دوشنبه ۱۴
سپتامبر ۲۰۱۵
گزارش
برای
ایران آب
ندارد، برای
آنها نان
دارد
سام خسرویفرد
بیآبی
مطلق، خشکیدگی
زمین، از بین
رفتن لکههای
باقی مانده
سبز رنگ،
نابودی
کشاورزی و
دامداری،
تشنگی تمامی
سرزمین،
بروز تنش و
جنگ و در نهایت،
مهاجرت از
سرزمین مادری
به نقطهای
نامعلوم به
امید ذرهای
آرامش و شاید
اندکی رفاه.
این سناریویی
است واقعی که
در سوریه کلید
خورد؛ آیا
تضمینی وجود
دارد که ایران
و ایرانی
تجربهای
مشابه کشور و
مردم سوریه
را از سر
نگذراند؟
نگرانی
از بیآبی
مطلق را میتوان
لا به لای
مطالب
روزنامههای
چاپ داخل و
رسانههای
مستقر در
خارج حس کرد.
مسوولان و مدیران
کشور به
تکاپو
افتادهاند
که بحران پیشرو
را به شیوه
خود مدیریت
کنند؛ راه حلهایی
که اگر برای ایران
«آب» نداشته
باشد لااقل
برای بسیاری
«نان» دارد.
از چهارم
تا یازدهم
شهریور ماه ۵۵
مطلب پیرامون
مسایل آب و بیآبی
در ۱۱
روزنامه و یکخبرگزاریِ
داخل ایران
منتشر شده
است. همچنین
در اقدامی کمسابقه،
روز شنبه ۲۱
شهریور ماه،
روزنامه «شرق»
ویژهنامهای
با عنوان
«بحران آب در ایران»
را در ۲۲۸
صفحه منتشر
کرد. این حجم
از انتشار
مطالب
درباره آب که
تنها گوشهای
از تولیدات
رسانهای
داخل است،
نشان میدهد
اهل رسانه و
مخاطبان آن
ها از وضعیت
امروز و فردای
ایران
نگرانند. در
مقابل، راه
حلهایی که
مدیران و مسوولان
در لابهلای
همان مطالب
ارایه کردهاند،
مُسَکِنهایی
است با صرف هزینههای
هنگفت، نه
درمانی قطعی
که زیستن در
سرزمینی خشک
را ممکن کند.
مُسکن
نخست: واردات
و انتقال آب
واردات
آب از کشورهای
همسایه یکی
از سادهترین
راه حلهای
روی کاغذ است.
ماجرا در
ظاهر این است
که میتوان
با یکی از
کشورهای
همسایه، به
عنوان مثال
تاجیکستان،
وارد مذاکره
شد، نفت داد و
آب گرفت.
آن چه
روزنامه «کیهان»
روز دهم شهریور
ماه در این
باره گزارش
کرده، تصویری
است ناروشن
از پروژه
انتقال آب به
ایران که از
سوی وزیر نیرو
ترسیم شده
است: «گزینههای
گوناگونی را
در اینباره
مورد مطالعه
و بررسی قرار
دادیم و با
برخی کشورهای
همسایه در این
مورد
مذاکراتی
داشتهایم و
امیدواریم
در چند ماه آینده
بتوانیم به
نتایج مشخصی
در این مورد
برسیم.»
روزنامههای
«وطنامروز» و
«ایران» نیز
گفتههای «حمید
چیتچیان» را
مانند کیهان
مو به مو نقل
کرده اند بیآن
که معلوم شود
با کدام
کشورها
درباره
واردات آب
مذاکره شده،
حجم آب
درخواستی چه
قدر خواهد
بود و این
پروژه عظیم
کدام بخش از نیاز
کشور را ممکن
است پاسخ دهد.
روزنامه
شرق نظر یک
عضو هیات
علمی
«دانشگاه
تهران» و یکی
از اعضای هیات
نمایندگان
«اتاق ایران»
را نیز در
کنار همین
گفتههای وزیر
نیرو درج
کرده است. این
دو در مصاحبههایی
جداگانه به
مدیریت
بحران آب
اشاره کردهاند
و گفتهاند
تا زمانی که
روند مصرف و
هدررفت آب،
به خصوص در
بخش کشاورزی
وجود داشته
باشد،
واردات آب
راه چاره
نخواهد بود.
انتقال
آب از حوزهای
به حوزه دیگر
در داخل
مرزهای ایران
نیز سر خط
خبرهای
متعددی بوده
است. روزنامه
«اطلاعات» در
چهارم شهریور
ماه گزارش
داد که طرح
انتقال آب خلیجفارس
به مناطق
مرکزی اجرا میشود.
قرار است این
طرح با مدیریت
«بانک سپه» کار
خود را آغاز
کند. بر اساس
آن، پیش بینی
شده است بخشی
از مناطق
مرکزی ایران
که با مشکل
کمبود آب
مواجه
هستند، سیراب
شوند. این
خبر را «سیدکامل
تقوینژاد»،
مدیرعامل
بانک سپه در
آستانه هفته
دولت در اختیار
خبرنگاران
قرار داد.
طرح بحثبرانگیز
و پرمناقشه
«بهشتآباد» نیز
بار دیگر بر سر
زبانها
افتاد. قرار
است آب از
سرچشمههای
روستای بهشتآباد
در چهارمحال
و بختیاری به
استانهای
مرکزی، از
جمله
اصفهان، یزد
و کرمان
انتقال پیدا
کند. شماری از
مسوولان محیطزیست،
نمایندگان
مجلس،
کارشناسان
مستقل، مرکز
پژوهشهای
مجلس و حتی
مردم
چهارمحال از
سال ۱۳۸۶ به این
سو بارها با این
طرح مخالفت
کردهاند. با
این حال،
روزنامه «جام
جم» در هفتم
شهریور
گزارش داد وزیر
نیرو از خط
دوم انتقال
آب بهشتآباد
به استان یزد
بازدید کرد و
مدیر عامل
«شرکت توسعه
منابع آب و نیروی
ایران» نیز در
حاشیه این
بازدید
مشخصات فنی
طرح را بار دیگر
در اختیار
رسانهها
قرار داد.
انتقال
آب از دریای
خزر به سمنان
که در دوره ریاستجمهوری
محمود احمدینژاد
مطرح شده
بود، بار دیگر
به رسانهها
راه یافت و این
بار از زبان
«معصومه
ابتکار».
روزنامه
ایران هفتم
شهریور از
قول رییس
سازمان محیطزیست
نوشت: «راهکارهای
عملیتر و
قابل قبولتر
برای حفظ
منابع آبی
وجود دارد و این
سازمان
انتقال آب دریای
خزر به مرکز
کشور را تنها
راه تامین
درازمدت آب
نمیداند.»
مُسکن
دیگر: آب شیرینکن
بهرهگیری
از تکنولوژی
و به بیان
بهتر،
استفاده از
تاسیسات بسیار
پرهزینه و
انرژیبرِ آب
شیرینکن،
مسکن دیگری
است که هر از
گاهی به
عنوان راه حلی
جدی در رسانهها
بازتاب مییابد.
در یادداشتی
که روزنامه
اطلاعات در
پنجم شهریور
ماه به قلم
«عباس نجفپور
خادم» منتشر
کرده، آمده
است: «در چنین
برهه زمانی
که تکنولوژی
با سرعت
سرسامآوری
به جلو میرود،
آیا میتوانیم
هم طبیعت و هم
کشاورزی خود
را نجات دهیم؟
بله میتوانیم
اما اراده میخواهد
و کار سختی
است. این کار
عبارت است از
پالایشگاهی
بسیار بزرگ
برای شیرین
کردن آب اقیانوس
که محل مناسب
آن در شهر
چابهار بوده
و با تکنولوژی
امروزی کار میکند.
چنان چه در
امارات
متحده عربی،
عربستان
سعودی، قطر،
بحرین و دیگر
کشورها وجود
دارد و چندان
هم جدید نیست.»
«تدابیر
دولت برای
تامین آب شرب
مناطق جنوبی
کشور» عنوان
خبری است که
روزنامه
اطلاعات روز
هفتم شهریور
منتشر کرده
است. در این
خبر به نقل از
معاون وزیر نیرو
آمده است که
هزینه شیرینسازی
هر مترمکعب
آب دریا سه
هزار تومان
است. یک روز
قبل همین خبر
را «دنیای
اقتصاد»
منتشر کرد که
از پایگاه
اطلاعرسانی
وزارت نیرو عینا
کپی شده بود.
روز یازدهم
شهریور
روزنامه کیهان
نوشت: «دستگاههای
آب شیرینکن
در شهرهای
ساحلی راه
اندازی میشوند.»
این روزنامه
به انتشار
سخنان «محمود
ستاری»، قائم
مقام وزارت نیرو
پرداخت که
گفته بود آب شیرینکن
یکصد هزار
مترمکعبی در
بندرعباس
راهاندازی
خواهد شد.
ستاری
افزوده بود: «جیرهبندی
آب در هیچیک
از شهرهای
کشور در
دستور کار نیست
و سیاست این
وزارتخانه،
استفاده از
ظرفیت شیرینسازی
آب دریا در
تمامی شهرهای
ساحلی است.»
جای
خالی درمان
«ضرورت
احیای تالاب
انزلی»،
«فرسودگی
شبکه آب رسانی
در آذربایجان
غربی»، «جلوگیری
از اتلاف ۴۰ میلیون
مترمکعب آب
در ارومیه»،
«روستاهای
دارای آب
لولهکشی»،
«بهرهبرداری
از ۱۱ تصفیهخانه
آب و ۱۹ تصفیهخانه
فاضلاب»،
«سالانه ۱۳ میلیارد
مترمکعب آب
به دریا میریزد»،
«عمق فاجعه سد
گتوند
گسترده است»، «۵۷
درصد چشمهها
و قناتهای
چهارمحال و
بختیاری خشک
شدند»، «۱۱سد
پلاستیکی در
گیلان به
بهره برداری
میرسند»،
«خسارت
کشاورزی
ارمغان سد
گتوند» و... از دیگر
عنوانهای ۱۲
روزنامه و
خبرگزاری
ظرف یک هفته
در شهریور
ماه امسال
است. اما دریغ
از انتشار
مطلبی با تاکید
بر راه حلی
عملی و روشی
عقلایی برای
درمان بحران
بیآبی ایران.
تغییر
الگوی کشت و سیاستهای
کشاورزی،
استفاده از سیستمهای
نوین آبیاری
برای افزایش
بهرهوری آب
در این بخش،
بازسازی
کانالها و
شبکههای
فرسوده
انتقال آب،
راهاندازی
سیستم تصفیه
فاضلاب، تغییر
الگوی مصرف
شهروندان و
کشاورزان و
مهمتر از
همه، کنترل و
مهار سیلاب
از راه حلهایی
است که
همواره
کارشناسان
مستقل محیطزیست
و منابع آب
برای مقابله
با بحران کمآبی
به آن اشاره
کردهاند.
اما این راه
حل ها نه در
سخنان مدیران
دولتی
بازتاب دارد
و نه رسانهها
به انتشار
مکرر این
نظرات
پرداختهاند.
آن چه در
سخنان مدیران
و مسوولان میتوان
دید، رگههایی
است از ادامه
همان مدیریت
ویران گر
منابع آبی
کشور و در
عوض، اجرای
طرحهای پر
منفعت برای
شماری خاص.
حدود ۱۷۰
سال پیش «حاج میرزا
آقاسی»،
صدراعظم
محمد شاه
قاجار که
علاقه بسیاری
در توسعه
قناتها
داشت، بعد از
آن که چند باری
از مغنی شنید
تلاشش بینتیجه
است و حفاریاش
به آب نمیرسد،
به او پاسخ
داد: «اگر برای
من آب نداشته
باشد، برای
تو که نان
دارد!»
حالا حکایت
مدیران
حکومتی، پیمان
کاران و
مشاوران آن
ها است که همچنان
دنبال روشهای
مخرب و مقطعی
هستند نظیر
سدسازی،
انتقال آب از
حوزهای به
حوزه دیگر و
استفاده از
تاسیسات
پرهزینه آب
شیرینکن؛
روشهایی که
گرچه برای
مردم و کشور
آب چندانی در
دراز مدت
ندارد اما
برای پیشنهاددهندگان
و مجریان (نظیر
قرارگاه
خاتمالانبیا
متعلق به
سپاه
پاسداران)
حسابی نان
دارد.
منبع: ایران
وایر
_______________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|