نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏شنبه‏، 2011‏/09‏/03

04

 

 

دانشگاه، تهدیدی همیشگی علیه اندیشهی بسته

کیهان یوسفی

 

بحران و بحران آفرینی کالبد اصلی و غیرقابل تفکیک تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی میباشد. بحرانآفرینی با این هدف که آنان همیشه کنشگر و آفریننده حوادث و رویدادها باشند و خود پایان این رویدادها را تعیین یا به عبارتی مدیریت نمایند. به همین دلیل هر بار با برجسته و مطرح نمودن موضوعی توانستهاند ذهن و فکر افکار عمومی را به سمت برنامهها و توطئههای خویش جلب نمایند. برنامههاو توطئههایی که منجر به خلق اتفاقات و حوداثی گردیده که در پایان اهداف و خواستههای طراحان آن را برآورده میکند.

بدون شک تمام تلاش و اقدامات مسئولان رِژیم برای حفظ و بقاء ساختار سیاسی و کنترل جامعه میباشد. به همین خاطر همیشه و با بهکارگیری روشهای گوناگون در تلاش برای کنترل آن مکانهایی است که میتوانند بستری مناسب برای آفرینش اندیشه یا جریانی اعتراضی باشند.

دانشگاه یکی از آن مکانهایی است که همیشه میدان منازعه و کشمکش دگر اندیشان با مسئولان جمهوری اسلامی بوده است. مکانی که در مقاطع زمانی مختلف قادر بوده ماهیت و مشروعیت رژیم جمهوری اسلامی را به چالش کشیده و مقدسات تصنعی این رژیم را مورد شک و تردید قرارد دهد. بر همین اساس دانشگاه مکانی بوده است که رژیم همیشه برآن بوده تا هژمونی و اقتدار خود را در آنجا حاکم نماید و بدین طریق خود آنجا را اداره و کنترل کند. ولی باوجود بهکارگیری روشها و ابزار گوناگون هنوز هم نتوانسته است آنگونه که باید به توفیقی در این زمینه دست یابد و دانشگاه به صورت مدوام آفریننده بازیگران و اندیشههایی بوده است که با ساختار و ایدئولوژی حاکم ناسازگا و در تضاد بوده است.

از مجوع کل قبولشدگان مرحله نخست کنکور سراسری امسال 68% آن را زنان تشکیل میدهند. ولی در فهرست انتخاب رشته دانشجویان در 48 دانشگاه ظرفیت پذیرش زنان به نسبت مردان بسیار کمتر و حتی در تعدادی از رشتهها نیز تنها مردان مجاز به انتخاب میباشند. یکی از این دانشگاهها دانشگاه علامه طباطبایی تهران، بزرگترین دانشگاه علوم انسانی ایران است که بعد از اعلام نتایج کنکور، تعدادی از رشتههای مقطع کارشناسی این دانشگاه در دفترچه انتخاب رشته حذف شده بود که بعد از گذشت چند روز و بحث و جنجال فراوان تعدادی از رشتههای حذف شده به فهرست لیست انتخاب رشته افزوده گردید.

بازنگری محتوای کتب و رشتههای درسی و همچنین طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها به عنوان موضوع روز طی دو سال گذشته مورد بحث و مجادله فراوانی قرار گرفته است. ولی در اینجا موضوعی که محور بحث ما را تشکیل میدهد دشمنی جمهوری اسلامی با موضوع "علوم انسانی" است که از همان آغاز در دست گرفتن قدرت و تلاش برای تسخیر دانشگاه آن را همچون تهدیدی علیه خود دانسته و به آن همچون مشکل و مسئلهای اساسی در دانشگاهها نگریسته است.

مسئله و مشکل حکومت اسلامی و زمامداران آن با علوم انسانی چیست؟ علوم انسانی چه موضوعاتی را مورد بحث قرار میدهند که مطالعه و یادگیری آنها سبب به خطر افتادن امنیت وزندگی فرد ایرانی میگردد؟

آیان این جامعه ایران و اجتماع دانشجویی است که علوم انسانی آنها را تهدید و ضررمند میکند یا این نوع نگرش دارای اساسی سیاسی است که حاکمیت را مورد مخاطره قرار میدهد؟

اگر چه مسئله‎‎ی علوم انسانی در دانشگاهها یکی از مسائل ریشهای برای رژیم از آغاز شناخته شده و تعریف گردیده ولی مورد بحث قرار گرفتن مجدد این موضوع بر میگردد به اعترضات اخیر بعد از انتخابات و نقش دانشگاه و دانشجو در ابراز اعتراض و نارضایتی علیه سیاستهای غلط و ایدئولوژی دگم و بسته حکومت و همچنین بعد از انتقاد خامنهای رهبر رژیم از تدریس علوم غربی و همچنین نگرانی ایشان از وجود دو میلیون دانشجو در بخش علوم انسانی از مجموع سه و نیم میلیون دانشجو در ایران.

مطالعه علوم انسانی جامعه را با اصطلاحاتی همچون دموکراسی، حقوق بشر، آزادیهای فردی، حقوق یکسان زن و مرد، حق تعیین سرنوشت، نسبی بودن قدرت و قانون و .. آشنا میکند که این نیز با ماهیت و شکل حکومت آخوندها در تضاد بوده و تهدید و خطری جدی علیه ساختار حکومت آنان است.

کار از جایی دیگر میلنگد و آنها قادر به رفع و چارهیابی مشکل اصلی نبوده و مسئله را موضوعی دیگر نسبت داده و با بحران آفرینی برآنند تا افکار عمومی را تحریف نمایند. عدم توجه به مسائلی همچون عدم آزادی، وجود استبداد و سرکوب، بیکاری، منزوی شدن از جامعه جهانی و ... و پرادختن به تدریس علوم انسانی در دانشگاه و مختلط نمودن پسران و دختران در دانشگاه به عنوان مسئلهی جدی و بنیادی.

نقش بینادی و اساسی دانشگاه علیه استبداد و ایدههای ارتجاعی و عقب افتاده واقعیتی غیر قابل انکار است. استدلال مسئولان رژیم این است که چونکه زادگاه و خاستگاه علوم انسانی غرب است آنها این علوم را ویژه فرد غربی میدانند و برآنند که این علوم برای فرد شرقی و به ویژه فرد ایرانی پاسخگوی نیازها و خواستههایش نیست. محوریت موضوع علوم انسانی به بحث در مورد طبیعت انسانهاست که طبیعت انسانها نیز مختص انسانهاست و نمیتواند از مکانی به مکانی دیگر متفاوت باشد، به عنوان مثال آزادیخواه بودن ویژگی طبیعی هر فرد است یا اینکه خشونت که هابز به آن میپردازد و یا گرایش انسانها برای رفاه و امنیت و زندگی لذت بخش. به همین دلیل آنچه را که بتوان به عنوان تفاوت به شمار آورد فرهنگ، نوع آموزش و تربیت است که از مکانی به مکانی دیگر میتواند متمایز باشد و انسانها را از همدیگر تفکیک نماید نه طبیعت و ذات آنها. آنچنانکه مورد اشاره قرار گرفت ویژگی علوم انسانی نسبی بودن آنهاست که حتی مباحث و اصطلاحاتی همچون: قدرت، حاکمیت، مشروعیت و ... را نیز در بر میگیرد و ساختار و ماهیت سیستم ولی فقیه را نیز مورد سئوال قرار میدهد.

به همین دلیل آنها میخواهند که دانشگاهها افرادی را تربیت کنند که آنها میخواهند نه فردی که بر اساس شناخت و آگاهی خود میاندیشد و خود خوب و بد پدیدهها را ازهم تفکیک میکند و در مورد آنها اظهارنظر میکند. بر این اساس دانشگاه آفریننده و تربیت کننده فرد آزاد و پرسشگر است و جمهوری اسلامی فردی مطیع و حلقه به گوش را میخواهد که این دو نیز در تضاد با یکدیگرند و به همین دلیل است که زمامداران رژیم این موضوع را به عنوان تهدیدی مینگرند و هر بار بحران آفرینی و توطئهای برآنند که به تقابل با آن پردازند.

 

 منبع: دانشجو نیوز

 

 

 

 

صفحه‌ای که در آن قرار دارید، آرشیو سایت قدیمی نهضت مقاومت ملی ایران می‌باشد.برای دستیابی به سایت جدید به این آدرس رجوع کنید: namir.info