نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏شنبه‏، 2013‏/01‏/05

 

 

 

نهضت مقاومت ملی ايران

بنیانگذار دکتر شاپور بختیار

National Movement of the Iranian Resistance

NAMIR

 

دکتر بختیار نخست وزیر قانونی

 

اگر راه قانونی احتمال کامیابی نداشت، آیا آنان که به این راه پشت کردند راه موفق تری برای استقرار قانون و آزادی در ایران داشتند؟ و اگر داشتند چرا بدان عمل نکردند، یا چرا تا امروز چیزی در باره آن راه نگفته اند؛ یا اگر بدان عمل کرده اند چه نتیجه ای از آن گرفته اند؟

دکتر شاپور بختیار، همچون توماس جفر سون نویسندهٔ اصلی اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا که در جوانی قسم خورده بود تا دشمن همیشگی هرگونه خودکامگی در اندیشه بشر باشد، هم با نازی های آلمان که فرانسه را اشغال کرده و بدنبال آن بودند که ایدئولوژی ضد انسانی خود را به تمام جهان گسترش دهند، و هم با دیکتاتوری محمدرضا شاه پهلوی که پس از کودتای ٢٨ مرداد رژیمی را در وطنش پایه ریخت که صدای هر آزادیخواهی را درگلو خفه می نمود، مبارزه کرد. به پیروی از همین عقیده و منطق بود که او همچنین با بانیان نظام توتالیتر جمهوری اسلامی که میخواستند حاکمیت دینی را جانشین حاکمیت ملی نمایند، و حتی قبل ازروی کار آمدن آنان،  بمبارزه پرداخت و در این راه از پای ننشست تا جان بر سر این کار نهاد.

دکتر شاپور بختیار بعنوا ن شاگرد اصیل مکتب مصدق رهبر نهضت ملی ایران، بارها گفته بود که گرچه ملی کردن صنعت نفت همچون ستاره ای درخشان بر تارک زندگی پر افتخار مصدق می درخشد، ولی آنچه مصدق را تبدیل به راد مرد بزرگ تاریخ ایران ساخته است احترام و پایبندی او به قانون، حتی در سخت ترین شرایط، و اعتقاد بی چون و چرای وی به حاکمیت ملی، آزادی، دموکراسی و حکومت پارلمانی است. دکتر بختیارهنگامی که در مقام نخست‌ وزیر قانونی ایران، هم برای ادای احترام به استاد خود، و هم بجهت بستن پرانتز سیاهی که با کودتای ۲۸ مرداد باز شده بود، بر مزار مصدق دراحمدآباد حضور یافت، با ننگین خواندن کودتای ۲۸ مرداد بعنوان نقطه عطفی در مبارزات ملیون ایران اهداف دراز مدت رهبر بزرگ خود را، که همواره چراغ راهنمای او نیز بوده اند، این گونه بیان داشت: "من معتقدم که اگر مصدق را حتی در سال ۱۳۱۰ که می‌خواستند [او را] بکشند، کشته بودند و ملی کردن نفت هم باعث شهرتش نشده بود، باز همان خدمتی که در روشن کردن افکار مردم راجع به دموکراسی و حکومت پارلمانی کرده بود، برای باقی ماندن نامش در تاریخ ایران کافی بود."

قبول نخست وزیری از طرف دکتر بختیار درشرایطی انجام گرفت که کم نبودند کسانی که در برابر حرکات خیابانی توده های مسحور و هیجان زده، خود را باخته بودند و « شانس موفقیت» در آن لحظات را ناچيز می دیدند و باتسلیم شدن به صف مقابل نهضت ملی، به عدم کامیابی راه قانونی کمک رساندند. در چنین اوضاعی، بختیار معتقد بود  که آنچه بایستی آن را اصل و پایه قرار داد، دموکراسی است وحصول آن هم جز با گذار مسالمت آمیز از دیکتاتوری محمد رضاشاهی به نظامی دموکراتیک ممکن نیست. او بر این نظر بود که شرایط برای چنین گذاری بیش از هر زمان دیگری فراهم گردیده است و رفتن شاه از ایران، به معنی ِ حذف سیاسی عامل اصلی وضعی  که نظام پارلمانی کثرت گرا را به یک دیکتاتوری فردی و خشن تبدیل کرده بود، به چنین تحولی کمک نموده است؛ . بشرط اینکه چنین تغییراتی متکی بر اراده ملت و در شرایطی دموکراتیک و آرام، با آزادی کامل احزاب و مطبوعات و استفاده از امکاناتی انجام پذیرد که در قانون اساسی پیش بینی گردیده است.

دکتر بختیار خطاب به ملت میگفت: "شما باید آزاد باشید و انتخاب بکنید. من معتقدم که آنچه من می‌‌گویم وحی مُنزَل نیست. من می‌گویم شما آنچه را که ازمن می شنوید با معیار اصول فلسفی و اخلاقی و... [هر گونه حزب و] اجتماعی که دارید بسنجید [و] بعد انتخاب بکنید... ایشان [خمینی] از یک موضعی صحبت می‌کنند که [یعنی] آنچه را که او می‌گوید همان باید بشود. وموضع من چیزی دیگر است، و آن این است که هرچه من می‌گویم با تعقل، بدون هیجان روحی، بدون داد و فریاد بسنجند و [آنگاه] راه خود را انتخاب کنید."

اعتقاد راسخ دکتربختیار به قضاوت مردم در محیطی آزاد و بدون تشنج و، بعلاوه، تفاوت اساسی او با مخالفان و حتی با برخی از نزدیکترین یاران وی، یعنی آنان که همچون او، همواره اجرای قانون اساسی را از شاه طلب میکردند، بر اصل تعریف ملت و اراده ملت و تجلی‌گاه آن استواربود. دکتر بختیار در آنزمان می کوشید تا توجه مردم ایران را به اهمیت نظام دموکراتیکی جلب کند که در آن رأی آزاد و آزادانه ی مردم حرف اول و آخر را می زند. چه او حاکمیت را حق مسلم و بی چون و چرای ملت، و نه هیچ کس دیگری، میدانست و معتقد بود که خواست و اراده مردم ایران بایستی سرچشمه هر تصمیمی در نحوه اداره کشور باشد  و برای هیچ ایرانی  در این باره تفاوتی قائل نبود. او معتقد بود که مردم ایران فارغ از اینکه زن باشند یا مرد و از نظر دیانت در اکثریت باشند یا اقلیت، دارای حقوق مساوی و برابرند. در دیدگاه او دیانت و مذهب از اموری بحساب می آمد که مربوط به احوال و اعتقادات شخصی میشود.

جای خوشوقتی است که در این روزگار و سی و سه سال پس از ١٦ دیماه  ١٣٥٧، اکثریت عمده از روشنفکران جامعه و  شخصیت های اهل سیاست و علم و ادب، با تجدید نظر عمیق در قضاوت آنروز خویش در باره ی خمینی و انقلاب اسلامی او، به درستی گفتار و کردار بختیار اذعان نموده و آنرا با شجاعت و صراحت اعلام داشته اند.این درحالی است که هنوز هستند قلیل افرادی فرومایه در شخصیت و وامانده در سیاست بازی که، هرچند چگونگی پیوند و رابطه ی آنان با مصدق و جبهه ملی نیز بکلی تاریک است، در تحجر و کژ اندیشی های انقلابی سال ۵٧، زیرِ رَدای سالوسی «طرفداری از راه مصدق و جبهه ملی!»، با دشمنان قسم خورده ملیون ایران و جمهوری اسلامی همزبان شده اند و سالهاست با سوء استفاده از هر مناسبتی، از حمله ی ناجوانمردانه به بختیار و اقدام شجاعانه ی او در آن ایام سرنوشت ساز (قبول نخست وزیری و دفاع از سنگر قانون اساسی) و ایراد اتهام به او دریغ ندارند. آنان تا کنون شهامت جواب دادن باین سوال را نداشته اند که:

 "اگر راه قانونی احتمال کامیابی نداشت، آیا آنان که به این راه پشت کردند راه موفق تری برای استقرار قانون و آزادی در ایران داشتند؟ و اگر داشتند چرا بدان عمل نکردند، یا چرا تا امروز چیزی در باره آن راه نگفته اند؛ یا اگر بدان عمل کرده اند چه نتیجه ای از آن گرفته اند؟"

 

کتاب تاریخ مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران کوشش دکتر بختیار برای استقرار حکومتی متکی بر  رآی و اراده آزاد مردم ایران را بعنوان لوحی زرین از مبارزات خود به ثبت رسانده است. اکنون هم  کم نیستند کسانی که با توسل به نیروی خارجی در پی « آزادی» ایرانند، و آنان که هنوز هم راه عبث « اصلاح» جمهوری اسلامی را می پیمایند. برما ست که در مبارزه خود برای نیل به اهداف مصدق و بختیار (دموکراسی و حکومت پارلمانی ازاندیشه بختیارالهام گرفته و بقول الکساندر هامیلتون فیلسوف، حقوقدان و اقتصاددان آمریکایی: "آیا مردمان یک کشور براستی می توانند شایستگی خود را با تاسیس حکومتی نیکو بر اساس تامل و انتخاب به ثبوت برسانند؟ یا همواره در تعیین سامانه ی سیاسی کشورشان تسلیم تند باد حادثه و جبر زمانه می شوند؟ اگر اندک نکته ی درستی در این دو پرسش وجود داشته باشد، شرایط بحرانی موجود دیگر بار ما را در برابر انتخاب یکی از این دو گزینه قرار داده است. دوباره مرتکب اشتباه شدن نشانگر بدبختی عمومی نوع بشر است."،  نشان دهیم که با ر دیگر فریب مغر ضان و عوام فریبان را نخواهیم خورد.

 

ایران هر گز نخواهد مرد

نهضت مقاومت ملی ایران

دیماه ١٣٩١

 

 

 

 

صفحه‌ای که در آن قرار دارید، آرشیو سایت قدیمی نهضت مقاومت ملی ایران می‌باشد.برای دستیابی به سایت جدید به این آدرس رجوع کنید: namir.info