نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏جمعه‏، 2013‏/08‏/09

03

 

سه شنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۲

یاد بختیار یک عبرت تاریخی است

یاور آزادی

نام و یاد بختیار یک عبرت تاریخی است. هر چه از زمان شهادت وی بیشتر می‌گذرد گویی بر بزرگی‌اش افزوده می‌شود. بزرگمردی که دل به دریا زد و تن به طوفان سپرد تا امروز ببالیم و مفتخر باشیم همانگونه که همیشه می‌گفت ایران هرگز نخواهد مرد. زایش ایران در اوج گمراهی و حین فروغلتیدن در دامن ارتجاع، دکتر شاپور بختیار است. آری به همین دلیل است که ایران هرگز نخواهد مرد. همیشه در دل تاریک‌ترین لحظات تاریخ این سرزمین کورسویی از روشنایی نجات دهنده ما در سخت‌ترین لحظات نومیدی و یاس بوده .

 

نام و عمل این مرد تنها روشنایی آن سال سیاه و منحوس است.۵۷ را نمی‌خواهم بدون بختیار به یاد آورم .. آن سال فاجعه و فروافتادن... بزرگداشت این مرد نباید منحصر به واقعه دردناک ترور وی باشد. او و افکارش باید در متن زندگی سیاسی ما جاری باشد او خود را رهرو و پیرو مصدق می‌دانست ولی مصدق را در معنایی جامع‌تر و کامل‌تر به ما عرضه کرد. حامل عموم محسنات و فاقد معایب[!؟] وی بود. اما چرا این پرچمدار بزرگ دمکراسی در ایران که در روزگاری که همه برای کامیابی به ردای خمینی آویخته بودند مردانه نهیب زد که دیکتاتوری چکمه هزاران برابر بهتر از دیکتاتوری نعلین است آنچنان که باید در متن جاری نیست. از یک الگوی سیاسی چه بیشتر می‌خواهیم که در قامت این مرد نیست و جالب‌تر آنکه چرا بیست و اندی سال از درگذشتش عده‌ای سعی دارند با انواع اتهامات بی‌پایه شخصیت او رنگ کردن کنند. ملت ما با وجود تجربه بزرگ و روشن بختیار که در آن وانفسا که هیچکس صدایش را نشنید هنوز غوطه‌ور در دالانی تنگ و تاریک و گیج کننده است که نوای دروغ و فریب در آن هواخواهانی دارد. مگر در طی این سالها خمینی‌های رقیق شده کم در قامت منجی و رهبر بر ملت ما ظاهر گشتند. مگر هنوز عده‌ای آخوند را در لباس رهبر و پیشرو به نسل جوان معرفی نمی‌کنند... در اینجا بخشی از کم اعتنایی‌ها و دشمنی‌ها به دکتر بختیار مشخص می‌شود .مشخص می‌شود که چرا برخی با بورس و پشتوانه‌های مالی به دنبال سند‌های هرگز وجود نداشته می‌گردند آنهم در چه جایی .. در نهانخانه‌های روباه پیر!! که همه چیز برای مصالح ما وارونه است.

 

پیام دکتر بختیار واضح و شفاف است. به همین دلیل باید تنها در بزرگداشت سالانه‌اش یادآوری شود.!! البته در انسداد و تحریم رسانه‌ای و خبری ملیون و میهن‌پرستان راستین که بی‌بی‌سی و صدای آمریکا آنرا پوشش می‌دهند و در واقع گزینش مخالفین و اپوزیسیون به عهده آنهاست جز این هم انتظاری نیست. آنان هر چه کنند و به هر حیله‌ای دست یازند، عقلانیتی در بطن جامعه ما در حال رستن است که ایران را باز هم بر خواهد افراشت عقلانیتی که نخواهد گذاشت ایران بزرگ ما به سوی نیستی برود. ایران بر افراشته و برخاسته و به خود آمده امکان غارت منابع و ترکتازی آنان را در منطقه سلب خواهد نمود. آنان چاره‌ای ندارند جز اینکه به اراده ملت ما تسلیم شوند.

 

صدای ایراندوستان واقعی صدای دکتر بختیار است. اگر به درستی سیر رویداد‌ها را نظاره کنیم به عیان می‌بینم که این سی و اندی سال تلاش ما در مبارزه از حیث پشتوانه تئوریک چیزی بر مواضع تاریخی دکتر بختیار در حکومت سی و هفت روزه‌اش نیفزوده است. امروز بر همان پله ایستاده‌ایم و قدمی فرا نرفته‌ایم. دکتر بختیار چنان فهم عمیق و درک صحیحی از دمکراسی داشت که پس از سی و پنج سال هنوز تدبیرش برای نجات و اعتلا کشور تازه است. اگر در این سالها و پس از تحمل تلخ‌ترین تجربه‌ها بر این عهد و قرار می‌ماندیم که هر حکومتی در لباس دین جز خدعه و تحجر نیست در زمانی که به سنگین بها برای ملت ما تمام شد و می‌شود اینهمه عمر و سرمایه گران سوخته نمی‌گردید..

 

اما خوب آنانی که بستر‌ساز یک همچو حادثه شومی در کشور ما شدند محاسبات خود را داشتند. یک گمان این بود که فشارها ما را ناگزیر از خو گرفتن به شرایط کند و آنگاه به اندک اندک نسیمی دروغین در پیله خیال‌ها غوطه‌ور شویم. آنها و مربیانشان با آسیب‌شناسی مسیر در مرکز تحقیقاتی که در دوره اول رئیس جمهوری رفسنجانی و درست پس از پایان جنگ بنا نهاده بودند، زیرکانه به ملاحظاتی پرداختند که از دایره دید کارگزاران حاکمیت قبل از انقلاب مغفول مانده بود. نیرنگ اصلاحات از دل این مجموعه تراوید. شعار‌هایی که به ریاکاری و دروغگویی‌های خمینی در پاریس شباهت داشت. از پایان دوره رفسنجانی که قیام‌های پراکنده مردمی زنگ هشدار را برای حکومت به صدا درآورده بود و بناگاه اصلاحات سر برآورد این دور تسلسل بی‌وقفه ادامه دارد هر روز به شکلی و با درون مایه‌ای تازه ..... و این بار در تازه‌ترین صورت، در قامت اعتدال...

 

واژه‌ها از پی هم تهی و جعل می‌شوند. اما درشگفتم پس از چپ و راست و میانه در بازی بعدی، اگر فرصت بیابند کدامین واژه را برای مقاصد شومشان جعل و خلق می‌کنند..!

 

در طی سال‌های مورد اشاره حالا با راهبری یا بدون راهبری! حکومت آرام آرام دست اندکار ساخت پروژه اپوزیسیون‌سازی گشت که پس از حذف بزرگانی چون بختیار و بسیاری رادمردان دیگر به جای آنان ولی در جهت تثبیت رژیم ایفای نقش کنند و امروز در کوران تکاپوی آنانیم. همانطور که همه مشاهده می‌کنیم تمام پایتخت‌ها از اروپا تا آمریکا در تسخیر آنهاست و حرف همه با رنگ و لعاب‌های گوناگون ادامه اصلاحات به رغم هر هزینه و تا هر زمانی است!

 

اما این بار نیز تیرشان به سنگ خورده. هم خود و هم حامیان پیدا و پنهانشان بهتر می‌دانند که در زیر این خاکستر نسلی توفنده در حال بالیدن است که سره از ناسره را به خوبی باز می‌شناسد.... اگر داور منصفی به ارزیابی آراء آنان از یکی دو ماه مانده به انتخابات رئیس جمهوری یازدهم تا برگزاری آن بنشیند برای اثبات این ادعا نیازی به مدرکی خارق‌العاده نمی‌یابد. در اکثر مقالات نویسندگان چیره دستشان تا بعد از رد صلاحیت رفسنجانی حتی بوی براندازی نیز به مشام می‌آید اما با تفاهم خاتمی و هاشمی در حمایت از روحانی از زندان اوین تا اینسوی اقیانوس‌ها به ناگاه آرایشان دچار چرخشی شگفت‌آور می‌شوند. ریاکاری و دودوزه‌بازی آنان تنها در کثرت و انتشار پر حجم دیدگاه‌هایشان چه در رسانه‌های شناخته شده!! یا سایت‌های پر تعداد‌شان می‌تواند استتار شود و برخی اذهان خسته را بفریبد اما این حیله نیز رنگ باخته.

 

راه ما برای مبارزه با نکبت جمهوری اسلامی همان است که بختیار سی و پنج سال پیش ترسیم کرد هنوز راه همان است. راهی که حقانیتش با گذر و تجربه صعب و خونبار این ایام تاریک به اثبات رسیده .. لائیسیته و جدایی کامل دین از سیاست. مبارزین راستین آزادی و سربلندی ایران به همان میزان که برخی خودفروختگان بیست و دو سال پس از شهادت قهرمانانه و تاریخی دکتر بختیار نومیدانه سعی در کدر نمودن شخصیت این یگانه مرد دارند می‌باید همواره و در همه حال و به هر مناسبت نام بختیار را صلا دهند و راه نجاتبخشش را به یاد روندگان آورند. منش بختیار یک متد و نقشه را ه آزادی است. و نباید به سمبلی برای بزرگداشت‌های سالانه محدود شود.

 

بزرگمردا که زندگی شکوهمند، صدارت شکومند و مرگ شکوه‌مند داشت و چقدر زیبا و با شکوه پس از نخستین ترور ناموفقش می‌گوید: "همیشه معتقد بوده‌ام که مرد سیاسی باید فداکاری کند، نبایستی به این جسم خاکی بیندیشد؛ وطن برای او باید برتر از هر اندیشه‌ای باشد. من می‌دانستم که ممکن است کشته شوم. اصولا زندگی یک مرد در برابر نجات یک ملت چه اهمیتی می‌تواند داشته باشد. یک مرد سیاسی چون سربازی است که تفنگ او ایمان اوست. "

 

آری ایران زمین با داشتن چون تو رادمردانی هرگز نخواهد مرد.

 

منبع: سایت حزب مشروطه ایران

_______________________________________________________________

مقالات منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر سياست و اهداف نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران نميباشند. حق ويرايش اخبار و مقالات ارسالی برای هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است. 

 

 

 

صفحه‌ای که در آن قرار دارید، آرشیو سایت قدیمی نهضت مقاومت ملی ایران می‌باشد.برای دستیابی به سایت جدید به این آدرس رجوع کنید: namir.info