پاره ای
از مختصات
نظام موعود
در وعده
های
بنیانگذار
نظام جمهوری
اسلامی قبل
از تشکیل و
استقرار
نظام موجود
... در واقع
میان دعوت
رهبران به
شورش و وعده
آنان مبنی بر
جایگزین
کردن نظام
مطلوب به جای
نظام حاکم و
مردمی که
تحقق خواسته
ها و جامعه
مطلوب خود را
در عملیاتی
شدن قول و
وعده های
رهبران یک
جنبش اجتماعی
مشاهده کرده
و به همین سبب
با پذیرفتن
رهبریت یک
جنبش، در آن
جنبش مشارکت
می کنند،
نوعی معامله
صورت می
پذیرد و
بصورت
نانوشته
میان آنان
نوعی عقد و
قرارداد
جاری می شود.
به عبارت دیگر
توافق دو
اراده یعنی
دعوت مردم به
انقلاب از
سوی رهبران
انقلابی و
وعده و پیشنهاد
آنان برای
استقرار یک
جامعه
مطلوب، در
حکم ایجاب و
تمکین مردم
از دعوت
رهبران و
مشارکت در
انقلاب به
منزله قبول
است. ...
در
هر انقلابی
وعده های
رهبران به
مردم و تشویق
و ترغیب آنان
به شورش علیه
نظام حاکم،
یکی از مهمترین
عوامل ایجاد
انگیزش، شکل
گیری و پیروزی
آن انقلاب
محسوب می شود.
در
واقع میان
دعوت رهبران
به شورش و
وعده آنان
مبنی بر
جایگزین
کردن نظام
مطلوب به جای
نظام حاکم و
مردمی که
تحقق خواسته
ها و جامعه
مطلوب خود را
در عملیاتی
شدن قول و
وعده های
رهبران یک
جنبش اجتماعی
مشاهده کرده
و به همین سبب
با پذیرفتن رهبریت
یک جنبش، در
آن جنبش
مشارکت می
کنند، نوعی
معامله صورت
می پذیرد و
بصورت
نانوشته میان
آنان نوعی
عقد و
قرارداد
جاری می شود.
به
عبارت دیگر
توافق دو
اراده یعنی
دعوت مردم به
انقلاب از
سوی رهبران
انقلابی و
وعده و پیشنهاد
آنان برای
استقرار یک
جامعه
مطلوب، در
حکم ایجاب و
تمکین مردم
از دعوت
رهبران و مشارکت
در انقلاب به
منزله قبول
است.
از
اینرو با
پیروزی
انقلاب و به
قدرت رسیدن
رهبران
مذکور توسط
مردم، عملی
شدن وعده های
مذکور جزء
حقوق مردم و
تعهدات
رهبران
محسوب می شود.
به
این اعتبار
نظر باینکه
انقلاب
اسلامی ایران
نیز با
مشارکت مردم
و اتکاء آنان
به وعده های
آیت الله
خمینی و دل
بستن و
امیدواری به
عملیاتی شدن
جامعه
مطلوبی که
ایشان در
نوشته ها، مصاحبه
ها، بیانیه
ها و سخنرانی
های خود مختصات
آنرا بیان
کرده بودند
آغاز و به ثمر
رسید، لذا
پایبندی به
وعده های
مذکور(حداقل
بخش های
متعارف و
قابل اجرای
آن) جزء
تعهدات حکومت
در قبال مردم
به شمار می
رود.
برای
پی بردن به
مختصات نظام
موعود آیت
الله خمینی،
به بخشی از
سخنان و وعده
های ایشان
قبل از
انقلاب که
معرف مختصات
وویژگی های
نظام جایگزین
بوده است،
اشاره می شود:
الف-شکل
حکومت و
ویژگی های آن:
" حکومت
جمهوری است
مثل سایر
جمهوریها و
احکام اسلام
هم احکام
مترقی و
مبتنی بر دموکراسی
و پیشرفته و
با همه مظاهر
تمدن موافق." 1
-شکل
حکومت
جمهوری است.
جمهوری به
همان معنا که
در همه جا
جمهوری است.
جمهوری اسلامی،
جمهوری است
مثل همه
جمهوریها."2
-"حکومت
اسلامی یک
حکومت مبتنی
بر عدل و
دموکراسی
است."3
-"طرز
حكومت،
حكومت
جمهوری است و
تكیه بر آرای
ملت."4
-"رژیم
ایران به یک
نظام
دمکراسیای
تبدیل خواهد
شد که موجب
ثبات منطقه
میگردد."5
-"اما
شكل حكومت ما
جمهوری است،
جمهوری به
معنای اینكه
متكی به آرای
اكثریت است."6
-"ما
خواهان
استقرار یک
جمهورى
اسلامى هستیم
و آن حکومتى
است متکى به
آراى عمومى
.شکل نهایى
حکومت با
توجه به شرایط
و مقتضیات
کنونى جامعه
ما، توسط خود
مردم تعیین
خواهد شد. ...
حکومت
اسلامى ما
متکى به آراى
عمومى خواهد
بود. و همه
احزابى که
براى مصالح
ملت ما کار
کنند، آزاد
خواهند بود....
با قیام
انقلابی
ملت، شاه
خواهد رفت و
حكومت و
دموكراسی و
جمهوری
اسلامی
برقرار میشود.
و در این
جمهوری، یك
مجلس ملی
مركب از
منتخبین
واقعی مردم،
امور مملكت
را اداره
خواهند كرد.
حقوق مردم
خصوصا اقلیتهای
مذهبی محترم
بوده و رعایتخواهد
شد... نه به كسی
ظلم میكنیم
و نه زیر بار
ظلم میرویم."8
-"ما
که میگوییم
حکومت
اسلامی میخواهیم
جلوی این
هرزهها
گرفته شود،
نه اینکه
برگردیم به 1400
سال پیش. ما میخواهیم
به عدالت 1400
سال پیش
برگردیم. همهی
مظاهر تمدن
را هم با آغوش
باز قبول
داریم."9
-"سیره
حاکمان
اسلامى آن
حکومتى که ما
مى خواهیم
مصداقش یکى
خود پیغمبر
اکرم است که
حاکم بود. ما
بناست که
رؤسا را «در
نظر» بگیریم،
رؤسا را نظر
بکنیم، سیره
رؤسا را نظر
بکنیم، یکى
از آنها هم
حضرت امیر
بود، یکى هم عمر
بود."10
-"حكومت
اسلامی،
حكومت ملى
است.حكومت
مستند به
قانون الهى و به
آراء ملت است.
این طور نیست
كه با قلدرى
آمده باشد كه
بخواهد حفظ
كند خودش را،
با آراء ملت
مى آید و ملت
او را حفظ مى
كند و هر روز
هم كه برخلاف
آراء ملت عمل
بكند قهراً
ساقط است."11
-"دستور
دادم كه تمام
املاك و دارایى
سـلسـله
مـنحوس
پهلوى و تمام
دارایى آن
اشخاص كه
وابسته به او
بودند و این
ملت را چـاپـیـدنـد
مـصـادره
بـشـود. براى
طبقه ضعیف
مسكن ساخته
بشود. سرتاسر
ایران براى
ضـعـفـا
مـسـكن سازیم
، همین دارایى
شاه سابق و
خواهر و
برادرش براى یك
مملكت ، براى
آباد كردن یك
مملكت كافى
است . ما عمل مى
كنیم ، حرف
نمى زنیم .
تمام كمیته
هایى كه در
تـمـام
اطـراف ایـران
هـسـت
مـوظـفـند
كه آنچه به
دست آمد از مخازن
ایران ، هر چه
كه اینها
بـردنـد و
مـخـفى
كردند و
اتباع آنها
بردند و مخفى
كردند، آنها
را كه به دست
آمده است . بـه
بـانـكـى
كـه شـمـاره
اش را بـعـد
تـعـیـیـن
مـى كـنـم
تـحویل
بدهند كه
براى
كارگرها،
براى مستضعفین
، براى بینوایان
، هم خانه
بسازند، هـم
زنـدگـى
آنـها را مرفه
كنند.ماعلاوه
بر اینکه
زندگی مادی
شما را میخواهیم
مرفه بشد،
زندگی معنوی
شما را هم میخواهیم
مرفه باشد.
شما به
معنویات
احتیاج دارید.معنویات
ما را بردند
اینها دلخوش
به این مقدار
نباشید که
فقط مسکن
میسازیم، آب
و برق را
مجانی
میکنیم،
اتوبوس را
مجانی
میکنیم.دلخوش
به این مقدار
نباشید.
معنویات شما
را، روحیات
شما را عظمت
میدیم. شما را
به مقام انسانیت
میرسانیم...ما
هم دنیا را
آباد می کنیم
و هم آخرت را.
یکی از اموری
که باید بشد
همین معناست
که خواهد شد.
این دارایی
ها از غنائم
ملت است و مال
ملت است و
مستضعفین. من
امر کرده ام
که به
مستضعفین
بدهند و
خواهند داد. و
پس از این هم
تغییراتی
دیگر در امور
خواهد حاصل
شد. لکن قدری
باید تحمل
کنید. به این
حرفهای باطل
گوش نکنید.
اینها حرف
میزنند. ما
عمل میکنیم.
اینها شما را
میخواهند
دلسرد کنند
از اسلام.
اسلام
پشتیبان شماست."11/1
-".. در
دادگستری
کاخ درست شده
است.لکن
دادگستری نیست.
دادخواهی
نیست. فقط کاخ
است. بانکها
به تدریج
باید بشد و
ربا به کلی
قطع بشد.من باید
به مصادر
امور بگم که
اخلال کنند....
ما مبارزه با
فساد را با
دایره امربه
معروف و نهی
از منکر که یک
وزارت خانه
مستقل ، بدون
پیوستگی به
دولت .با یک
همچنین
وزارت خانه
ای که تاسیس خواهدشد
ان شاءالله،
مبارزه با فساد
میکنیم.فحشا
را قطع
میکنیم."11/2
ب-نقش
و جایگاه
مردم
درحکومت:
-"هر
فردى از
افراد ملت حق
دارد
مستقیما در
برابر
سایرین،
زمامدار
مسلمین را
استیضاح كند
و او باید
جواب قانع
كننده دهد و
در غیر این
صورت اگر
برخلاف
وظایف
اسلامى خود
عمل كرده
باشد، خود به
خود از مقام
زمامدارى
معزول است." 12
-"حكومت
اسلامی،
حكومت ملى
است... با آراء
ملت مى آید و
ملت او را حفظ
مى كند و هر
روز هم كه
برخلاف آراء
ملت عمل بكند
قهراً ساقط
است."13
-"طرز
حكومت،
حكومت
جمهوری است و
تكیه بر آرای
ملت."14
-"عزل
مقامات
جمهوری
اسلامی به
دست مردم است."
15
-"باید
اختیار دست
مردم باشد، این
یك مسئله عقلی
است. هر عاقلی
این مطلب را
قبول دارد كه
مقدرات هركسی
باید دست
خودش باشد."16
-"باید
اختیارات
دست مردم
باشد.هر آدم
عاقلی این
را قبول دارد
که مقدرات هر
کس باید در
دست خودش
باشد."17
-"در
اولین زمان
ممكن و لازم
برنامههای
خود را اعلام
خواهیم
نمود، ولی این
بدان معنی نیست
كه من زمام
امور كشور را
به دست بگیرم
و هر روز نظیر
دوران دیكتاتوری
شاه، اصلی
بسازم و علیرغم
خواست ملت به
آنها تحمیل
كنم. به عهدة
دولت و نمایندگان
ملت است كه در
این امور تصمیم
بگیرند."18
"قانون
این است. عقل
این است. حقوق
بشر این است
که سرنوشت
هرآدمی باید
به دست خودش
باشد."19/1
-" سرنوشت
هر ملتی به
دست خودش است.
ما در زمان سابق،
فرض
بفرمائید كه
زمان اول
قاجاریه
نبودیم، اگر
فرض كنیم كه
سلطنت
قاجاریه به
واسطه یك
رفراندمی
تحقق پیدا
كرد و همه ملت هم
ما فرض كنیم
كه رای مثبت
دادند، اما
رای مثبت
دادند بر
آقامحمدخان
قجر و آن
سلاطینی كه بعدها
می آیند. در
زمانی كه ما
بودیم و زمان
سلطنت
احمدشاه
بود، هیچ یك
از ما زمان
آقامحمدخان
را ادراك
نكرده، آن
اجداد ما كه
رای دادند برای
سلطنت
قاجاریه، به
چه حقی رای
دادند كه
زمان ما احمد
شاه سلطان
باشد سرنوشت
هر ملت دست
خودش است.... چه
حقی داشتند
ملت در آن زمان،
سرنوشت ما را
در این زمان
معین كنند...چه
حقی آنها
داشتند كه
برای ما
سرنوشت معین
كنند هر كسی
سرنوشتش با
خودش است،
مگر پدرهای
ما ولی ما
هستند؟ مگر
آن اشخاصی كه
درصد سال پیش
از این،
هشتاد سال
پیش از این
بودند، می
توانند
سرنوشت یك
ملتی را كه
بعدها وجود
پیدا كنند،
آنها تعیین
بكنند؟ ...این
ملتی كه سرنوشت
خودش با خودش
باید باشد،
در این زمان
می گوید كه ما
نمی خواهیم
این سلطان را.
وقتی كه اینها
رای دادند به
اینكه ما
سلطنت رضاشاه
را، سلطنت
محمدرضاشاه
را، رژیم
سلطنتی را
نمی خواهیم،
سرنوشت
اینها با
خودشان است.
این هم یك راه
است از برای
اینكه سلطنت
او باطل است. ...
یا یك ملتی كه
فریاد می كند
كه ما این دولت
مان، این شاه
مان، این
مجلس مان
برخلاف قوانین
است و حق شرعی
و حق قانونی و حق
بشری ما این
است كه
سرنوشت مان
دست خودمان باشد،
آیا حق این
ملت این است
كه یك
قبرستان شهید
برای ما درست
بكنند، در
تهران، یك
قبرستان هم
در جاهای
دیگر "19/2
ج-جایگاه
روحانیت و
رهبری:
-"هر
فردى از
افراد ملت حق
دارد
مستقیما در
برابر
سایرین،
زمامدار
مسلمین را استیضاح
كند و او باید
جواب قانع
كننده دهد و در
غیر این صورت
اگر برخلاف
وظایف
اسلامى خود عمل
كرده باشد،
خود به خود از
مقام
زمامدارى معزول
است."19
-"در
حکومت
اسلامی اگر
کسی از شخص
اول مملکت
شکایتی
داشته باشد،
پیش قاضی میرود
و قاضی او را
احضار میکند
و او هم حاضر
می شود."20
-"ما
به خواست خدای
تعالی در اولین
زمان ممكن و
لازم برنامههای
خود را اعلام
خواهیم
نمود، ولی این
بدان معنی نیست
كه من زمام
امور كشور را
به دست بگیرم
و هر روز نظیر
دوران دیكتاتوری
شاه، اصلی
بسازم و علیرغم
خواست ملت به
آنها تحمیل
كنم. به عهدة
دولت و نمایندگان
ملت است كه در
این امور تصمیم
بگیرند، ولی
من همیشه به
وظیفة ارشاد
و هدایتم عمل
میكنم."21
-"من
در آینده [پس
از پیروزی
انقلاب] همین
نقشی که الان
دارم خواهم
داشت. نقش
هدایت و
راهنمایی، و
در صورتی که
مصلحتی در
کار باشد
اعلام می کنم...
لکن من در خود
دولت نقشی
ندارم"22
-"اختیارات
شاه را
نخواهم
داشت."23
-"من
هیچ سمت
دولتی را
نخواهم
پذیرفت."24
-"علما
خود حكومت
نخواهند كرد.
آنان ناظر و
هادی مجریان
امور میباشند.این
حكومت در همهمراتب
خود متكی به
آرای مردم و
تحتِ نظارت و
ارزیابی و
انتقاد
عمومی خواهد
بود." 25
-"من
نمیخواهم ریاست
دولت را
داشته باشم.
طرز حكومت،
حكومت جمهوری
است و تكیه بر
آرای ملت."26
-"مردم
هستند که باید
افراد
کاردان و
قابل اعتماد
خود را
انتخاب کنند
ولیکن من
شخصاً نمیتوانم
در این تشکیلات
مسئولیت
خاصی را بپذیرم
و در عین حال
همیشه در کنار
مردم ناظر بر
اوضاع هستم و
وظیفه
ارشادی خود
را انجام می
دهم."27
-"من
چنین چیزی
نگفتهام كه
روحانیون
متكفل حكومت
خواهند شد.
روحانیون
شغلشان چیز دیگری
است."28
"من
و سایر روحانیون
در حكومت پستی
را اشغال نمیكنیم،
وظیفه روحانیون
ارشاد دولتها
است. من در حكومت
آینده نقش
هدایت را
دارم."29
د-محدود
بودن دوره
مسئولیت ها:
-"عزل
مقامات
جمهوری
اسلامی به
دست مردم است.
برخلاف نظام
سلطنتی
مقامات
مادامالعمر
نیست، طول
مسئولیت هر یك
از مقامات
محدود و موقت
است. یعنی
مقامات
ادواری است،
هر چند سال
عوض میشود.
اگر هم هر مقامی
یكی از شرایطش
را از دست
داد، ساقط میشود."30
ه-جایگاه
آزادی و
دموکراسی:
-"ما
حکومتی را میخواهیم
که برای
اینکه
یکدسته
میگویند مرگ
بر فلان کس،
آنها را
نکشند."31
-"آزادی
را خدای
تبارک و
تعالی به ما
عنایت کرده
است. خداوند
به شما این
عنایت را
فرموده است که
آنهایی که
جلوی آزادی
شما را گرفته
بودند، آنها
را از این
مملکت اخراج
کرد" 32
-"هر
فردى از
افراد ملت حق
دارد
مستقیما در
برابر
سایرین،
زمامدار
مسلمین را
استیضاح كند
و او باید
جواب قانع
كننده دهد و
در غیر این
صورت اگر
برخلاف
وظایف
اسلامى خود
عمل كرده
باشد، خود به
خود از مقام
زمامدارى
معزول است."33
-"ما
یک حاکمی می
خواهیم که
توی مسجد
وقتی آمد نشست
بیایند دورش
بنشینند و با
او صحبت کنند
و اشکالهایشان
را بگویند. نه
اینکه از
سایه او هم
بترسند."34
-"جامعه
آینده ما
جامعه آزادی
خواهد بود.
همه نهادهای
فشار و
اختناق و
همچنین
استثمار از میان
خواهد رفت."35
-"در
حکومت
اسلامی همه
افراد دارای
آزادی در بیان
هرگونه
عقیدهای
هستند."36
-"ما
وقتی از
اسلام صحبت میكنیم
به معنی پشت
كردن به ترقی
و پیشرفت نیست.
ما قبل از هر چیز
فكر میكنیم
كه فشار و
اختناق وسیلهی
پیشرفت نیست."37
-"بشر
در اظهار نظر
خودش آزاد
است".38
-"اولین
چیزی که برای
انسان هست
آزادی بیان
است."39
-"مطبوعات
در نشر همهی
حقایق و
واقعیات
آزادند".40
-"در
جمهوری
اسلامی
کمونیستها
نیز در بیان
عقاید خود
آزادند."41
-"یکی از
بنیانهای
اسلام آزادی
است... بنیاد
دیگر اسلام
اصل استقلال
ملی است."42
-"برنامه
ما تحصیل
استقلال و
آزادی است."43
-"حکومت
اسلامی یک
حکومت مبتنی
بر عدل و
دموکراسی
است"44
-"اسلام
یک دین مترقی
و دموکراسی
به معنای
واقعی است."45
-"نظام
حکومتی
ایران
جمهوری
اسلامی است
که حافظ
استقلال و
دموکراسی
است."46
-"دولت
اسلامی یک
دولت دمکراتیک
به معنای
واقعی است. و
اما من هیچ
فعالیت در
داخل دولت
ندارم و به همین
نحو که الآن
هستم، وقتی
دولت اسلامی
تشکیل شود،
نقش هدایت را
دارم."47
و-نفی
استبداد،
دیکتاتوری و
اختناق:
-"یکی از
انگیزه هایی
که
دیکتاتوری
پیش می آورد این
است که
دیکتاتورها
می بینند ملت
همراهشان
نیست
(نتیجتا") اعمال
دیکتاتوری
می کنند... آن
روزی که شما
احساس کردید
می خواهید
فشار به مردم
بیاورید
بدانید که
دیکتاتور
دارید می
شوید". 48
-"هرگز
اجازه ندهید
كه عدهای
معدود چون
گذشته تلخ
استبداد بر
شما حكومت كنند."
48/1
-"دولت
های
استبدادی را
که وجود
دارند نمی
توان حکومت
اسلامی
خواند ... رژیم
اسلامی با
استبداد جمع نمی
شود".49
-"رژیم
اسلامی با
استبداد جمع
نمیشود. آن
رژیمهای
جمهوری هم كه
استبدادی
هستند در اسم
جمهوری
هستند، در
محتوا سلطنتی
هستند." 49/1
-"ما
یک حاکمی می
خواهیم که توی
مسجد وقتی
آمد نشست
بیایند دورش
بنشینند و با
او صحبت کنند
و اشکالهایشان
را بگویند. نه
اینکه از
سایه او هم
بترسند."50
-"حکومت
اسلامی ما
اساس کار خود
را بر بحث و
مبارزه با هر
نوع سانسور
میگذارد."51
-"دولت
استبدادی را
نمیتوان
حکومت
اسلامی
خواند...رژیم اسلامی
با استبداد
جمع نمیشود."52
-"ما
حکومتی را میخواهیم
که برای
اینکه
یکدسته
میگویند مرگ
بر فلان کس،
آنها را
نکشند."53
-"سیره
حاکمان
اسلامى آن
حکومتى که ما
مى خواهیم
مصداقش یکى
خود پیغمبر
اکرم است که
حاکم بود. ما
بناست که
رؤسا را «در
نظر» بگیریم،
رؤسا را نظر
بکنیم، سیره
رؤسا را نظر
بکنیم، یکى
از آنها هم
حضرت امیر
بود، یکى هم
عمر بود."54
-"جامعه
آینده ما
جامعه آزادی
خواهد بود.
همه نهادهای
فشار و
اختناق و
همچنین
استثمار از میان
خواهد رفت."55
-"خون
های جوان های
ما برای این
جهات ریخته
شده، برای
اینكه آزادی
می خواهیم ما.
ما پنجاه سال
است كه در
اختناق بسر بردیم،
نه مطبوعات
داشتیم، نه
رادیوی صحیح
داشتیم، نه
تلویزیون
صحیح
داشتیم، نه
خطیب توانست
حرف بزند، نه
اهل منبر می
توانستند
حرف بزنند،
نه امام
جماعت می
توانست آزاد
كار خودش را
ادامه بدهد،
نه هیچ یك از
اقشار ملت كارشان
را می
توانستند
ادامه
بدهند."55/1
ز-جایگاه
حقوق بشر:
-"اسلام
همهی حقوق و
امور بشر را
تضمین كرده
است." 56
-"حكومت
اسلامی بر
حقوقِ بشر و
ملاحظهی آن
است. هیچ
سازمانی و
حكومتی بهاندازهی
اسلام
ملاحظهی
حقوق بشر را
نكرده است.
آزادی و
دموكراسی بهتمام
معنا در
حكومت
اسلامی است،
شخص اول
حكومت اسلامی
با آخرین فرد
مساوی است در
امور ."57
-"اسلام،
هم حقوق بشر
را محترم
مىشمارد و
هم عمل
مىكند.حقى
را از هیچ كس
نمىگیرد. حق
آزادى را از هیچ
كس نمىگیرد.اجازه
نمىدهد كه
كسانى بر او
سلطه پیدا
كنند كه حق
آزادى را به
اسم آزادى از
آنها سلب
كند."58
ح-جایگاه
اقلیت ها:
-"تمام
اقلیتهای
مذهبی در
حکومت
اسلامی میتوانند
به کلیه
فرائض مذهبی
خود آزادانه
عمل نمایند و
حکومت
اسلامی موظف
است از حقوق
آنها به
بهترین وجه
دفاع کند."59
-"اقلیتهای
مذهبی به
بهترین وجه
از تمام حقوق
خود برخوردار
خواهند بود."60
-"تمام
اقلیتهای
مذهبی در
ایران برای
اجرای آداب
دینی و اجتماعی
خود آزادند."61
-"از
یهودیانی که
به اسرائیل
رفته اند
دعوت میکنیم
به وطن خود
بازگردند. با
آنها کمال
خوشرفتاری
خواهد شد."62
-"اسلام
جواب همه
عقاید را
بعهده دارد و
دولت اسلامی
تمام منطق ها
را با منطق
جواب خواهد
داد."63
-"در
حکومت
اسلامی همه
افراد دارای
آزادی در بیان
هرگونه
عقیدهای
هستند."64
منابع:
1-مصاحبه
با تلویزیون
ایتالیا،23 دی
57، صحیفه نور،ج2،ص107
2-پاریس
در مصاحبه با
لوموند،22
آبان 57، صحیفه
نور،ج2،ص351
3- پاریس
در مصاحبه با
خبرنگار
تلویزیون
تایمز
انگلیس، 16 آذر
57، صحیفه
نور،ج5،ص132
4- پاریس
در مصاحبه با
مجلهی
اُسترن در 26
دیماه 57؛ صحیفهی
نور، جلد 5، ص 483
5-پاریس
در مصاحبه با
تلویزیون
آلمانی زبان
سوئیس، 14 آبان
1357
6-صحیفه
نور،ج2، ص517
8-مصاحبه
با خبرنگار
رادیو - تلویزیون
اتریش در
نوفل لوشاتو 10
آبان 1357 / 29 ذى
القعده 1398/
صفحه 33-34 تبیان
ج 4 و همچنین
صحیفه نور ج 2،
ص 160.
9-پاریس
در مصاحبه با
خبرنگاران، 19
مهر 57 ، پاریس،
امام و ...،
گردآورندگان
منصور
دوستکام،
هایده
جلالی،
انتشارات
پیام
آزادی،چاپ
سوم، زمستان 58،ص122
10-سخنرانی
8 آبان 1357/ 30اکتبر
1978- کوثر جلد
دوم- صفحه 53/ چاپ
دوم کتاب/ سال
73 از انتشارات
مؤسسه تنظیم
و نشر آثار
امام خمینی و
صفحه 220 جلد 4
صحیفه نور/
تاریخ 8
آبانماه سال 57.
تبیان ج 4 ص 121
11-صحیفه
نور، ج4،ص58
11/1-سخنرانی
10 اسفند 1357 در مدرسه
فیضیه قم:
تبیان صحیفه
امام خمینی
جلد شـشم/صفحه272-273http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=58950&vn=6&gpn=273-و
همچنین
کیهان شنبه
57/12/10،http://i28.tinypic.com/11sm4xi.jpg
11/2-سخنرانی
10 اسفند 1357 در
مدرسه فیضیه
قم -مرکز اسنادانقلاب
اسلامی
12-تبیان
جلد پنجم -
صفحه 409 -
مصاحبه با
روزنامه
"لوتاكونتینوا"
درباره ویژگیهای
حكومت اسلامی،(اینجا)
همچنین
صحیفه نور،
جلد 4، ص 190
13-صحیفه
نور، ج4،ص58
14-پاریس
در مصاحبه با
مجلهی
اُسترن، 26 دی
57، صحیفهی
نور، جلد 5، ص 483
15-صحیفه
نور، ج 2، ص357.
16-سخنرانی
در جمع ایرانیان
مقیم خارج
"معرفی سه
اصل بنیادین
انقلاب " در
تاریخ 22/8/57 -صحیفه
نور، ج 21، ص129 و
صحیفه نور،
ج3،ص 75
همچنین
تبیان جلد
چهارم - صفحه : 494 -
(اینجا)
17- مصاحبه
12 آبانماه 1357،
پاریس
18- سخنرانی
18 دی 57 ،صحیفه
نور جلد 3، ص77
19-صحیفه
نور، جلد 4، ص 190
19/1-سخنرانی
در جمع ایرانیان
مقیم خارج
درباره رمز پیروزی
انقلاب / جلد
پنجم - صفحه 508
(اینجا)
19/2- سخنرانی
بهشت زهرا 12
بهمن 1357-مرکز
اسناد
انقلاب اسلامی
20-"مصاحبه
با
خبرنگاران، 17
آبان 57
،پاریس،
امام و ...،
گردآورندگان
منصور
دوستکام، هایده
جلالی،
انتشارات
پیام
آزادی،چاپ
سوم، زمستان
58، ص123
21-صحیفه
نور جلد 3، ص77.
سخنرانی 18 دی 57
22- صحیفه
نور،جلد 4 ، ص
206
23-پاریس
در گفتگو با
خبرنگاران،24/10/57،
صحیفه نور،ج3،ص115
24-پاریس
در گفتگو با
خبرنگاران، 12
آبان 57
25-پاریس
در مصاحبه با
رویترز، 14
آبان 57، صحیفهی
نور، جلد 4،
صفحهی 160
26-پاریس
در مصاحبه با
مجلهی
اُسترن، 26 دی
57، صحیفهی
نور، جلد 5، ص 483
27-مصاحبه
با لوژورنال
منطقه آلپ
فرانسه، 7 آذر
1357
28-سخنرانی
26 دی 57، صحیفه
نور ، ج3 ،ص140
29-سخنرانی
18 دی 57، صحیفه
نور ، ج3،ص 75
30-صحیفه
نور، ج 2، ص357
31-پاریس
در مصاحبه با
خبرنگاران، ۱۲
آبان ۱۳۵۷
32-صحیفه
نور جلد 7 صفحه
92
33-آیت
الله خمینی،
صحیفه نور،
جلد 4، ص 190
34-مصاحبه
با
خبرنگاران، 1
بهمن 57، پاریس
35-مصاحبه
با اشپیگل، 7
نوامبر 1977
36-پاریس
در مصاحبه با
سازمان عفو
بینالملل، 19
آبان 57
37-پاریس
در مصاحبه با
خبرنگار فیگارو،
22 مهر 57
38-پاریس
در گفتگو با
خبرنگاران،11
آبان 57
39-سخنرانی
5 آبان 57،
پاریس، امام
و ...،
گردآورندگان
منصور
دوستکام،
هایده
جلالی،
انتشارات پیام
آزادی،چاپ
سوم، زمستان
58،ص168
40-پاریس
در مصاحبه با
پائزهسرا
ایتالیایی،11
آبان 57،
تبیان-صحیفه
نور ،ج4ص266 (اینجا)
41-مصاحبه
با روزنامه
هلندی دی
ولکرانت، 7
نوامبر
1978،صحیفه نور،
ج4ص 364 و همچنین
صحیفه نور, ج3,
ص48.
42-پاریس
در مصاحبه با
خبرنگار
روزنامه
لاکروا، 10
آبان 57، صحیفه
نور،ج4،ص242
43-پاریس
در مصاحبه با
خبرنگار
رادیو و
تلویزیون
لوکزامبورگ،
11 آبان 57،
صحیفه
نور،ج4،ص263
44-مصاحبه
با خبرنگار
تلویزیون
تایمز
انگلیس، 16 آذر
57، صحیفه
نور،ج5،ص132
45-مصاحبه
با خبرنگار
تلویزیون
آلمان،16 دی 57،
صحیفه نور،
ج5،ص 353
46-صحیفه
نور،ج3،ص16
47-مصاحبه
با رادیو و
تلویزیون
اطریش، 10 آبان
1357، "امام و ..."،
گردآورندگان
منصور دوستکام،
هایده
جلالی،
انتشارات
پیام
آزادی،چاپ
سوم، زمستان
58،ص120
48-صحیفه
نور جلد 18 ص 83
48/1-صحیفه
نور، جلد 1،ص 592.
49-صحیفه
نور جلد 4 ص 145
49/1-صحیفه
نور ج 2، ص103.
50-پاریس
در مصاحبه با
خبرنگاران، 1
بهمن 57
51- پاریس
در مصاحبه با
رویترز، ۴ آبان ۱۳۵۷
52- پاریس
درمصاحبه با
خبرنگار
خبرگزاری
فرانسه،13
آبان 57، صحیفه
نور،ج4،ص147
53-پاریس
درمصاحبه با
خبرنگاران، ۱۲
آبان ۱۳۵۷
54-سخنرانی
8 آبان 1357
ه.ش/30اکتبر 1978/
کوثر جلد دوم-
صفحه 53/ چاپ
دوم کتاب/ سال
73 از انتشارات
مؤسسه تنظیم
و نشر آثار
امام خمینی و
صفحه 220 جلد 4
صحیفه نور/
تاریخ 8
آبانماه سال 57.
تبیان ج 4 ص 121
55-مصاحبه
با اشپیگل، 7
نوامبر 1977
55/1- سخنرانی
بهشت زهرا 12
بهمن 1357-مرکز
اسناد
انقلاب اسلامی
56-پاریس
، نوفل
لوشاتو/ جلد
پنجم - صفحه 69 - در
گفتگو با
راسل كر
درباره
اوضاع ایران
، رابطه با
انگلیس و
مفهوم آزادی/
آبان 1357 / ذی
الحجه 1398
(اینجا)
57-پاریس
، نوفل
لوشاتو، در
گفتگو با
راسل كر
درباره اوضاع
ایران ،
رابطه با
انگلیس و
مفهوم آزادی/
جلد پنجم -
صفحه 69/ آبان 1357 /
ذی الحجه 1398(اینجا)
58-مصاحبه
با مجله
اكسپرس،20/10/ 57؛
صحیفه نور، ج
4، ص 199
59-مصاحبه
با
خبرنگاران، 17
آبان 57، پاریس
60-پاریس
در مصاحبه با
اشپیگل،16
آبان 57، صحیفه
نور،ج4،ص359
61-مصاحبه
با القومی
العربی،20
آبان 57،11
نوامبر 78، امام
و ...،
گردآورندگان
منصور
دوستکام،
هایده
جلالی،
انتشارات
پیام
آزادی،چاپ
سوم، زمستان
58،ص214
62-پاریس،
سخنرانی 1 دی 57
63-مصاحبه
با روزنامه
آلمانی دنیای
سوم، 15 نوامبر
78
64-پاریس
در مصاحبه با
سازمان عفو
بینالملل، 19
آبان 57
منبع:
وب سایت اکبر
اعلمی
(نماینده
سابق مجلس شورای
اسلامی)
_______________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بیانگر سیاست
و اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نمیباشند. حق ویرایش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|