نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏پنجشنبه‏، 2014‏/10‏/09

 

 

پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

 

لشكر گاف‌دار

بحث غلط و درستی در میان نیست.

 

اگر پس از شین ساكن، كاف آمده باشد، به اصطلاح زبان‌شناس‌ها، تفاوت بیان كاف و گاف خنثی می‌شود. این اتفاق ناخواسته و كاملا طبیعی است. به همین خاطر است كه وقتی معشوق‌مان گریه می‌كند، خیلی كه مهربان باشیم، دستمال كاغذی می‌دهیم دستش و می‌گوییم «اشگاتو پاك كن.» یا شاید هم او به ما دستمال می‌دهد و می‌گوید «واقعا مشگی رنگ عشقه؟»

 

تهران، فقط هوای صاف و آب سبك و گرمای محله‌هایش را از دست نداده؛ گنجشك‌ها هم انگار به این ابرشهر و مردمانش رو ترش كرده‌اند. حالا دیگر چه كم پیش می‌آید غوغای لشكری از آنها از لابلای درختی پرشاخه، گوش محله‌یی را كر كند. پرنده‌هایی كه هیچ‌وقت رامِ آدم‌ها نشدند، ولی همیشه هم در كنار آنها زندگی كرده‌اند. نیاكان ما به گنجشك می‌گفتند بنجشك. بنجشك آخرش كاف داشت، گنجشك آخرش كاف دارد. اشك هم همین طور است. و نیز زرشك و مشكی و پزشك و سرشك و خشك و رشك و تمشك و كشك و مشك و لشكر. اینها همه را با كاف می‌نویسیم. البته كسانی هم هستند كه لشكر را لشگر می‌نویسند. اگر هم در نوشتن این كار را نكنیم، در بیان این جور واژه‌ها، كاف‌ِ كلمه را بیشتر به گاف نزدیك می‌كنیم و در مورد خاص «لشكر» كاملا آن را به گاف تبدیل می‌كنیم.

 

بحث غلط و درستی در میان نیست. زبان فارسی فقط دستور زبان و آیین نگارش ندارد، هر زبانی از جمله زبان فارسی، قواعد آوایی هم دارد. برای مثال در همین مورد خاص، این قاعده آوایی برقرار است كه در واژه‌های بسیط (ساده) نظیر همین‌ها كه برشمردم، اگر پس از شین ساكن، كاف آمده باشد، به اصطلاح زبان‌شناس‌ها، تفاوت بیان كاف و گاف خنثی می‌شود. این اتفاق ناخواسته و كاملا طبیعی است. به همین خاطر است كه وقتی معشوق‌مان گریه می‌كند، خیلی كه مهربان باشیم، دستمال كاغذی می‌دهیم دستش و می‌گوییم «اشگاتو پاك كن.» یا شاید هم او به ما دستمال می‌دهد و می‌گوید «واقعا مشگی رنگ عشقه؟» بنا به این قاعده آوایی در زبان فارسی، همه ما در جریان محاوره ممكن است اشك را اشگ بگوییم و بشنویم یا مشكی را مشگی بگوییم و بشنویم. حال آنكه همه اینها پس از شین، كاف دارند و اگر آنها را با گاف بنویسیم، یك معلم ادبیات یا ویراستار از ما غلط املایی می‌گیرد و پای نوشته‌مان مثل معلم‌های امروز برای دبستانی‌ها می‌نویسد «نیاز به تلاش بیشتر.»

 

حساب «لشكر» اما از این موارد كمی جدا ست. تبدیل لشكر كاف‌دار به لشگر گاف‌دار در گفت‌وگوهای روزمره محدود نمانده و حالا دیگر تقریباً با دو صورت املایی از این واژه روبه‌روییم: لشكر و لشگر. دلیل زبان‌شناسی‌ این اتفاق، موضوع این نوشته كوتاه نیست. هر چه هست، نوشتن صورت آوایی این واژه‌ آنقدر تكرار شده كه دیده‌ام حتی روزنامه‌نگاران و نویسندگان هم گاهی به شك افتاده‌اند. این تغییر كاف به گاف در لشكر وقتی بیشتر به چشم می‌آید كه می‌بینیم فارسی‌زبان‌ها با معادل عربی آن «عسكر» هم گاهی همین معامله را كرده‌اند. واژه‌شناسان می‌گویند عسكر معربِ (عربی‌شده‌ی) همین لشكر فارسی ست، ولی حتما شما هم دیده‌اید و شنیده‌اید عسگر را و به‌خصوص امام حسن «عسگری»(ع) را. اینكه در آینده این املای جدید هم مقبول ادیبان شود یا نشود به كنار، ترجیح خود من این است كه لشكر را در متون ادبی همان لشكر بخوانم، نه لشگر. نمونه‌های شعر و نثر در متون ادبی تاریخی ما در این باره بسیار است. از میان آنها لشكر دوم در این تك‌بیت خاقانی را چطور می‌توان با گاف خواند و شیرینی آن را یك‌جا سركشید؟

 

میندیش اگر صبرِ من لشكری شد / دلت سنگ شد، سنگ بر لشكر افكن

 

رضا شکرالهی  ـ اعتماد

 

منبع: احترام آزادی

_______________________________________________________________

مقالات منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر سياست و اهداف نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران نميباشند. حق ويرايش اخبار و مقالات ارسالی برای هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است. 

 

 

 

صفحه‌ای که در آن قرار دارید، آرشیو سایت قدیمی نهضت مقاومت ملی ایران می‌باشد.برای دستیابی به سایت جدید به این آدرس رجوع کنید: namir.info