هیلا
صدیقی شاعر
جوان ایرانی
به 4 ماه حبس
تعزیری
تبدیل به 5 سال
تعلیق محکوم
شد
ازجهان
زن:
بالاخره
سازمان
اطلاعات
سپاه که تحمل
شعرهای زیبا
و ضد استبدادی
هیلا صدیقی
را هم تاب
نیاورد و با
احضار او و
تفتیش خانه
اش برای او
پرونده ای
تشکیل داده و
این پرونده
را به دادگاه
فرستادند تا
زبان او را
نیز قطع کنند. آن
ها با تلاش
برای پرونده
سازی برای او
و اخراج از
محیط کارش،
قصد دارند تا
مردم را از
شعرهای با
مضمون و
آتشینش محروم
سازند. اما او
همچنان
محبوب قلوب
است.
هوا...
بارانی است و
فصل وپاییز
گلوی اسمان
از بغض لبریز
به سجده امده
ابری که
انگار شده از
داغ تابستانه
لبریز
هوای مدرسه
بوی الفبا
صدای زنگ اول
محکم و تیز
جزای خندهای
بی مجوز
وشادیها
وتفریحات
ناچیز
برای نو
جوانی های ما
بود فرود خشم
وتهمت های یکریز
رسیده اول
مهر و درونم
پر است از
لحظه های خاطر
انگیز
کلاس درس
خالی مانده
از تو من و
گلهای
پژمرده سر
میز
هوا بارانی و
پاییزیم من
درون خشم خود
زندانیم من
.چه فردای
خوشی را خواب
دیدیم
تمام نقشه ها
بر اب دیدیم
چه دورانی چه
رویای عبوری
چه جستن ها به
دنبال ظهوری
من و تو نسل بی
پرواز بودیم
اسیر پنجه
های باز بودیم
همون بازی که
با تیغ سر
انگشت
زپیش چشمهای
من تو را کشت
تمام ارزو ها
را فنا کرد .دو
دست
دوستیمان را
جدا کرد
تو جام
شوکران را سر
کشیدیبه
ناگه از
کنارم پر
کشیدی
به دانه دانه
اشک مادرانه
به ان اندیشه
های جاودانه
به قطره قطره
خون عشق
سوگند
به دور سینه
های مانده در
بند
دلم صد پاره
شد بر خاک
افتاد.
به قلبم از
غمت صد چاک
افتاد
بگو انجا که
رفتی شاد
هستی .در ان
سوی حیاط ازاد
هستی
هوای
نوجوانی
خاطرت هست
.هنوزم عشق
میهن در سرت
هست
بگو انجا که
رفتی هرزه ای
نیست. تبر
تقدیر سرو و
سبزه ای نیست
کسی دزد
شعورت نیست
انجا .تجاوز
به غرورت
نیست انجا
بخوان همدرد
من هم نسل و
همراه .بخوان
شعر مرا با
حسرت واه
دوباره اول
مهر است و
پاییز .گلوی
اسمان از بغض
لبریز
منو میزی که
خالی مانده
از تو. وگلهای
که پژ مرده سر
میز
هیلا
صدیقی
|