نامه
سروش به
خامنهای:
زندانیان
استبداد را
آزاد و
استبداد را
زندانی کنید
عبدالکریم
سروش اسلامشناس
منتقد
حاکمیت
جمهوری
اسلامی در
نامهای به
آیتالله
خامنهای به
او توصیه
کرده که چون
پایان عمر
دولتش نزدیک
است، راه
نکونامی و
نیک
سرانجامی در
پیش بگیرد و بند
از پای عدالت
و آزادی
بردارد.
نامهی
آقای سروش به
آیتالله
خامنهای
پاسخ او به
دعوت محمد
نوریزاد
است که «از
اصحاب قلم و
اجتهاد
خواسته است تا
دعوت او را
لبیک گویند و
به نوبه خود
ادای تکلیف و
امر به معروف
کنند و دفتر
انتقاد را
کلانتر
سازند».
سروش در آغاز
نامهاش به
آقای خامنهای
نوشته است:
«صاحب این قلم
چند بار با
شما با عتاب و
درشتی سخن
گفته و مذمّتها
و ملامتها
بر شما
باریده و قلم
را بر سیاهیها
و تباهیها
گریانده است
اما اینک بر
آن است تا خشم
خود را فرو
خورد و قلم را
به جانب دیگر
بگرداند و از
در ارشاد و
نصیحت و
انذار و
موعظت در آید.»
آقای سروش
پایان "دولت
سحرمدت" آیتالله
خامنهای را
نزدیک میبیند
و گفته که با
این نامهاش
میخواهد،
راه نکونامی
و نیک سر
انجامی را به
آقای خامنهای
نشان دهد تا
او از خدا و
خلق آمرزش و
پوزش بطلبد و
بند از پای
عدالت و آزادی
بردارد و
زندانیان
استبداد را
آزاد و
استبداد را
زندانی کند.
دولتی که
باکی از
ویرانی خاک
ایران ندارد
نویسنده
نامه در
توصیف دولت
محمود احمدینژاد
که از حمایت
بیدریغ آیتالله
خامنهای
برخوردار
بود نوشته
است:
«دولتمردی بیتدبیر
و دولتی
خرافهگستر
و سفاهتپرور
که از چاههای
نفت بر میدارد
و در چاههای
جمکران میریزد
و قایق خرد
خیالات خام
خود را با
پاروی تائیدات
رهبری در
دریای
مخاطرات بینالمللی
به یمین و
یسار میراند
و به توهم
"ظهوری" و
فتحالفتوحی
قریبالوقوع،
انگشت تحریک
در چشم
خونریز جهانخواران
جنگطلب میکند
و باکی از
ویرانی خاک
ایران ندارد.»
سروش سپس از
رهبر جمهوری
اسلامی
پرسیده است: «آیا
از ضعف بصیرت
و سوء سیاست
نبود که با
دروغزنی کمخرد
و فریبکار
چون محمود
احمدینژاد
ابتدا به
مغازله
پرداختید و
دولت او را فخر
امت و شرف
سیاست
وانمودید و
حاشیهنشینان
درگاه رهبری
هم امام زمان
را دعا خوان و پشتیبان
او دانستند،
لکن همینکه
رفتار او را حمل
به نافرمانی
کردید فرمان
حمله به او را
صادر کردید؟»
سروش نوشته
است، جمعی از
بهترین
فرزندان این آب
و خاک اکنون
در سیاه چال و
زنداناند و
رنجه و شکنجه
میشوند و
تاوان نیکخواهیها
و حقطلبیهای
خود را میدهند
و نجاست و
خباثت
سفلگان و
سفاکان را به
جان میکشند
تا ردای ریاست
و هاله قداست
شما آسیب
نبیند.
مثلث زر و
زور و تزویر
بردارید
Bildunterschrift: Großansicht des
Bildes mit der Bildunterschrift: دکتر
عبدالکریم
سروش، اسلامشناس
منتقد حکومت
ایران
نویسنده
نامه در
ادامه به
جنبههایی
از عملکرد
آیتالله
خامنهای در
مقام رهبر
جمهوری
اسلامی
اشاره کرده و
نوشته است: «در
انتخابات
دخالت و تقلب
میکنید،
مجلس را در
رایزنیهای
مهم سر جای
خود مینشانید،
اجازۀ
تظاهرات
آزاد به هیچ
گروهی و حزبی
نمیدهید،
بنام دفع تهاجم
فرهنگی بهروزنامهها
تهاجم میکنید،
قوّۀ قضائیه
را معلّق میگذارید
و بیالتفات
به آن،
مخالفان را
مجازات و در
حصروحبس میکنید.
سپاهیان را
به عرصه
سیاست و
اقتصاد میکشید،
صدا و سیما را
مهار میزنید،
فرهنگ و
دانشگاه را
امنیتی
نظامی میکنید،
حوزههای
علمیه دینی و
مساجد و
منابر را
حکومتی میکنید،
ناقدان را
حتی اگر از
مراجع باشند
فرو میکوبید،
زور عریان را
به خانهها و
خیابانها میبرید
و انصار حزب
اله را برتر
از قانون مینشانید
و مصونیت
قضائی میبخشید
و...»
آقای سروش
سپس به فقدان
اختیار و
استقلال نهادهایی
چون مجلس و
قوه قضاییه
اشاره کرده و
به آقای خامنهای
توصیه کرده:
«مجلس و
دستگاه قضا
را به خدمت نگیرید
و از آنها رأی
و حکم بر وفق
مزاج خود طلب نکنید.
دستگاه قضا
باید پنجه در
پنجه رهبری
بیفکند و او
را در سوء
معاملاتش
مؤاخذه کند.
با این مجلس
ذلیل و قضای
زبون کدام
دادگری و
کدام مردمسالاری
ممکن است؟ و
انتخابات چه
گرهی از کار ملت
خواهد گشود؟»
دکتر سروش
همچنین به
انتصاب
برادران
لاریجایی را
در راس مجلس و
قوه قضایه
اشاره کرده و
نوشته است:
«مثلث زر و زور
و تزویر یعنی
سه برادران
لاریجانی را
گماشتهاید
تا شما را از
شر قضا و
قانون و حقوق
بشر
برهانند؟
خلایق را از نحوست
این تثلیث
برهانید و بیخطر
بر خط راست
برانید. چهره
قضا و قانون
را به آب عزت
از غبار ذلت
بشویید و از
اسب
انتخابات فرود
آیید و زماماش
را بدست مردم
بسپارید.»
استبداد را
بکشید و خلقی
را زنده کنید
آقای سروش در
ادامهی
نامهاش
خطرات تحقیر
احزاب و
اشخاص و
نهادها را
یادآوری
کرده و نوشته
است: «آخر اگر
روزی این آب و
خاک به مخمصهای
و مهلکهای
بیفتد و
بیگانگان
دست طمع درآن
دراز کنند از
مجلسیان
ذلیل، از
دانشگاهیان
مظلوم، از نویسندگان
شکستهدل و
شکستهقلم،
از عالمان
بستهدهان،
از احزاب
اخته و
مرعوب، از
سیاست پیشگان
بلهقربانگو،
از مدیران
ناکارآمد،
از
صداوسیمای
دروغگو، از
روحانیان
خونین دل، از
کارگران
فقیر، از
نوکیسهگان
فاسد انتظار
چه معجزهای
میتوان
داشت؟»
سروش به آقای
خامنهای
توصیه میکند:
به نقد تن
دهید. استبداد
را بکشید و
خلقی را زنده
کنید. نقد
رهبری مقدمه
آشتی ملی و
نشانه
نیرومندی و
فروتنی است. آغاز
ورود به عرصه
مدنیّت و
مدرنیّت، و
تمرین دلیری
و حریّت و نفی
غلام پروری و
عبودیّت است.
چیزی را که
چندین برکت
در آن است چرا
از رعیّت
دریغ میدارید؟
سروش در
پایان نامهاش
خطاب به آیتالله
خامنهای
آورده است:
«مورٌخان
آوردهاند
که آغا
محمدخان
قاجار هم
موسیقی مینواخت
هم زیارت
عاشورایش
ترک نمیشد
هم به دستان
نامبارک خود
سر میبرید و
چشم درمیآورد.
چرا رفتار و
کردار شما
باید یاد آور
احوال وی
باشد؟»
_________________________________________________________________
مقالات
منتشر شده الزاما نقطه نظر، بيانگر
سياست و
اهداف نشریۀ اینترنتی
نهضت مقاومت
ملی ایران نميباشند. حق ويرايش
اخبار و مقالات
ارسالی برای
هیئت تحریریۀ نشریه محفوظ است.
|