یک نفر کلیه
برای فروش
دارد، عظما
جان میخری؟
دردم
اومد… خیلی!
به
علت مشکلات
مالی و انجام
عمل جراحی یک
عدد کلیه
فوری فروشی…. سن
۳۰ سال!
یعنی هم سن
من! خشکم زد. شاید
این تصویری
از فردای من و
خیلی از هم
نسلی های منه… حتما»
خیلی های
دیگه هم
هستند که
دارند تو این
منجلاب
اقتصاد
شکوفا و این
عدالت خانه
علی دست و پاهای
آخر را می
زنند.
چی
شد؟ کجا رفت؟
پول
نفت چی شد؟
پول گاز
چطور؟ پول آب
و برقی که به
همسایه ها می
فروشیم چه؟
مالیات ها
کجا رفتند؟
آقایون
مسلمون، خمس
و زکات و
فطریه و
هزاران
ازاین دست
گدایی ها چه
شد؟ پول هایی
که به عنوان
قرض الحسنه
در بانک به
امانت می
گذارید تا
گره از کار
دیگران
بگشاید چه
شد؟
زنان
تن فروش! چه
واژه مزخرفی…
آخوند
، آقای عظما،
آقای خوک
معلم اخلاق،
آهای مدیر
جهان؛ قاضی
القضات
اسلام، رئیس
خانه ملت! ،مردک
فسیل که با
زور هم اشک به
چشمان سیاهت
نمی آید،
متخصصین
زلزله! و کلا» مفت
خوران نظام
اسلامی… به
این می گویند
تن فروشی،
بدن فروشی،
عضو فروشی… مردم
دارن
خودشونو تیکه
تیکه می کنن و می
فروشن!
دیگه
خبری از
بازارای داغ
هفتگی تو
شهرا نیست. هم
وطن من کلیه و
کبد و ریه و
قلب و چشم و
هزار عضو
دیگشو پهن
کرده وسط
خیابون که
پول در بیاره و
از گشنگی و
خجالت
خانواده
نمیره… که
بتونه هزینه
عمل جراحی
بچه خودشو در
بیاره.
عادل،
مدیر، دکتر،
هسته ای، عظما،
آیت الله،
حجت الاسلام
ننگ بر تو! ننگ!
منبع: شهرنگار
_______________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|