آیا
با خمینی
ستائی می
توان به
دمکراسی دست
یافت؟
چه
بخواهیم و
نخواهیم، خمینی
به بخشی از
تاریخ تاریک
و روشن مردم
ایران
پیوسته است!
به
خرد جمعی
مردم می توان
باور داشت
اما به همان
اندازه ـ
اکثریت مردم
نیز گاهی
اوقات اشتباه
می کنند و
دلیل تاریخی
و روشن آن
انقلاب ۵۷ در زیر
پرچم "امام
خمینی" بود.
اصلاح
طلبان تا به
امروز خود را
مرید خمینی
می دانند و
دوران حکومت
اورا طلائی و
بدون
هر خطائی
تفسیر کرده و
برگشت به عصر
خمینی را
سرلوحه
برنامه های
انتخاباتی
خود نموده اند.
آیا
واقعا دوران
خمینی طلائی
بود؟
همان
مردمی که
برای خاکسپاری
خمینی دست
وپا می
شکستند اما
این روزها در
سالروز مرگ
او به تفریح و
رقص و
پایکوبی پرداختند!
این
واقعیت
تاریخی را
نیز باید
بیان داشت که
اگر در ابتدا
اکثریت
نیروهای
سیاسی و
شخصیت های
شناخته شده
به خمینی
باور نمی
آوردند،
مردم نیز به
دنباله روی
از خمینی نمی
پرداختند!
دکتر
سنجابی :محتوای
جمهوری
اسلامی
دموکراتیک
است.
آیت
الله دکتر
بهشتی: اسلام
دین آزادی
است، آزادی
کسی را سلب
نمی کند.
امام
خمینی:
هیچ
رژیمی
عادلانه تر
از اسلام
نیست.
برای
همه محرومان
خانه بسازید.
خانه
نخرید همه را
صاحب خانه می
کنیم.
روحانیون
نباید رییس
جمهور بشوند.
دکتر
محمد مکری:
جمهوری
اسلامی با
حکومت مذهبی
تفاوت دارد.
دکتر
یزدی:
می
خواهیم
اثرات ۲۵۰۰ ساله
فرهنگ
استبدادی را
بزداییم.
شک
ندارم که شاه
اعدام می شود.
رهبر
حزب توده:
دکتر
کیانوری از
آیت الله
العظمی
خمینی ستایش
کرد.
حزب
توده به
جمهوری
اسلامی رای
مثبت می دهد.
ما
کمونیستها
مردمانی از
سرشت ویژه
هستیم - ما از
مصالح خاصی
برش یافتهایم.
سخنرانی
ژوزف
استالین در
جلسه دوم
کنگره شوراهای
اتحاد شوروی/ ۲۱ ژانویه ۱۹۲۴
کمونیستها
همواره بر
حقانیت
نظریات
گذشته، حال و
آینده خود
پای می
فشارند و
هیچگاه هیچ
انتقادی را
به خود از
جانب دیگران
نمی پذیرند و
همه منتقدین
را به
نیروهای
امپریالیستی
و صهونیستی
نسبت می دهند!
نمی
توان گفت
فتوای قتل
عام سیاسی
سال ۱۳۶۷ و یا
دستور یورش
به حزب توده
ایران و
تصمیمات دیگری
که در دو سال
پایان عمر
آقای خمینی
گرفته شد و یا
بنام او
اعلام شد،
تصمیمات
آقای خمینی
بود و یا مافیائی
که به احمد
خمینی وعده
جانشینی را
داده و او را
به دام کشیده
بود، در این
ماجراها نقش
اصلی را داشت.
.http://www.pyknet.net/1390/02bahman/18/page/34M.Tabrizi.php
در
نامه معروف
اعتراض آيات
عظام و علما
نسبت به
تبعيد امام
خميني، در ضمن
اسامی آیت
الله خزعلی و
محمد تقی
مصباح نیز
دیده می شوند
اما جریانات
کمونیستی
مانند راه
توده تاکنون
همواره تلاش
نموده اند تا
خزعلی و
مصباح را از
سازمان
حجتیه جلوه
دهند تا همه
بدبختی ها و
جنایات
خمینی را فقط
به گردن آنها
بی افکنند و
از این راه
آنها را علیه
خمینی معرفی
می نمایند تا
تئوری های خود
را پس از ۳۳ سال که
همه حقایق در
مورد جنایات
حکومت اسلامی
آشکارا شده
است را به
فراموشی
بسپارند ویا
آدرس عوضی به
مردم بدهند
روزنامه
کیهان در سال ۱۳۵۷ نوشت: به
امید روزی که
روز زن، حقوق
زن و مساله زن
نباشد.
روز
زن را چه کسی
انتخاب کرده
است ؟
در
سال مرگ
خمینی که از
جانب حکومت
اسلامی، مراسم
های گوناگون
برگزارگردید
در ضمن
تعطیلات سه
روزه ای
اعلام شد که
به موقعیتی
برای مسافرت
مردم تبدیل
گردید. قاطبه
اصلی مردم
ایران اصلا به
سال مرگ
خمینی وقعی
نگذاشت و
بیشتر به سفر
و رقص و
پایکوبی
پرداختند!
انتقاد
روزنامه
جمهوری
اسلامی از
"صحنههای
زشت" در
تعطيلاتی که
به مناسبت
ارتحال خمینی
در چند روز
اخير روی داد
خود مزید
برعلت بی
اعتنائی
مردم به سال
مرگ رهبر
انقلاب
اسلامی می
باشد
در
کنار بی
اعتنائی
مردم به روز
مرگ خمینی ـ اما
نیروهای
سیاسی مختلف
چه اصلاح طلب
و حکومتی در
داخل و خارج
کشور به
منبرها
رفتند و از شخصیت
خمینی تجلیل
نمودند!
همانگونه
که با
استالینیست
ها نمی توان
به دمکراسی
رسید به همان
اندازه با
پیروان
خمینی نمی
توان به
جامعه دمکراتیک
دست یافت!
آنهائی
که این روزها
فریاد می
زنند که
حکومت بسوی
استبداد قدم
بر می دارد،
لطفا به مردم
ایران
بگویند که
حکومت
اسلامی در ۳۳ ساله
گذشته چه
زمانی
توتالیتر
نبوده است؟
آیا
وقتی آزادی
سیاسی فقط
برای اصلاح
طلبان وجود
داشته باشد،
انگاه معیار
دمکراسی در
کشور سنجش می
شود؟
برای
مثال محمد
خاتمی از
خمینی
بعنوان یک
شخصیت
"صادق" یاد
کرد! این در
حالیست که
اگر خمینی واقعا
یک رهبر"
صادق" می
بود، می
بایستی به
همه وعده های
خود که در
پاریس داده
بود ـ استوار
می ماند و در
اجرای همه
قول های خود
پای می فشرد!
خمینی
لااقل آنقدر
شهامت داشت
که بعدها
حقیقت را گفت: «ما خدعه
کردیم»!
اما
اصلاح طلبان
همان شهامت
را نیز
ندارند تا به
مردم همه
حقیقت و
واقعیت را
بگویند و دائما در
در هر دوره
تازه ای برای
کسب آرای
مردم به فریب
مردم می
پردازند و بر
طبل شعار های
تبلیغاتی
خود می کوبند
و مردم را
بدنبال
خمینی "خدعه
گر" می
کشانند! پس در
همین جا باید
گفت که اصلاح
طلبان نیز خدعه
گرند!
کسب
آرای مردم در
نزد حاکمان
اسلامی چه
اصلاح طلب و
غیره کاملا
تزئینی هست
تا به
جهانیان دمکراسی
قلابی خود را
نشان دهند!
خمینی
که میگفت
میزان رای
ملت است در
مقابل در خواست
قانونی
رفراندوم از
طرف نیروهای
سیاسی دمکرات
و آزادیخواه
ـ گفت: اگر همه
بگویند آری
من میگویم نه
و چهره
فرعونی او
برای مردم
آشکار شد و
یکبار هم
گفته بود که
اگر ۳۵ میلیون
بگویند بله
من میگویم نه!
---
خمینی
که در
وصیتنامه
خود تأکید
کرده: «ما قلم
های مسموم وآنهایی
را که صحبت
ملی و
دمکراتیک و
اینها را میکنند
میشکنیم»،
خمینی
در واکنش به
اعتراض آقای
منتظری راجع
به اعدام های
دهه شصت گفته
است: «یکی از
اینها آمده
بود گریه میکرد
که چرا بعضی
از اینها را
میکشند! اینها
باز توجه
ندارند که
اسلام در عین
حال که تربیت
است، یک مکتب
تربیت است...
اگر ما
بخواهیم مسامحه
کنیم در
قضاوت، تا
آخر گرفتار
هستیم. ما با
هیچکس قوم و
خویشی
نداریم. ما
مطیع اسلام
هستیم و احکام
اسلام را میخواهیم
جاری کنیم.»!
این
همان خمینی
است که در
سخنرانی
برای گروهی
از
دانشجويان
ايرانی در
نوفل لوشاتو
در ۸
آبان ۱۳۵۷ راجع به
حکومت پهلوی
گفته بود: «در
منطق اينها [شاه
و دربار]
آزادی يعنی
به زندان
کشيدن مخالفان،
سانسور
مطبوعات و
اداره
دستگاههای
تبليغاتی» !خمینی
حتی در
وصیتنامه
خود به حزب
اللهی ها اختیار
تام داده که
اگر به آنچه
از نظر شرع
حرام است در
جامعه
برخورد
کردند «به
دستگاههاى
مربوطه رجوع
کنند و اگر
آنان کوتاهى
نمودند،
خودشان مکلف
به جلوگیرى
هستند»!
بنابراین
اگر خامنه ای
بسیجیان را
بر علیه مردم
ترویج و
تحریک می
کند، دقیقا
در خط امام
گام بر می
دارد!
حال
برای رسیدن
به دمکراسی،
اصلاح طلبان
همچنان بدنبال
"راه امام"
هستند؟
خمینی
از آزادی
هایی که مردم
پس از انقلاب ۵۷ بدست
آوردند
کاملا
عصبانی بود!
او در این ارتباط
گفته است: «ما
دیگر نمیتوانیم
آن آزادی را
که قبلاٌ
دادیم بدهیم
و نمیتوانیم
بگذاریم این
احزاب کار
خودشان را
ادامه بدهند.
ما شرعاَ نمیتوانیم
مهلت بدهیم.
شرعاَ جایز
نیست که مهلت
بدهیم. ما
آزادی دادیم
و خطا کردیم» ! خمینی
آزادیخواهان
را "حیوانات
درنده" می نامد
و در مورد
آنها می گوید:
«دیگر
نمیگذاریم
هیچ نوشتهای
از اینها در
هیچ جای
مملکت پخش
شود. تمام
نوشتههایشان
را از بین میبریم.
با اینها
باید با شدت
رفتار کرد و
با شدت رفتار
خواهیم کرد»!
خمینی
برای
زندانیان
خود حق داشتن
دادگاه هم قائل
نبود و باور
داشت که «این
جنایتکارها
که در بازداشت
هستند متهم
نیستند،
بلکه جرمشان
محرز است»! او
برای کشتن
آنها منتظر
محاکمه نیز
نمی شد «باید
فقط هویت
آنها را ثابت
کرد و بعد
آنها را کشت.
اصلاً
احتیاج به
محاکمه آنها
نیست»!
در
حالی که مردم
ایران، ایدولوژی
خمینیسم را
از خود زدوه
اند اما نیروهای
سیاسی مختلف
مانند اصلاح
طلبان و
نیروهای
طرفدار آنها
که بیشتر در
خارج کشور
زندگی می
کنند و مثلا
سکولار و
لائیک نیز
هستند اما
همچنان از
راه و روش
خمینی که
آموزگار
اصلاح طلبان
هست تبعیت می
کنند!
مروری
کوتاه بر
تاکتیک های
خمینی در به
ثمر رساندن
انقلاب
اسلامی!
چگونه
امام خمینی
با انتخاب
مهندس
بازرگان غرب
را فریب داد!
درسال ۱۳۵۷ خورشیدی،
خمینی در
رهبری یک
انقلاب
قهقرائی و
اسلامی فقط
نظام
شاهنشاهی را
سرنگون نکرد
بلکه او پس از
استیلای
جبارانه بر
ایران همه
جامعه
روشنفکری و
سیاسی و
سازمانها و
احزابی را که
در نزد خویش
می پنداشتند
که نیروی
اصلی انقلاب
هستند را نیز
به شکست و آوارگی و
زندان و
اعدام رساند. همه این
جریانات
سیاسی از
آنجائیکه
توسط خمینی
بر سرشان
کلاه گشادی
رفته بود
شروع کردند
به بهانه در
آوردند که
برای مثال
انقلاب آنها
توسط خمینی
دزیده شد.
بعدها
همین
نیروهای
سیاسی که توانائی
مقابله با خمینی را
از دست
دادند، به
انتظار
نشستند تا
خمینی و
حواریونش به
عقلانیت
برسند که این
پروسه
همچنان از
جانب بعضی از
گروههای
سیاسی ادامه
دارد! این در
حالیست که
صاحب اصلی
انقلاب
اسلامی خود
خمینی بود و
نیازی برای
دزدیدن آن
وجود نداشت. مهر
انقلاب
اسلامی بنام
خمینی ثبت
شده است. اما از
آنجائیکه
خمینی به
شیوه ائی
فریبکارانه
ازهمه
نیروها و
جریانات
سیاسی
استفاده برده
بود تا خود را
به قدرت
برساند، جای
نارضایتی
برای حامیان
خود باقی
گذاشت.خمینی
از همان آغاز
انقلاب
اسلامی با
اعلام شعار"نه
شرقی و نه غربی"
خواست به همه
گروههای
سیاسی
بفهماند که
او تنها تابع
موازین
اسلامی است و
با فرهنگ
کمونیست شرقی
و لیبرالیسم
غربی بیگانه
است .
بعدها
خمینی پس از
به قدرت
رسیدن به
حکومت اسلامی
با صدور
فتواهائی
خرید سلاح از
کفار شرقی و
غربی برای
مقابله با
صدام بعثی را
مباح اعلام کرد. خمینی که
با استفاده
از احساسات
کور مذهبی
مردم به قدرت
رسیده بود، خود
را همانند
فراعنه مصر تلقی می
کرد و حتی به
خود اجازه می
داد تا اصل بنیادی
توحید را به
بخاطر حفظ
نظام تعطیل
نماید. بعداز
آن شعار"نه
شرقی ونه
غربی" به "هم
شرقی هم غربی
تبدیل گردید
وتا امروز
نیز ادامه
دارد.
پیام
جالب رئیس کل
ساواک ایران
به امام
خمینی
"دوم
اینکه ما در
این مدت
تجربه خیلی
داشته ایم،
مواظب باشید
کمونیستها
در کار شما
رخنه نکنند،
شما به خاطر
دین و مذهب
دارید
فعالیت می کنید
و... ولی این
کمونیست ها
از پشت خنجر
می زنند،
مواظب آنها
باشید."
خمینی
نیز همان
پیام رئیس کل
ساواک را در
اعلامیه
معروف خویش
پس از
تظاهرات
میلیونی
مردم در
تاسوعا و
عاشورا بکار
گرفت و
کمونیست ها
را از ائتلاف
با خویش
مایوس نمود
اما
کمونیستها دائما
بدنبال
خمینی
دویدند!
تاکتیک
های خمینی در
سال۵۷ در قبل
وبعداز
تظاهرات تا
سوعا و عا
شورا برای
رسیدن به
اهدافش کاملا
با یک دیگر
فرق می
کند.خمینی
قبل از
تظاهرات
گسترده تا
سوعا و عا
شورا که به
ابتکار و وساطت
آیت الله
شریعتمداری
و طالقانی در
دوران حکومت
نظامی
برگزار
گردید تنها
بر اصل وحدت
کلمه استوار
بود اما
بعداز آنکه
خمینی شاهد
تظاهرات
میلیونی
تاسوعا
وعاشورا در
حمایت از خود
گردید
بلافاصله
اعلام نمود
که او هرگز با
کمونیستها
ائتلاف
نخواهد کرد
چراکه کمونیستها
از پشت خنجر
می زنند.
خمینی موقعی
به پیمان
شکنی با
کمونیستها
دست زد که
کمونیست ها بیشتر
راه را در به
ثمر رساندن
انقلاب اسلامی
همراهی کرده
بودند وراهی
برای برگشت
نداشتند به
جزء آنکه به
اخطارهای
شادروان
شاپور بختیار
پاسخ مثبت می
دادند.
خمینی
چنان به قدرت
خود مغرور
شده بود که
حتی در سوم
اسفند ۵۷ به
تظاهرات
مسالمت آمیز
سازمان
چریکها جهت عرض
تبریک بابت
پیروزی
انقلاب ضد
سلطنتی و آمدن
به حضورش را
جواب رد داد و
به مردم نیز
هشدار داد که
از شرکت در
تظاهرات
چریکها
خودداری نمایند
و به آنها به
مثابه
نیروهای
بیگانه با انقلاب
برخورد نمود
و انگار نه
اینکه همین
خمینی در
چهارچوب
شعار وحدت
کلمه در
برابر شاه
همه را بخوبی
خام ومطیع
خود کرده بود
تا از جانب
نیروهای
سیاسی که از
نفرت به شاه، چشم
و هوش از دست
داده بود به
اهداف
ارتجاعی خمینی
انتقادی
بعمل
نیاورند.
روحانیت
با مبارزه ضد
امپریالیستی
کمونیست ها
را فریب داد.
خمینی
بلافاصله
دست بکار شد و
ابتدا
نیروهای ملی
و نهضت آزادی
را پس از چند
ماه بعلت ناتوانی
در اداره
کشور و
مماشات با
امریکا از
قدرت موقت و
بی پشتوانه
ائی که به
آنها داده
خلع نمود.آیت
الله
شریعتمداری
و طالقانی که
در به ثمر
رساند
انقلاب
مانند جاده
صاف کن عمل
کرده بودند
همچنان از خط
مستقل خود
تبعیت می
کردند و به یک
مانع بزرگ در
برابر خمینی
تبدیل شده
بودند که
خمینی یکی پس
از دیگری
آنها را از
میان برد و
حتی اجازه
نداد
برجنازه آیت
الله
شریعتمداری
نماز میت
خوانده شود و
از جانب دیگر
اجازه کالبد
شکافی جهت
یافتن علت
مرگ به پیکر
طالقانی
نداد .این در
حالیست که
اجازه کالبد
شکافی را
معمولا
بازماندگان
متوفی می
دهند نه
رهبران
سیاسی؟
دیگر
نیروها و شخصیت
های سیاسی و کلیدی که
به خمینی
یاری رسانده
بودند تا
انقلاب
اسلامی به
ثمر برسد و
خمینی از
آنها بنام فرزندان
خود و یاران
امام زمان
یاد کرده بود
یا اعدام
شدند و یا به
زندان روانه
شدند و آنهائی
که بخت با
آنها یار بود
توانستند از
کشور بطور
مخفیانه
بگریزند. اما هنوز
کسانی مانند
ابوالحسن
بنی صدریکی از
قربانیانی
که با یاری
هائی که به
خمینی رساند
تا انقلاب
اسلامی به
ثمر بنشیند،
هنوز بعد از
اینهمه
فاجعه که در
سایه انقلاب
ارتجاعی و اسلامی
بر کشور حاکم
شده است
اینگونه می
نویسد: پیام
آقای
ابوالحسن
بنی صدر
بمناسبت سی مین
سالروز
انقلاب
ایران، آیا
در پی تحقق
هدفهای
انقلاب
هستیم؟
آقای
بنی صدر که
همچنان به
وقوع فاجعه
بار انقلاب
اسلامی
وفادار
مانده است و
همچنان آرزو
می نماید تا
مردم و بخشی
از نیروهای
خارج حاکمیت
اسلامی او را
که همچنان
اسلامی می
اندیشد،
برای سر و
سامان دادن وضعیت
ناهنجار
کشور، فرابخوانند. بنی صدر
در موارد
بسیار می
خواهد مانند
گذشته بطور
لجوجانه به
اثبات
برساند که
هنوز انقلاب
نمرده است و
زنده است و
تنها وجود او
هنوز بعنوان
نابغه تاریخ
می تواند
عامل نجات
انقلاب و
کشور بشود و
بدینگونه
سئوالی را
مطرح می سازد:
اینک از خود
بپرسیم در
درون و بیرون
مرزها از
تحقق هدفهای
انقلاب، چه
کسانی زیان
می دیدند و می
بینند؟
باید
ازایشان
پرسید آیا به
جز مردم و
کشور ایران،
کسانی دیگر
از انقلاب
اسلامی زیان
دیدند و می
بینند؟ آیا
به غیر از
کشورهای
امپریالیستی
کسانی دیگر
از
فاجعه
تاریخی سال ۵۷ سود برده
و می برند؟
ناصر
مستشار/
گویا
_________________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|