
است که
آلمان، به
عنوان مسئول
آن فاجعه
انسانی، برای
حفاظت از
حافظه جمعی یادوارههای
بسیاری برای
آن ساخته است.
جرمانگاری
انکار یا ایجاد
تردید بر این
واقعه در
فرانسه هم
دستمایه
خامنهای
شده است تا با
اصرار بر
«افسانه»
خواندن
کشتار میلیونها
یهودی،
انکار آن را
مقابل «آزادی
بیان» قرار
دهد. او طی سی
سال حکومت بر
نظام حاکم بر
ایران،
چارچوبی دور
تا دور آزادی
بیان کشید و
طبق آن اصول
مدام دیوارهای
پیرامون
آزادی را تنگتر
کرد؛ مثل
طنابی که به
دور گردن کاریکاتور
ایران هم
مدام تنگتر
شد، هرچند که
کشیدن کاریکاتور
رهبر جمهوری
اسلامی یا
شخصیتهای شیعیان
ممنوع است و
حتی میتواند
حکم اعدام در
پی داشته
باشد. همان
طور که «دومیه»
نخستین کاریکاتوریستی
بود که زندانی
شد؛ به جرم کشیدن
صورت «لوئیس فیلیپ»
پادشاه
فرانسه به
شکل گلابی در
سال ۱۸۳۱.
* * * * *
۱۶
اکتبر (۲۵ مهر)
مرد جوانی
«الله
اکبر»گویان
سر «ساموئل پتی»
معلم فرانسوی
را برید. انگیزه
این قتل، نمایش
دادن کاریکاتور
«محمـد»، پیامبر
اسلام، بود.
«قات» جوانی
بود مسلمان
که رهبران
فکریاش را
«ابوبکر
بغدادی» و «رجیبطیب
اردوغان»
معرفی میکرد.
«امانوئل
مکرون» در پی این
واقعه پیام
داد و گفت
فرانسه سیاستی
در پیش خواهد
گرفت که جای
ترس را تغییر
خواهد داد.
روزنامههای
ایران مکرون
را به شکل «ابلیس»
کشیدند و
«شارلی ابدو»
کاریکاتوری
از «اردوغان»
منتشر کرد. علی
خامنهای هم
در این میان،
خطاب به
جوانان
فرانسوی پیغام
داد که
انتخاب
مکرون به ریاستجمهوری
فرانسه
«احمقانه» و
«توهین به
شعور» مردم این
کشور است. او
انتشار کاریکاتور
محمـد و هر
بازنشری از
آن را «دشنام و
اهانت» به
«چهرهای
درخشان و
مقدس» دانست و
با مقابل هم
قرار دادن
هولوکاست و
محمـد، پرسید:
«چرا تردید در
هولوکاست
جرم است؟ و
اگر کسی چیزی
در این باره
نوشت باید به
زندان برود،
اما اهانت به
پیامبر آزاد
است؟»
دو روز
پس از این پیام،
«روزنامه کیهان»
هم به قلم «حسین
شریعتمداری»،
نماینده خامنهای
در این
روزنامه و مدیرمسئول
آن، یادداشت
روزش را به همین
پیغام
اختصاص داد و
با اشاره به
آنهایی که
هولوکاست را
زیر سوال میبرند،
به آن بخش از پیام
رهبر جمهوری
اسلامی
پرداخت که میتوان
در این واقعه
تاریخی تردید
کرد.
شماره ۲۶۰
هفتهنامه
«خط حزبالله» هم
که بولتن
دفتر رهبری
به حساب میآید
به «ادوارد
(مهدی) آنیلی»
به عنوان «شهید»
منتخب هفته
تقدیم شد؛
مردی ایتالیایی
که به اسلام
گروید، از
ارث محروم و
منزوی شد و در
نهایت به روایت
پلیس «خودکشی»
کرد.
کاریکاتور
پیامبر
اسلام این
بار هم قربانی
به دنبال
داشت؛ در
فرانسه یک
معلم سر بریده
شد و چندین
شهروند به
ضرب سلاح
سرد، کشته
شدند و مسئله آزادی
بیان و اسلامگرایی
به بحث روز
تبدیل شد. اما
نقش خامنهای
طی سی سال
حکومتش هم
مقابل آزادی
بیان و هم
هولوکاست و
جرمانگاری
تردید در آن،
آیا میتواند
اشاعه تفکری
ضدیهودی تلقی
شود؟
در
بهمن ۱۳۸۴ و
پس از انتشار
کاریکاتور
محمـد در نشریهای
دانمارکی،
علی خامنهای
در دیدار با
پرسنل نیروی
هوایی آزادی
بیان را در
غرب زیر سوال
برد و کشتار یهودیان
را «افسانه»
خواند: «آزادی
بیان -که آنها
دم از آن میزنند-
به آنها
اجازه نمیدهد
که در باب افسانه
کشتار یهودیان
-معروف به
هولوکاست- کسی
تردید بکند. [...]
اهانت به
مقدسات یک میلیارد
و نیم مسلمان
-آن هم بیدلیل،
بدون اینکه
دعوایی در بین
باشد؛ بدون این
که این طرف
اهانتی به آنها
کرده باشد-
مجاز است و
مشمول آزادی
بیان! مسئله
بر سر آن
مطبوعات یا کاریکاتوریستی
نیست که صهیونیستها
پولی به او
دادهاند که
کاریکاتوری
بکشد -با
اهداف پلیدی
که صهیونیستها
دارند- و او هم
کشیده، بلکه
مسئله بر سر
زمامداران
اروپایی است
که از این کار
دفاع میکنند
و پشت سر این
عمل پست و سخیف
قرار میگیرند
و به عنوان
آزادی بیان
آن را مجاز میشمرند.»
خامنهای
از همان دهه
اول انقلاب
تلاش کرد تا
تعریفی
«اسلامی» از
«آزادی بیان»
ارائه دهد؛
از همان زمان
که بر کرسی ریاستجمهوری
نشسته بود. او
در سال ۱۳۶۶
ضمن خطبههای
نماز جمعه
گفته بود که
آزادی بیان
باید در خدمت
هدایت افکاری
باشد که او «حق»
میداند
وگرنه «برخی
از آزادیهایی
که از آن سوء
استفاده میشود
و افکار
گمراه میشوند،
حرام است،
ممنوع است و
نباید انجام
بگیرد.» او دو
هفته بعد از این
سخنرانی، در
نمازجمعهای
دیگر، تعریفش
را تکمیل کرد:
«نمیشود ما
چشمهایمان
را بگذاریم
روی هم و بگوییم
در اسلام بیان
عقیده و
ابراز عقیده
به طور کلی جایز
است یا خیر.
مسئله اهانت
به یک زن عادی
هم مهم است
اما نه به این
اهمیت.» منظور
او اهمیت پیامبر
اسلام،
محمـد است.
مقابل
هم گذاشتن
کاریکاتور پیامبر
اسلام و جرمانگاری
تردید در
هولوکاست سر
از پروژههایی
مثل برگزاری
نمایشگاههای
هولوکاست و
تخصیص جایزه
به کاریکاتوریستی
فرانسوی
درآورد. علی
خامنهای از
این نمایشگاهها
و مسابقات
قدردانی هم
کرده بود.
او بعد
از حمله تروریستی
به شارلی
ابدو که در
هفتم ژانویه ۲۰۱۵
به قتل ۱۲ کاریکاتوریست
و روزنامهنگار
آن انجامید،
بدون محکوم
کردن این
کشتار، به
جوانان
اروپا و آمریکای
شمالی پیغام
داده بود.
خامنهای در
این پیغام
واقعه آن
«چهارشنبه سیاه»
را محکوم
نکرد و صرفا
ساختار قدرت
در جهان را به
«سیاهنمایی
گسترده» از
«اسلام» متهم میکرد.
نشریه «یالثارات
الحسین»
وابسته به
«انصار حزبالله»
هم در همان
زمان، این
حمله تروریستی
به شارلی
ابدو را «پدیدهای
مبارک در فعل
این ماجرا»
توصیف کرد.
مثل همانچه
این بار
اتفاق
افتاد؛
خامنهای بریدن
سر معلم تاریخ
و همچنین عملیاتهای
تروریستی دیگر
را باز هم
محکوم نکرد.
«کاریکاتور
هنری است که
کاریکاتوریست
خالق آن است.
بدون آزادی بیان
نمیتوان
برای او
چهارچوبی
تعریف کرد؛ هیچ
توجیهی
ندارد. برای
کاریکاتوریست
حرفهای و
مستقل، شخصیتها
هدف نیستند.
بلکه
استفاده از
شخصیتهای
عمده سیاسی،
مذهبی یا تاریخی،
به معنای نمایندگی
آن شخصیت از ایدئولوژی
یا فرهنگ
مشخصی است. آنها
شخصیتهای
عمومی هستند
و از نظر تاریخی،
متعلق به همهاند.
فرانسویها
برای رسیدن
به لائیسیته
و وضع قوانین
برای آن،
صدها سال
زحمت کشیدهاند
و زندانی و
کشته دادهاند.»
اینها
گفتههای «کیانوش
رمضانی»، کاریکاتوریست
ساکن
فرانسه، است
که در پی کشتن
کاریکاتوریستهای
شارلی ابدو،
انجمنی به
نام «طرحهای
متحد» (United Sketches) در حمایت
از آزادی بیان
و خصوصا کاریکاتوریستهای
در بند، زیر
تهدید و
پناهجو و تبعیدی
دایر کرد.
منبع: ایران
وایر
_______________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|