احسان
یارشاطر،
مدیر دانشنامهی
ایرانیکا

توانا - نام
احسان
یارشاطر به
یک نام دیگر
پیوند خورده
است، دانشنامهی
ایرانیکا. دانشنامهی
ایرانیکا
بزرگترین و
جامعترین
پروژههای
ایرانشناسی
است. ایرانیکا
دانشنامهای
است دربارهی
تاریخ،
فرهنگ، هنر و
جامعهی
ایران که به
مدیریت
پروفسور
احسان
یارشاطر و به
وسیلهی بخش
پژوهشهای
ایرانی دانشگاه
کلمبیا در
نیویورک چاپ
میشود. کار
تدوین این
دانشنامه
به سال ۱۳۴۷
برمیگردد
که این دانشنامه
به پیشنهاد
احسان
یارشاطر و با
بودجهای دو
میلیون
دلاری شکل
گرفت.
پس از
پیروزی
انقلاب
اسلامی
بودجهی
ایرانیکا
قطع شد و ادامهی
این کار بزرگ
به بخش ایرانشناسی
دانشگاه
کلمبیا
انتقال یافت. مدیریت
این کار سترگ
از ابتدا تا
هماکنون
برعهدهی
احسان
یارشاطر است. احسان
یارشاطر در ۱۴
فروردین ۱۲۹۹
در همدان و در
یک خانوادهی
بهائی به
دنیا آمد.آنگونه
که خود در
برنامهی «چمدان»
شبکهی بیبیسی
فارسی میگوید
سن و سال کمی
داشت که پدر و
مادرش را از
دست داد و
هزینه تحصیل
نداشت. او میگوید
که مادرش
بسیار دوست میداشته
که او درس
بخواند و میگوید
که من در عالم
بچگی خیال میکردم
که بیماری و
مرگ مادر کمی
هم تقصیر من
بوده است از
بس که شیطنت
میکردم. یارشاطر
میگوید که
پس از این،
دوست داشتم
که بیشتر به
چیزی
بپردازم که
فکر میکردم
مورد علاقهی
مادرم بوده
است. این است
که گمان کنم
که
ناخودآگاه
این فکر در من
شکل گرفت و
یکی از مشوقهای
بزرگ من بود که
به کاری جز
شناساندن
فرهنگ ایران
علاقهمند
نباشم.
خانوادهی
یارشاطر اهل
کاشان بودند. پدر
احسان که
هاشم نام
داشت
بازرگانی
بود بیاعتنا
به امور
دنیوی و بیشتر
حواسش به
امور مذهبی
بود. احسان در
همدان ابتدا
به مدرسهی
آلیانس
یهودیان
فرانسوی و پس
از آن به
مدرسه تائید
بهائیان رفت
و تا کلاس دوم
تحصیل کرد. درسال
۱۳۰۵ به دلیل
شغل پدر آنها
به کرمانشاه
رفتند و پس از
دو سال و نیم
به تهران
آمدند. پدر
وضعیت مالی
خوبی نداشت و
در تهران
مستاجر شدند.
احسان
کلاس هقتم
بود که مادرش
به دلیل
بیماری کلیه
درگذشت و
پدرش نیز سال
بعد آن به
دلیل سینهپهلو
فوت کرد. احسان
یک خواهر و دو
برادر داشت
که آنطور که
گفته میشود
خواهرش،
نورانیه در
سال ۱۳۶۰ در
تهران کشته
شد. او پس از
درگذشت
زودهنگام
پدر و مادر در
منزل داییاش
در تهران
پرورش یافت و
پس از اتمام
دبیرستان به
دانشسرای
عالی رفت و
ادبیات
فارسی خواند. رسالهی
دکترای
احسان
یارشاطر،
رسالهای
بحثانگیز
بود که به
موضوع معشوق
در ادبیات
فارسی میپرداخت
و اینکه
معشوق در
ادبیات
ایران نمیتواند
زن باشد. یارشاطر
از دههی ۱۳۲۰
به ایرانشناسی
روی آورد و
بخش عمدهی
تحقیقات او
در زمینههای
وابسته به
ایران پیش از
اسلام و زبانها
و گویشهای
ایرانی بوده
است.

از
استادان
مشوق
یارشاطر میتوان
به ابراهیم
پورداود
اشاره کرد. یارشاطر
با بورسی از
شورای
فرهنگی
بریتانیا در
ایران به
لندن می رود. او
در لندن نزد
والتر هنینگ
و مری بویس
زبان پهلوی
میآموزد. والتر
هنینگ،
خاورشناس و
ایرانشناس
آلمانی و
انگلیسی و
متخصص زبانهای
باستانی و
پژوهشگر
آئین مانی
بود و مری
بویس در رشتهی
مطالعات
زرتشتی
پژوهش میکرد
و همچنین
استاد دانشگاه
بود. او در سال ۱۳۳۲
مدرک فوقلیسانس
خود را
دریافت کرد. یارشاطر
پس از بازگشت
به ایران به
تدریس زبانهای
باستانی
ایران
پرداخت. در
کارنامهی
فرهنگی احسان
یارشاطر میتوان
تاسیس بنگاه
ترجمه و نشر
کتاب برای
ترجمهی
آثار معتبر
ادبی جهانی و
انتشار فصلنامهی
راهنمای
کتاب را
برشمرد. او در
این زمان از
طرف دانشگاه
کلمبیا دعوت
به تدریس شد.
یارشاطر
در نیویورک
مرکز «ایرانشناسی»
را بنیاد
گذاشت و پس از
خریدن کتابخانهی
شخصی سعید
نفیسی آن را
به این بنیاد
اهدا کرد. کار
بر روی
ایرانیکا از
کارهای بزرگ
احسان یارشاطر
بود. پس از
پیروزی
انقلاب
اسلامی این
کار برای مدتی
به دلیل قطع
بودجه،
متوقف شد. او در
این زمان
ناچار میشود
برای تامین
مخارج
انتشار دانشنامه
موزهی شخصی
هنرهای
اسلامی خود
را بفروشد که
بعضی از این
آثار در موزهی
متروپولیتن
نیوریوک
موجود است. احسان
یارشاطر در
مورد اینکه
نام «ایرانیکا»
از کجا آمده
است چنین میگوید:
«این یک نام
لاتینی است. چون
مرسوم است که
دانشنامهها
را با نام
لاتین
بخوانند مثل
انسیکلوپیدیا
بریتانیکا،
یا
انسیکلوپیدیا
آمریکانا. ما
هم به پیروی
از این سنتی
که در اروپا و
آمریکا
معمول بوده،
اول اسم
انسیکلوپیدیا
پرسیکا
انتخاب کرده
بودیم بعد
دیدیم درست
نیست چون ایرانیکا
جامع تر از پرسیکا
است. همین را
انتخاب
کردیم و
همیشه به
همین اسم خوانده
شده است.»

نمایی
از چند جلد از
دانشنامه
ایرانیکا
حامیان
مالی
ایرانیکا،
دانشگاه
کلمبیا و
بنیاد ملی
علوم انسانی
آمریکا هستند.
احسان
یارشاطر آنروزها
را اینگونه
به یاد میآورد:
«از بخت بد من،
آن روزها
ایام گروگانگیری
و اشغال
سفارت
آمریکا بود. در
واشنگتن نمیشد
اسم ایران را
آورد. اما چون
فکر میکردم
در دنیا حتما
کسان دیگری
هم هستند که
مانند من
معتقدند
سیاست نباید
در کار علم
دخالت کند،
جرات کردم و
رفتم. همان
ابتدا به
رئیس بنیاد
گفتم که از
اوضاع خبر
دارم اما این
کاری است که
میخواهم
بکنم. او گفت
این کار شما
از همان دسته
کارهایی است
که ما اصولا
حمایت میکنیم،
با این حال،
شما باید
تقاضا و طرحی
کامل با جزئیات
بیاورید تا
در شورای ما
بررسی شود. گفتم
دفتر کوچک و
منشی و دبیری
که الان
تدارک دیده
ام را نمیتوانم
معطل این
زمان رسیدگی
کنم و نگرانم
که اگر آنها
را از دست
دهم، دیگر
نظیرشان را
پیدا نکنم. مرد
سنجیدهای
بود. مردانگی
کرد. گفت من از
بودجه
اختصاصی که
در اختیارم
هست به شما ۱۷
هزار و ۵۰۰
دلار میدهم
تا شما
خودتان را
سرپا
نگهدارید و
ما فرصت
بررسی کار
شما را پیدا
کنیم. همان
بودجه در آن
ایام دفتر
ایرانیکا را
حفظ کرد.»
این دو
بنیاد به مدت
ده سال به
دانشنامهی
ایرانیکا
کمک کردند
اما تداوم
کمک مالی پس از
این ده سال را
منوط به کمک
مالی از میان
ایرانیان
کردند. در این
صورت هر دو
سازمان در
مقابل هر یک
دلاری که
ایرانیها
بدهند، هر
کدام یک دلار
پرداخت میکنند.
جلد اول این
مجموعهی عظیم
در سال ۱۳۶۱
به چاپ رسید و
قرار است این
مجموعه به ۴۵
جلد برسد. یارشاطر
در گفتوگویی
گفته بود که
این دانشنامه
تا سال ۲۰۲۰
به پایان
خواهد رسید. «این
اواخر فکر
کردیم که
شاید بهتر
است با تعیین
تاریخ
پایان، به
اتمام
گردآوری
ایرانیکا سرعت
ببخشیم. سال ۲۰۲۰
را به عنوان
زمان نهایی
تکمیل
ایرانیکا
انتخاب کرده
ایم.»

احسان
یارشاطر به
همراه ایرج
افشار و
سیدحسن تقی
زاده
احسان
یارشاطر در
شهریور ۱۳۹۸
در
کالیفرنیا
درگذشت. مردی
که در سال های
اخیر همچنان
به فعالیت
خود ادامه می
داد و روزی ۸
ساعت کار میکرد.
او پس از انقلاب
اسلامی، هیچگاه
به ایران
نرفته است و
میگوید
مطلقا
تمایلی به
رفتن به
ایران ندارد
خصوصا که
شنیده کوچه و
خیابان دیگر
شکل و شمایل
دوران قدیم
را ندارد. یارشاطر
میگوید: «وطن
برای من جایی
است که بتوان
برای ایران
کار کرد،
نوشت، منتشر
کرد و فرهنگ
ایران را بهتر
شناساند."
در سال ۱۳۸۸
یکی از اعضای
هیئت امنای
دانشنامهی
ایرانیکا،
مهندس
عبدالحمید
اشراق، در
گفتوگویی
با رادیو
زمانه در
مورد کمکهای
مردمی و همچنین
قیمت
ایرانیکا
چنین میگوید:
«ما در سال یک
میلیون دلار
هزینه داریم
که از سه منبع
مالی تامین
میشود. یکی،
بنیاد ملی علوم
انسانی است
که هر سال یکصد
و پنجاه هزار
دلار به ما
کمک میکند. کمک
دوم ما از طرف
دانشگاه
کلمبیا است
که هشت اتاق و
یک آپارتمان
کوچک در
اختیار ما
گذاشته است. آب
و برق و تلفن و
کتابخانه
هم همه
رایگان
هستند. منبع
سوم درآمد
ما، موسسات و
افراد
ایرانی هستند.
اگر اینها
نبودند، نمیتوانستیم
به کارمان
ادامه بدهیم. مشکل
کنونی ما این
است که صد و
پنجاه هزار
دلاری که به
ما کمک میشد،
دارد کم میشود.
بحران
اقتصادی
دنیا باعث
شده که آنها
هم مقداری از
پول ما را کم
کنند. افرادی
که به ما کمک
میکنند،
چند گروه هستند؛
گروهی که کمکهای
پنجاه هزار و
صد هزار
دلاری به ما
میرسانند. گروهی
هم با کمکهایی
در سطح هزار
دلار و یک
گروه هم کمکهای
۱۰۰ تا ۵۰۰
دلاری به ما
میکردند. در
حال حاضر،
این کمکها
در تمام بخشها
پایین آمده
است».

این
عضو دانشنامهی
ایرانیکا در
مورد قیمت هر
جلد از این
دانشنامه
میگوید که
هر دفتری را
میتوان به
قیمت ۴۸ دلار
خرید و هر جلد
آن حاوی شش
دفتر و مجلد
است که میشود
دویست و
پنجاه دلار. او
میگوید که
هر دفتر برای
خودشان ۷۰۰
دلار تمام
شده است. با
رجوع به سایت
آمازون میتوان
دید که همچنان
قیمت هر جلد
این دانشنامه
۲۵۰ دلار است. در
مراسم ۳۵
سالگی ِ دانشنامهی
ایرانیکا در
لسآنجلس،
بیژن پاکزاد،
طراح مد
معروف
ایرانی با
اهدا ۵۰ هزار
دلار، یک
دوره از
ایرانیکا را
خرید.
احسان
یارشاطر را
در عرصهی
کمک به به
شناساندن
فرهنگ ایران
تنها میتوان
با خودش
مقایسه کرد. از
اینرو به
راستی میتوان
گفت که احسان
یارشاطر،
احسان
یارشاطر است.
منبع:
توانا
_______________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|